تبليغاتX
.: طب ایرانی :.

 

نوروز یكی از اعیاد باستانی ایران زمین است كه پس از گذشت چند هزار سال، هنوز هم آئین مربوط به آن با برنامه های خاصی اجرا می شود. یكی از مراسم زیبای نوروز، تدارك سفره هفت سین در شب عید است كه خانواده های ایرانی، خود را ملزم می دانند به هنگام تحویل سال نو در هر ساعتی از شبانه روز كه باشد، دور سفره هفت سین نشسته و با تلاوت قرآن كریم برای خود و اطرافیان آرزوی سلامت و موفقیت كرده و از درگاه یكتای بی همتا آرزوی سالی پر از خیر و بركت و شادكامی كنند.
سفره هفت سین را معمولاً روی زمین می گسترانند و هفت گیاه كه بعضی از آنها به صورت فرآورده است، به عنوان هفت نماد در آن جمع می شود.
از علت انتخاب این گیاهان در سفره هفت سین و این كه چرا تعداد هفت گیاه (یا فرآورده) كه حرف نخست اسم آنها با حرف سین شروع می شود چیزی نمی دانیم. اما عقیده عموم بر آن است این گیاهان كه علاوه بر مصارف غذایی، مصارف دارویی و شفابخشی نیز دارند، سلامتی، سرسبزی، شفا و شادمانی و خیر و بركت را به همراه می آورند.

بررسی این گیاهان از دیدگاه طب سنتی و سایر موادی كه در گروه «سین ها» نیستند، اما به گونه ای به سفره هفت سین راه یافته اند و نیز راز و رمز عدد هفت می تواند ما را به حقیقت این رسم كهن نزدیك تر سازد. سبزه، سیب، سركه، سنجد، سماق، سركه و سمنو هفت سین سحرآمیز است. همچنین اسفند، سكه، آب و آئینه نیز زینت بخش این سفره پربركت و زیبا است.
سیب میوه بهشتی!
سیب یكی از سالم ترین و مفیدترین میوه ها و غنی از آهن است. از این میوه عطاران قدیمی شربت ها و دم كردنی های گوناگونی را برای درمان های مختلف تجویز می كرده اند و مثل معروف «خوردن یك سیب در روز، طبیب را دور می سازد» اشاره به خواص درمانی - پیشگیری این میوه بهشتی دارد. سیب تقویت كننده اعصاب و آرام بخش است.
انگلیسی ها، چای برگ سیب را كه چند تكه میوه هم در آن افزوده می شود برای برطرف كردن سرفه و رفع زكام مفید می دانند. سیب داروی سینه است و در شربت های گیاهی از آن استفاده می شود. از پوست خشك شده سیب، جوشانده هایی تهیه می كنند كه آن را برای برطرف ساختن تب و تشنگی، سرفه، گلودرد، دردهای كلیه و... مفید می دانند. مربای سیب، مقوی قلب و معده است.
در طب سنتی خواص دیگری را نیز برای سیب قائل بودند كه عبارتند از درمان بدبویی نفس و دهان، درمان ورم و ضرب دیدگی دور چشم، درمان اسهال و استفراغ های صفراوی، ضعف عمومی، یبوست، كلسترول اضافی خون، اوره، روماتیسم، نقرس، ضعف دستگاه گوارش، زكام، سیاه سرفه، گوش درد، یرقان، تورم ریه و روده، تبخال و پیشگیری از پیری زودرس. سیب داروی مقوی ورزشكاران و كودكان است.
مضرات سیب
سیب كال موجب تب های مختلف، ضعف حافظه، نفخ شكم و درد عضلات می شود. خنثی كننده مضرات سیب، گل قند و دارچین است.
سمنو، غذای بهشتی!
سمنو را از عصاره جوانه گندم تازه و آرد كامل گندم تهیه می كنند. سمنو، خوشمزه و شیرین است و این در حالی است كه به آن هیچ ماده شیرین كننده ای اضافه نمی كنند. علت شیرینی آن تركیب عصاره جوانه گندم كه خود طعم نسبتاً شیرینی دارد با آرد كامل است. مواد و ویتامین های موجود در گندم و جوانه آن، ارزش غذایی و درمان و پیشگیری از بیماری ها را دارد. سمنو دارای ویتامین های A ، E ، K وگروه ویتامین های خانواده B از جمله: B۱ ، B۳ ، B۵ ، B۸ ، B۱۲ و مواد مهم دیگری مانند: فسفر، كرومیوم، سلنیوم، روی، آهن و مس است.
سمنو، مغذی و انرژی زاست و برای درمان مادران باردار، كودكان و نوجوانان و جوانان ورزشكار (زیبایی اندام) مفید است. سمنو، داروی طول عمر، آرامش اعصاب و شیرافزا است و داروی مفیدی برای شفابخشی در سوءهاضمه، اختلال و سنگ كیسه صفرا، كندی ضربان قلب، پادرد، ریزش مو، لاغری، یبوست، واریس، قندخون و دیابت، رشد قد، بی خوابی، عصبی، ضعف حافظه، هپاتیت و یرقان نوزادی (غذای مادر) و نیز در ترمیم زخم ها، عوارض یائسگی و ...

به عنوان غذا و كمك درمانی مفید و مؤثر است.
سیر؛ نوشداروی همه دردها
خواص طبی سیر، از عهد عتیق شناخته و معرفی شده است. برخی اقوام سیر را مثل نوشدارو و داروی همه دردها می دانستند. سیر، ضدعفونی كننده و میكروب كش قوی است و برای مداوای برونشیت، اسهال و سل مفید است. مصارف درمانی آن، بویژه در بیماری های ریوی: آسم، برونشیت و سیاه سرفه بسیار مشهور است.


سیر بهترین درمان كننده ضعف حافظه و فراموشی است. سیر داروی میخچه و زگیل است و برای درد و ناراحتی ناشی از زنبورزدگی به كار می رود. در درمان گل مژه، ناراحتی های دستگاه گوارشی، روماتیسم، ورم ها و ناراحتی قلبی و... كاربرد بسیاری دارد. سیر انگل ها را نابود می سازد و داروی خوب بی خوابی، تب، فلج و رعشه به شمار می آید. سیر باعث رقیق شدن خون و كاهش فشار خون، پایین آمدن قند و چربی خون می شود. در طب سنتی، مصرف سیر را در معالجه تمام بیماری هایی كه در اثر بدی جریان خون و فشار خون پیدامی شود، مفید می دانند. مصرف سیر به علت وجود گوگرد فراوان در آن و سایر تركیبات یك ضد سم و تقویت كننده واقعی است.سیر سیستم ایمنی را فعال می سازد و تعداد سلول های كشنده طبیعی در بدن را كه مسئول كنترل سرطان هستند، زیاد می كند.
مطالعات نشان داده است سیر یك عامل ضدسرطان است و از ایجاد بعضی از ژن های عامل سرطان در شكم، پیشگیری می كند و DNA را از تخریب توسط سایر ژن های سرطانی محفوظ نگاه می دارد و سلول های كبد و مغز را محافظت می كند. بهترین و مؤثرترین نوع مصرف سیر، استفاده از سیر تازه و خام به صورت له شده است.
موارد منع مصرف سیر
افراد معتاد و مبتلا به یبوست و افرادی كه معتاد نیستند اما یبوست دارند، باید از خوردن سیر خودداری كنند. همچنین افرادی كه قادر به هضم غذا نیستند و آنهایی كه به ورم چركی كلیه مبتلایند نیز باید از خوردن سیر بپرهیزند. مادران شیرده نیز به علت این كه بوی سیر به شیر مادر نیز سرایت می كند و موجب آزار شیرخوار می شود، از خوردن سیر خودداری كنند.
سنجد؛ میوه فراموش شده
درخت سنجد در نواحی سرد و معتدل رشد می كند. میوه آن شیرین و گس است. طبیعت آن سرد و خشك و یبوست آور است.جوشانده برگ درخت سنجد خاصیت جمع كننده و ضداسهال دارد. سنجد بهترین دارو برای درمان اسهال كودكان است.
سنجد از نظر غذایی، كم كالری و برای اطفال سازگار و مقوی معده و مانع از آثار صفرا است. طب گیاهی درباره خواص درمانی سنجد می گوید: سنجد از ریخته شدن باد نزله به درون بینی پیشگیری می كند. مصرف سنجد برای درمان و جلوگیری از عوارضی مثل «قی» اسهال صفراوی، زخم روده، سرفه های حاد گرم، سردرد و اثر رطوبت نافع است.امام باقر (ع) فرموده است: «میوه سنجد گوشت بر استخوان می رویاند و انسان را فربه می سازد.

پوست را تقویت كرده و كلیه ها را گرم نگه می دارد
از این رو سنجد را می توان یك تقویت كننده مؤثر و ضدلاغری دانست، برای كودكانی كه وزن نمی گیرند به عنوان یك درمان كمكی مورد استفاده قرارداد. با همه اینها در مصرف سنجد هم، همانند سایر موادخوراكی حدتعادل را باید رعایت كرد.
سماق؛ منبع مهم ویتامین «ث»
درخت سماق، مانند درخت انار (درختچه) است و دانه های خوشه ای به شكل عدس دارد كه به رنگ قهوه ای و قرمز، بسته به آب و هوا، خاك و منطقه رشد دارد. سماق یكی از منابع قوی ویتامین «ث» است و سموم را از بدن می راند.


سماق، علاوه بر مصارف غذایی، به عنوان چاشنی و ادویه، مصرف دارویی نیز دارد. طعم ترش سماق، بزاق دهان را افزایش می دهد و به هضم غذا كمك می كند. سماق خاصیت جمع كنندگی دارد. از این رو در درمان اسهال، استفراغ و خونریزی ها بویژه خونریزی لثه ها مفید است. سماق خاصیت آنتی بیوتیكی و ضدعفونی كننده دارد و در اسهال های ناشی از مسمومیت، بسیار مفید است. سماق در درمان بواسیر، ورم ها، زخم های رطوبتی چشم، فساد لثه ها، زخم های آبدار، لك و پیس، سفیدك، كك مك و ورم چشم مفید است.
سركه؛ ضدسرطان
سركه را از انواع میوه های شیرین تهیه می كنند كه معروفترین آنها سركه سیب و سركه انگور است. هریك از انواع آن دارای كاربردهای وسیعی در غذا و درمان است. اما آنچه موردنظر ما است و در هفت سین گیاهی وارد می شود، سركه انگور طبیعی است.
تحقیقات نشان داده است سركه انگور پس از تخمیر دارای اسیدهای آمینه بیولوژیك می شود. اما در سركه های صنعتی (كه از اسید استیك تهیه می شوند) این ماده مهم و ضروری برای بدن، وجودندارد. سركه ماده ای است قابض و بسیار خشك كننده، سریع النفوذ و رساننده اثر و قوه داروها به اعضای بدن و نرم كننده و برطرف كننده اخلاط فاسد و غلیظ بویژه بلغم و صفرا است.
سركه از توسعه زخم های مزمن، باد سرخ، جوش های خارش دار، بواسیر، عقربك جلوگیری می كند.
همچنین سركه پادزهر خوبی برای نیش حشرات است و به عنوان یك داروی مؤثر در درمان نقرس، آفتاب زدگی، ورم سینه و غدد بناگوش و انواع سردردهایی كاربرد دارد كه مربوط به خون و صفرا است و سردردهایی كه از بخار حمام ناشی می شود. سركه داروی خوبی برای گرفتگی بینی، ورم گلو و گلودرد بوده و در مشكلات مربوط به دندان و لثه و بدبویی دهان كاربرد دارد. همچنین در درمان مسمومیت ها، ضربه های زیرچشم، غده ها و ورم های سرد مورداستفاده قرارمی گیرد. سركه در رژیم های غذایی نمك، گوشت، چاقی، بیماری قند و روماتیسم مورداستفاده قرارمی گیرد.
سركه زیادكننده ترشح بزاق، هضم كننده غذا، اشتهاآور، صفراآور و قاعده آور است (در مواردی نیز موجب قطع قاعدگی می شود). سركه احتمال به دنیا آوردن نوزاد دختر را افزایش می دهد و در درمان ورم طحال و كلیه و اختلالات كبدی اثرداشته و داروی بی خوابی و ضعف حافظه، چربی خون و درمان كننده سكسكه (با قند مصرف شود) انگل روده و معده، سنگینی گوش، استسقا و ضدبلغم و عطش شناخته شده است.
موارد منع مصرف سركه
موارد گفته شده در بالا فقط بخشی از آثار درمانی این داروی شفابخش است. در حالی كه مصرف سركه برای افراد دیگری مانند افراد عصبی و مستعد به آسم و آلرژی منع شده است .
افراد مسن هم بهتر است كمتر سركه استفاده كنند . همچنین زیاده روی در مصرف سركه برای ورم پروستات، ورم كلیه، اختلالات قاعدگی و كبد مناسب نیست.
مصرف سركه برای بواسیر، تصلب شرائین، تاری دید، روماتیسم، فلج، ورم معده و روده و مشكلات گوارشی، سردرد، سرماخوردگی، امراض ریوی، سنگ كیسه صفرا، نازایی، یبوست و سل بویژه در بیماری های خونی با مشكلات انعقادی (هموفیلی) و نیز افراد لاغر توصیه نمی شود و جداً باید از مصرف آن پرهیزكرد.




دكتر معصومه رفیعی مرند
روانشناس بالینی و پژوهشگر


روزنامه ایران

تأثیر تغذیه بر اخلاق


در روایات متعددى مى خوانیم : یكى از شرایط استجابت دعا پرهیز از غذاى حرام است؛ از جمله، در حدیثى آمده است كه شخصى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و عرض كرد: «احب ان یستجاب دعائى؛ دوست دارم دعاى من مستجاب شود!» پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «طهر ماكلك ولاتدخل بطنك الحرام ، غذاى خود را پاك كن و از غذاى حرام پرهیز نما!»

همین معنى از همان بزرگوار با تعبیر دیگرى آمده است، مى فرماید: «من احب ان یستجاب دعائه فلیطیب مطعمه و مكسبه; كسى كه دوست دارد دعایش مستجاب شود، طعام و كسب خود را از حرام پاك كند!»

با توجه به این كه در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «ان الله لایستجیب دعاء بظهر قلب قاس; خداوند دعایى را كه از قلب قساوتمند برخیزد مستجاب نمى كند!» مى توان نتیجه گرفت كه غذاى ناپاك و حرام، قلب را تاریك و قساوتمند مى كند; و به همین دلیل، دعاى حرام خواران مستجاب نمى شود و از اینجا به رابطه نزدیكى كه در میان ناپاكى درون و تغذیه حرام وجود دارد، مى توان پى برد.

در حدیث معروف امام حسین علیه السلام در روز عاشورا آمده است كه بعد از ایراد آن سخنان داغ و پر محتوا و گیرا در برابر لشكر لجوج و قساوتمند كوفه، هنگامى كه ملاحظه كرد آنها حاضر به سكوت و گوش دادن به سخنانش نیستند، فرمود: (آرى! شما حاضر به شنیدن سخن حق نیستید زیرا ملئت بطونكم من الحرام فطبع الله على قلوبكم; شكمهاى شما از غذاهاى حرام پر شده است، در نتیجه خداوند بر دلهاى شما مهر زده است (و هرگز حقایق را درك نمى كنید!)»

2- در روایات دیگرى آمده است; كه رابطه اى در میان خوردن غذاى حرام و عدم قبول نماز و روزه و عبادات، وجود دارد; از جمله، در حدیثى از پیامبراكرم صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «من اكل لقمة حرام لن تقبل له صلوة اربعین لیلة، و لم تستجب له دعوة اربعین صباحا و كل لحم ینبته الحرام فالنار اولى به و ان اللقمة الواحدة تنبت اللحم; هركسى لقمه اى از غذاى حرام بخورد تا چهل شب نماز او قبول نمى شود،و تا چهل روز دعاى او مستجاب نمى گردد; و هر گوشتى كه از حرام بروید، آتش دوزخ براى آن سزاوارتر است; و حتى یك لقمه نیز باعث روییدن گوشت مى شود!»

بدیهى است براى قبولى نماز، شرایط زیادى لازم است، از جمله حضور قلب و پاكى دل، اما غذاى حرام پاكى قلب و صفاى دل را از انسان مى گیرد.

3- در روایات متعدد دیگرى از پیامبراكرم صلى الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام آمده است كه: «من ترك اللحم اربعین صباحا ساء خلقه;كسى كه چهل روز گوشت را ترك كند، اخلاق او بد مى شود

از این احادیث بخوبى استفاده مى شود كه در گوشت ماده اى است كه اگر براى مدت طولانى از بدن انسان قطع شود،در روحیات و اخلاق او اثر مى گذارد،و كج خلقى و بد اخلاقى به بار مى آورد.

البته استفاده زیاد از گوشت حیوانات نیز در بعضى از روایات مزموم شمرده شده، ولى از ترك آن براى مدت طولانى نیز در بسیارى از روایات نهى شده است.

4- در روایات زیادى كه در كتاب «اطعمه و اشربه » آمده است، رابطه اى میان بسیارى از غذاها و اخلاق خوب و بد، بیان گردیده به عنوان نمونه:

در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «علیكم بالزیت فانه یكشف المرة .... و یحسن الخلق; بر شما لازم است كه از زیت (زیت به معنى روغن زیتون  یا هرگونه روغن مایع است) استفاده كنید، زیرا صفرا را از بین مى برد... و اخلاق انسان را نیكو مى كند!»

5- در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: كه از كلام پیامبر صلى الله علیه و آله چنین نقل مى كند «من سره ان یقل غیظه فلیاكل لحم الدراج; كسى كه دوست دارد خشم او كم شود گوشت دراج را بخورد!» (دراج پرنده‏اى است‏شبیه به كبك كه گوشت لذیدى دارد)

از این تعبیر بخوبى استفاده مى شود كه رابطه اى میان تغذیه و خشم و بردبارى وجوددارد.

6- در روایت مشروحى از تفسیر عیاشى از امام صادق علیه السلام نقل شده درباره این كه چرا خداوند خون را حرام كرده مى فرماید: «و اما الدم فانه یورث الكلب و قسوة القلب و قلة الرافة و الرحمة لا یؤمن ان یقتل ولده و والدیه ....; این كه خداوند خوردن خون را حرام كرده به خاطر آن است كه سبب جنون و سنگدلى و كمبود رافت و مهربانى مى شود ... تا آنجا كه ممكن است فرزند و یا پدر و مادرش را به قتل برساند!»

در بخش دیگرى از این روایت مى فرماید: «و اما الخمر فانه حرمها لفعلها و فسادها وقال ان مدمن الخمر كعابد الوثن و یورث ارتعاشا و یذهب بنوره و یهدم مروته; و اما شراب، خداوند آن را به خاطر تاثیر و فسادش حرام كرده است و فرمود شخص دائم الخمر مانند بت پرست است بدنش لرزان مى شود، و نور (معنویت) او را از بین مى برد، و شخصیت او را ویران مى سازد!»

7- در روایات متعددى كه در كافى درباره انگور  آمده است رابطه میان خوردن انگور و برطرف شدن غم و اندوه دیده مى شود; از جمله، در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «شكى نبى من الانبیاء الى الله عزوجل الغم فامره الله عزوجل باكل العنب; یكى از پیامبران الهى از غم و اندوه (و افسردگى) به پیشگاه خداوند متعال شكایت كرد; خداوند متعال به او دستور داد كه انگور بخورد!»

این حدیث تاكید بیشترى است بر مساله ارتباط تغذیه با مسائل اخلاقى.

8- در احادیث متعددى نیز رابطه خوردن انار  و از میان رفتن وسوسه هاى شیطانى و به وجود آمدن نورانیت قلب دیده مى شود; از جمله، در حدیث معتبرى از امام صادق علیه السلام آمده است كه مى فرمود: «من اكل رمانة على الریق انارت قلبه اربعین یوما; كسى كه یك انار را ناشتا بخورد، چهل روز قلبش را نورانى مى كند.»

9- در روایت متعددى در باب «خوردن » تعبیراتى دیده مى شود كه همه نشانه ارتباط تغذیه با روحیات و مسائل اخلاقى است; از جمله، در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خوانیم كه به جعفر (ابن ابى طالب)علیهماالسلام فرمود: «یا جعفر كل السفرجل فانه یقوى القلب و یشجع الجبان; اى جعفر! « به» بخور قلب را تقویت مى كند و ترسو را شجاع مى سازد!»

10- در بعضى از احادیث رابطه میان غذاى اضافى و سنگدلى و قساوت و عدم پذیرش موعظه دیده مى شود; از جمله، در كتاب «اعلام الدین » از پیغمبر اكرم نقل شده كه فرمود: «ایاكم و فضول المطعم فانه یسم القلب بالقسوة و یبطى ء بالجوارح عن الطاعة و یصم الهمم عن سماع الموعظة; از غذاى اضافى بپرهیزید كه قلب را پر قساوت مى كند و از اطاعت حق تنبل مى سازد و گوش را از شنیدن موعظه كر مى نماید!»

فضول الطعام (غذاى اضافى) ممكن است اشاره به پرخورى باشد یا غذاهاى باقى مانده و فاسد شده، و در هر حال از رابطه تغذیه و مسائل اخلاقى خبر مى دهد.

همین معنى در بحارالانوار از بعضى از روات اهل سنت از پیغمبراكرم صلى الله علیه و آله نقل شده است.

از این حدیث بخوبى استفاده مى شود كهغذاى اضافى سه پیامد سوء دارد: قساوت مى آورد; انسان را در انجام عبادات و طاعات تنبل مى كند; و گوش شنوا را در برابر مواعظ از انسان مى گیرد!

این مطلب كاملا محسوس است كه وقتى انسان غذاى زیاد و سنگین مى خورد عبادات را به زحمت به جا مى آورد و نشاطى براى عبادت ندارد بعكس هنگامى كه غذاى ساده و كم مى خورد قبل از اذان صبح بیدار است نشاط دارد و حالت مطالعه و عبادت دارد.

همچنین به تجربه رسیده است هنگامى كه انسان روزه مى گیرد رقت قلب پیدا مى كند و آمادگى بیشتر براى شنیدن مواعظ در او حاصل مى شود; بعكس هنگامى كه شكم پر است فكر انسان درست كار نمى كند و خودش را از خدا دور مى بیند.

11- در احادیث اسلامى در ارتباط نوشیدن عسل با صفاى قلب، از امیرمؤمنان على علیه السلام مى خوانیم: «العسل شفاء من كل داء و لا داء فیه یقل البلغم و یجلى القلب; عسل  شفاى تمام بیماریها است و در آن بیمارى نیت بلغم را كم مى كند و قلب را صفا مى بخشد.»

نتیجه:

از مجموع آنچه در بالا آوردیم و روایات فراوان دیگر كه ذكر آنها به طول مى انجامد بخوبى استفاده مى شود كه رابطه نزدیكى میان تغذیه و روحیات و اخلاقیات وجود دارد، هرگز نمى گوئیم غذاها علت تامه براى اخلاق خوب یا بد است، بلكه همین اندازه مى دانیم كه طبق روایات بالا یكى از عوامل زمینه ساز پاكى و اخلاق، تغذیه است هم از نظر نوع غذاها و هم از نظر حلال و حرام بودن آنها.

دانشمندان امروز نیز معتقدند بسیارى از پدیده هاى اخلاقى به خاطر هورمونهائى است كه غده هاى بدن تراوش مى كند و تراوش غده ها رابطه نزدیكى با تغذیه انسان دارد; بر همین اساس، بعضى معتقدند كه گوشت هر حیوانى حاوى صفات آن حیوان است، واز طریق غده ها و تراوش آنها در اخلاق كسانى كه از آن تغذیه مى كنند اثر مى گذارد. گوشت درندگان انسان را درنده خو مى كند، و گشت خوك صفت بى بندوبارى جنسى را كه از ویژگیهاى این حیوان است به خورنده آن منتقل مى سازد.

این از نظر رابطه طبیعى و مادى است، از نظر رابطه معنوى نیز آثار خوردن غذاى حرام غیر قابل انكار است، غذاى حرام قلب را تاریك و روح را ظلمانى مى كند و فضائل اخلاقى را ضعیف مى سازد.

این سخن با ذكر یك داستان تاریخى كه مورخ معروف مسعودى در «مروج الذهب » آورده پایان مى دهیم:

او از «فضل بن ربیع » نقل مى كند كه «شریك ابن عبدالله » روزى وارد بر «مهدى » خلیفه عباسى شد، مهدى به او گفت باید حتما یكى از سه كار را انجام دهى، شریك سؤال كرد كدام سه كار؟ گفت یا قضاوت را از سوى من بپذیرى و یا تعلیم فرزندم را برعهده بگیرى، و یا غذائى (با ما) بخورى! شریك فكرى كرد و گفت سومى از همه آسانتر است، مهدى او را نگهداشت و به آشپز گفت انواعى از خوراك مغز آمیخته با شكر و عسل براى او فراهم ساز.

هنگامى كه «شریك » از آن غذاى بسیار لذیذ و (طبعا حرام) فارغ شد، آشپز رو به خلیفه كرد و گفت این پیرمرد بعد از خوردن این غذا هرگز بوى رستگارى را نخواهد دید! فضل ابن ربیع مى گوید مطلب همین گونه شد، و شریك ابن عبدالله بعد از این ماجرا هم به تعلیم فرزندان آنها پرداخت و هم منصب قضاوت را از سوى آنها پذیرفت.

منبع : كتاب اخلاق در قرآن كریم آیه الله مكارم شیرازی، جلد اول صفحه 149

نام کاربر ( ارسال کننده مطلب ) : سعید کمیلی

1ـ سير
2ـ پياز 
3ـ ترب
4ـ هويج 
5ـ بادمجان
6ـ كدو

به طوري كه از مجلات و مطبوعات طبي استفاده مي‌شود, طب جديد نزد بعضي از دانشمندان به عصر گياهان دارويي بازگشت كرده است و به منافع آن به ديده اعتبار مي‌نگرد و اثر طبيعي آن را در معالجه برخي از بيماري‌ها مي‌پذيرد, به طوري كه پزشكان در مناسبت‌هاي گوناگون بيماران خود را به استفاده از آن وادار مي‌كنند, چون مي‌بينند كه استفاده از گياهان دارويي در عين سادگي و تأثير گذاري ضرري ندارد و يا ضرر آن اندك است.
تعجبي ندارد, زيرا كه پيشرفت فكر بشري و تلاش او در راه كشف حقيقت به ناچار انديشمندان و محققان و افكار روشن را به كنه بعضي از منافعي كه خدا درگياهان طبيعي گذاشته, رهنمون مي شود تا آثاري را كه خدا در آنها قرار داده است به دست آورند.
در آن هنگام كه اطباء از فوائد گياهان دارويي غافل بودند و يا آن را در جاي خود به كار نمي‌بردند, دانشمندان اسلام و پيشوايان دين حنيف از آن غافل نبودند و از فوائد و خواص آن چيزهايي را گفته اند كه كتاب‌ها از آن پر است و احاديث بسياري در اين زمينه از ائمه معصومين (عليهم السلام) رسيده است, بنگريد به كتاب طب الائمه و طب الرضا و طب النبي و كتاب كشف الاخطار و كتاب بحارالانوار و كتابه‌هاي ديگر كه خواننده را از اطاله سخن در اينجا بي‌نياز مي‌كند.
براي اينكه از اصل بحث خود كه همان طب امام صادق (عليه السلام) است خارج نشويم, اينك برخي از سخنان طبي و راهنمايي‌هاي بهداشتي آن حضرت را درباره گياهان نقل مي‌كنيم؛ گياهاني كه پزشكان, پس از گذشت زماني طولاني به منافع آن ها پي برده‌اند و تفصيل مطلب را به كتاب‌هاي مفصل واگذار مي‌كنيم.
اينك بعضي از سخنان آن حضرت را مي‌آوريم و آنها را با سخنان پزشكان اين عصر تطبيق مي‌دهيم.
1ـ سير
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: با سير مداوا كنيد ولي پس از خوردن آن به مسجد نرويد. و فرمود: پيامبر مي فرمودند: سير بخوريد كه آن دواي هفتاد نوع بيماري است.
اين سخني است كه امام (عليه السلام) در مقام هدايت و ارشاد اصحاب خود فرموده است ولي آيا آنها ندانستند كه اين گياه عجيب به چه نوع بيماري فايده دارد؟ البته كه نه, ولي اكنون در قرن بيستم, علم آن را كشف كرده و به مغز سخن امام رسيده است.
روزنامه‌هاي فرانسه مقاله‌اي را از دكتر «ريم» پخشكردند كه مجله «الحكمة» چاپ لبنان آن را تحت عنوان «گوارا باد سير» به عربي ترجمه كرد. در اين مقاله آمده است:
خوشحال خواهي شد اگربداني كه پزشكان در فارماكولوژي جايگاه شايسته اين گياه را به آن داده‌‌اند و گفته‌اند كه كارگراني كه در هرم «خوفو» در مصر در سال 5400 پيش از ميلاد كار مي‌كردند زياد سير مي‌خوردند تا بدنشان قوي شود و از بيماري‌ها نجات يابند.
در جاي ديگري از اين مجله آمده كه تجربه‌هاي پزشكان معروفي مانند «سالين» و «لوتر» و «دويريه» و ديگران روشن كرده كه سير بلورهايي را كه در بدن جمع مي‌شوند و باعث تصلب شرايين مي‌گردند, از بين مي‌برد و خون را رقيق مي‌كند.
در طب جديد ثابت شده كه سير عضله‌هاي قلب را تقويت مي‌كند و فشار خون را تنظيم و خون را تصفيه مي‌كند و بااين كار بيماري‌هايي كه از فساد خون ناشي مي‌شود مانند سختي حيض در زن‌ها, مداوا مي‌كند. همچنين سير پيري زود رس و بواسير و روماتيسم را از بين مي‌برد و مجاري تنفسي را باز مي‌كند و تنگي نفس را بهبود مي‌بخشد و بعضي از انواع سل ريوي را معالجه مي‌كند به خصوص اگر با شير با هم خورده شود, چون به ميكروب «كخ» كه عامل بيماري سل است تأثير مي‌گذارد.
همچنين سير در برابر بيماري‌هايي مانند آنفلوآنزا و تب مصونيت ايجاد مي‌كند و رنگ صورت را زيبا و سرخ مي‌كند و روده‌ها را به خصوص در اطفال از عفونت پاك مي‌سازد و از تيفوئيد و ديفتري و خروسك حفظ مي‌كند.
گفته شده در شهرهايي كه مصرف سير زياد است عمر‌ها طولاني است و از سلامت خوبي برخوردارند: به اضافه اين كه سير باعث پاك سازي عفونت‌هاي داخلي و از بين رفتن التهاب‌ها و زخم‌هاي مزمن و حاد معده مي‌شود حيض و ادرار را به خوبي دفع مي‌كند و سنگريزه و كرم را در اطفال برطرف مي سازد.
اين بود برخي از فوائدي كه از اطباء درباره اين گياه به دست ما رسيده است و بقيه هفتاد نوع بيماري را كه در حديث آمده بايد از كتاب‌هاي طبي مفصل جستجو كرد. به كلام امام صادق (عليه‌السلام) بنگريد كه چگونه در عصري كه اهل آن نمي‌توانستند چيزي را درك كنند و اهل اين زمان با وسايل جديد و پس از رشد عقل با تجربه‌ها و گسترش علوم درك مي‌كنند, سخن گفته است.
2ـ پياز
امام صادق (عليه‌السلام) فرمودند: پياز بخوريد كه در آن سه خاصيت وجود دارد دهان را خوشبو مي‌كند و لثه‌ها را محكم مي‌سازد و بر نيروي جنسي مي‌افزايد و نيز فرمود: پيازدهان را خوشبو و پشت را محكم و بشره را زيبا مي‌كند و نيز فرمودند: پياز خستگي را از بين مي‌برد و اعصاب را قوي مي‌سازد و ميل جنسي را زياد مي‌كند و تب را مي‌برد.
اين سخن را امام صادق (عليه‌السلام) در قرن دوم هجري و پيش از كشف منافع پياز در طب امروز, فرموده است و در زمان او پياز چيز بي‌ارزشي بوده ولي امروز تجربه‌هايي كه درباره اين گياهان به عمل آمده, اسرار و منافع آن‌ها را نشان مي‌دهد و مي‌بينيم دكتر لاكوفسكي پس از آزمايش‌هاي بسيار فوايد پياز را به دست آورده و اثبات كرده كه در پياز ماده‌اي است كه ضد سرطان است همان بيماري مرموزي كه دانشمندان در كشف عامل آن رنج بسيار كشيده‌اند.
دكتر لاكوفسكي مي‌گويد: تجربه‌ها را ادامه مي‌دهيم و اميد داريم كه پياز در آينده علاج كننده بعضي از بيماري‌ها باشد.
دكتر دامر مي‌گويد: پياز در آن واحد هم طعام است و هم دوا و پزشكان آن را براي افزايش ادرار و درمان بيماري‌هاي كليوي و استسقاء به كار مي‌برند و بهتر است كه به صورت خام خورده شود.
پزشك ديگري مي‌گويد: پياز محتوي ماده با ارزشي است كه باعث تخفيف درد در بيني و حلق و مجاري تنفس مي‌گردد و مانند آنها.
اين چيزي است كه طب جديد درباره منافع پياز به آن رسيده است و در آينده, بقيه آنچه امام گفته است كشف خواهد شد, پس درست بينديش و انصاف بده كه امام چقدر از طب آگاهي داشته است و او اين مطالب را از پدران و نياكانش از منبع وحي به دست آورده واستاد و مدرس و معلمي نديده است.
3ـ ترب
پزشكان در خواص اين گياه گفته‌اند كه ترب ادرار را زياد مي‌كند, معده را براي هضم غذا آماده مي‌سازد و هضم را آسان مي‌كند و رماتيسم را معالجه مي‌كند و نفخ شكم را از بين مي‌برد و گاهي هم نفخ ايجاد مي‌كند كه دواي آن نمك است و نيز سينه را صاف مي‌كند و اشتهاآور است و بلغم را از بين مي‌برد و سنگريزه‌ها به خصوص سنگ كبد را مي‌شكند و خلط آور و بواسير را تسكين مي‌دهد.
مي‌گوييم: ترب داراي مواد معدني مفيد و محتوي ويتامين‌هاي ب – د- ث است.
امام صادق (عليه‌السلام) پيش از دوازده قرن فرموده است:
ترب بخوريد كه در آن سه خاصيت است: برگ آن بادها را مي‌شكند و مغز آن ادرار را آسان مي‌كند و باعث هضم عذا مي‌شود و ريشه آن بلغم را قطع مي‌كند همچنين امام درباره ترب مطالب زيادي شبيه اين مضمون فرموده است.
4ـ هويج
پزشكان در خواص هويج گفته‌اند كه آن داراي مقدار زيادي قند گياهي است كه زود جذب مي‌شود ولي هضم آن براي كودكان دشوار است. آب آن مفيداست و اگر همراه با عسل باشد تقويت كننده باه است, همان گونه كه براي امعاء و در تنگي نفس و ناراحتي اعصاب مفيد است و به رشد بدن در سن كودكي كمك مي‌كند و ريگ‌ها را برطرف مي سازد و كرم روده را نابود مي‌نمايد البته اگر خام خورده شود و همچنين باعث افزايش خون و جريان آن در بدن مي‌شود و جز آنچه گفته شد فوائد ديگري هم دارد كه طب امروز آن را كشف كرده و بيماران را به خوردن آن توصيه نموده است.
امام صادق (عليه‌السلام) در حديثي فرمودند:
هويج اماني از قولنج است و بواسير را درمان مي‌كند و به قوه باه كمك مي‌نمايد ونيز  فرمودند: خوردن هويج از كليه‌ها مواظبت مي‌كند و ميل جنسي را افزايش مي‌دهد.
مي‌گوييم: هويج داراي ويتامين‌هاي آ- ب – ث مي‌باشد.
5ـ بادمجان
پزشكان در فوايد آن گفته‌اند: بادمجان غذايي است كه با بيشتر بيماري‌ها سازگار است, مقوي معده و ملين سفتي‌هاست و اگر با سركه همراه شود ادرار آور است و پخته آن به طحال و زهره هم سودمند است.
امام صادق (عليه السلام) فرمودند:‌
بادمجان بخوريد كه براي زهره مفيداست و به صفرا زيان نمي‌رساند.

و نيز فرمودند: بادمجان بخوريد كه بيماري را از بين مي‌برد و ضرري در آن نيست.
مي‌گوييم بادمجان به بيماري پوستي ضرر دارد و مصلح آن روغن است اگر در آن جوشيده شود.
6ـ كدو
پزشكان گفته‌اند: كدو سرد است و دماغ را مرطوب مي‌كند و رگ‌هاي بسته را باز مي‌نمايد و ادرارآور و ملين معده است به خصوص براي معده كساني كه مزاج گرم دارند سودمنداست, همچنين كدو براي يرقان و تب‌هاي حاد و بي‌خوابي مفيد است و كساني كه عمر آنها از نيمه گذشته وطبعاً نيرو و فكر آنها به تحليل رفته, بايد بيشتر كدو بخورند كه براي تجديد قوا و انساج بدن مفيد است.
امام صادق (عليه‌السلام) فرمودند: كدو بر عقل و دماغ مي‌افزايد و براي درد قولنج نافع است.
 گفته شده كه كدو داراي ويتامين آ مي‌باشد.
اين بود شمه‌اي از خواص گياهان كه به طور اختصار نقل شد.

(برگرفته از كتاب طب الصادق (عليه‌السلام): از ص 119 تا ص 127)

1ـ انگور
2ـ سيب
3ـ انار 
4ـ بِِه 
5ـ انجير 
6ـ خرما
7ـ كاهو
8ـ كاسني

شك نيست كه تأثير ميوه‌ها در جسم بشر مانند ساير غذاها و شايد بيشتر از برخي از آنها باشد تأثير بعضي از آن‌ها تابع تركيب شيميايي آن به نسبت ترشي و شيريني و داشتن ويتامين‌ها و پروتئين‌هاي مختلف در آن است و لذا بعضي از آنها هضم كننده غذا و بعضي ملين و بعضي ادرار آور و بعضي مقوي است و تأثيرات و خواص فراواني دارند.
بايد دانست كه بهترين چيزي كه از نظر بهداشت لازم است و پزشكان بيماران خود راهمواره به آن توصيه مي‌كنند, شستن ميوه و پاك كردن آن از گرد و خاك و آلودگي‌هاي ديگر است. پس اگر انسان ميوه را بدون شستن بخورد, در حالي كه وارد بدن مي‌شود كه حامل ميكروب است و ميكروب را در معده جايگزين مي‌كند و در اين هنگام چيزي كه از آن فرار مي‌كرد عارض او مي‌شود و ميكروب در بدن اثر مي‌گذارد. براي همين است كه پزشكان همواره بيماران خود را توصيه مي‌كنند كه پيش از خوردن ميوه, آن را به دقت بشويند و از خوردن ميوه نشسته پرهيز كنند.
امام صادق (عليه‌السلام) خيلي پيش از انكه طب, اين موضوع را دريابد پزشكان به آن توجه كنند, آن را مورد تأكيد قرار داده است. او مي‌فرمايد: هر ميوه‌اي سمي دارد آن را با آب بشوييد و در آب فروببريد.
مي‌گوييم شايد نظر امام از سم ميوه ها همان ميكروب‌هايي است كه در آن وجود دارد و ايشان آن‌ها را به سم تشبيه كرده چون مضر است.
اكنون فوايد برخي از ميوه‌ها را به عنوان نمونه ذكر مي‌كنيم چون ذكرهمه آنها در اين مختصر نمي‌گنجد.
1ـ انگور
امام صادق (عليه‌السلام) فرمودند: انگور عصب را محكم مي‌كند و ناراحتي را از بين مي‌برد و نفس را پاك مي‌كند.
 
و نيز فرمودند: پيامبري از پيامبران خدا از غصه پيش خدا شكايت برد پس خدا به او وحي كرد كه انگور بخور.
پزشكان گفته‌اند : انگور سه كار را با هم انجام مي‌دهد: مسهل معده و پاك كننده خون و غذا براي بدن است و آب آن باعث تجديد قوا مي شود و گردش خون را تنظيم مي‌كند و براي گازهاي معده مفيد است و نيز كبد و كليه را مداوا مي‌كند و تب را مي‌برد و براي سوء هاضمه و نقرس و بيماري‌هاي قلب و صفرا و باد و بواسير سودمند است و از پيشروي سل و سرطان جلوگيري مي‌كند.
دانشمندان دارو شناس مي‌گويند: انگور ترشحات معده را زياد مي‌كند و براي طحال و گرفتگي ستون فقرات مفيد است و در آن اندكي گاز ارسنيك وجود دارد كه باعث زيبايي رنگ صورت مي‌شود و لذا براي بيماران سفليس وسل و سرطان فايده دارد. همچنين انگور داراي ويتامين‌هاي اي – ب – ث مي‌باشد.
مي‌گوييم: در سخنان امام با اين كه مختصر است, تأمل كنيد و ببينيد كه چگونه به بيشتر اين فوايد و منافع اشاره فرموده است.
2ـ سيب
امام صادق (عليه‌السلام) فرمودند: سيب بخوريد كه حرارت را برطرف مي‌نمايد و درون را خنك مي‌كند و تب را مي‌برد.
و فرمودند: اگر مردم مي‌دانستند كه سيب چه خواصي دارد, بيماران خود را جز با آن مداوا نمي‌كردند و آن سريع‌ترين اثر را درقلب دارد و آن را شاد مي‌كند.
و فرمودند: به تبدارانتان سيب بدهيد كه چيزي نافع‌تر از آن نيست.
اين چيزي است كه امام در كلمات كوتاه و جامع خود بيان كرده و پزشكان گفته‌اند: سيب نشاط آور و تقويت كننده قلب و دماغ و كبد است و هم خوردن و هم بوئيدن آن مفيد است و نيز سيب براي خفقان و تنگي نفس فايده دارد و ضعف دهانه معده را اصلاح مي‌كند واشتهاآور است و سيب پخته براي تسكين سرفه خوب است و بيماري‌هاي پوستي و بي‌خوابي را تخفيف مي‌دهد.
مي‌گويند: هر صد گرم سيب 65 واحد ويتامين آ و 15 واحد ويتامين ب و 30 واحد ويتامين ث دارد.
 
3ـ انار
امام صادق (عليه‌السلام) فرمودند: به كودكانتان انار بخورانيد كه سبب سرعت رشد و جواني آن‌ها مي‌شود.
و فرمود: ا نار را با پيه بخوريد كه آن معده را دباغي مي‌كند و بر ذهن مي‌افزايد.
پزشكان گفته‌اند: انار خون را تصفيه مي‌كند و خلط آور است و براي كساني كه مزاج گرم دارند خوب است و تنگي‌ها را مي‌گشايد و ملين شكم و مقوي كبد و مفيد براي يرقان و طحال و خفقان و قلب و سرفه حاد است. صدا را صاف مي‌كند و,‌سبب ايجاد نشاط در صورت مي‌شود و بدن را سيراب مي‌سازد و براي درمان كرم‌هاي روده مؤثر است.
مي‌گوييم: در سخن امام تأمل كن كه فرمود: انار سبب سرعت در جواني مي‌شود خواهي ديد كه همه اين خواص كه پزشكان گفته‌اند در اين جمله بيان شده است زيرا كودكان به رشد كامل نمي‌رسند مگر اينكه خون‌شان صاف و خلط بيرون آيد و كبد قوي شود و صورت نشاط پيدا كند و بدن سيراب شود. همچنين در سخن امام كه فرمود: انار معده را دباغي مي‌كند, تأمل كن خواهي ديد كه معده وقتي دباغي مي‌شود كه رطوبت زايد آن كه باعث سستي اعصاب معده مي‌شود, خشك گردد, غذا را بهتر هضم مي‌كند و چون غذا خوب هضم شود, خون پاكيزه توليد مي‌كند و در بدن نيرويي توليد مي‌شود كه در مقابل بيماري‌ها مقاومت مي‌كند. راستي كه سخن امام چه سخن جامعي است و مردم آن زمان را نمي‌فهميدند بلكه علم امروز آگاهانه يا ناآگاهانه آن را درك مي‌كند.
4ـ بِِه
امام صادق (عليه‌السلام) فرمودند: به صورت را زيبا و قلب را تقويت مي‌كند.
و نيز فرمودند: هر كس به را ناشتا بخورد, نطفه او سالم و فرزند او زيبا مي‌شود.
و نيز فرمودند: خوردن بِه باعث قوت قلب و ذكاوت باطن مي‌شود.
اين چنين امام صادق (عليه‌السلام) به را توصيف مي‌كند و به جان خودم سوگند كه سخنان پزشكان درباره به كه پس از تحقيق علمي و عملي گفته‌اند, از اينها فراتر نمي رود. پزشكان گفته‌اند: به چهره را زيبا مي‌كند و سبب تقويت قلب و دماغ و معده مي‌شود و نيز براي روح حيواني و نفساني نشاط آور است و باعث كمك به بسياري از اعضاء بدن مانند كليه و مثانه مي‌شود و لذا ادرار آور و ملين معده است و درد آن را تسكين مي‌دهد.
مي‌گويند: هر صد گرم به داراي 10 واحد ويتامين آ 8 واحد ويتامين ب 1 و 21 واحد ويتامين ب2 و 48 واحد ويتامين ث مي‌باشد. و مقدار زيادي از املاح معدني مانند آهن و منگنز و كمي كلر دارد.
5ـ انجير
 امام صادق (عليه‌السلام) فرمودند: انجير بخارات را از بين مي‌برد و استخوان را محكم مي‌كند و مو را تقويت مي‌نمايد و بيماري را از بين مي‌برد و احتياجي به دوا ندارد.
پزشكان گفته‌اند: انجير ميوه‌اي است كه داراي عناصر قندي است كه براي بدن فايده فراواني دارد. اين ميوه هضم غذا را بهتر مي‌كند و كار معده را تنظيم و صورت را زيبا و عضلات را فعال مي‌كند و اگر شب خورده شود حركت‌هاي امعاء را منظم و در جسم ايجاد صحت و نشاط مي‌كند و خلاصه اين كه انجير هم لذت و هم غذا و هم صحت است و گفته شده كه انجير در معالجه كبد و فاسد شدن خون مؤثر است و براي سل و سرطان نيز اثر دارد.
مي‌گويند: انجير داراي ويتامين‌هاي آ- ب- ث مي‌باشد همچنين مواد چربي و قندي و آهن و كلسيم دارد. و جز اينها خواص و فوايد ديگري هم دارد كه در كتاب‌هاي طبي مفصل آمده است.
6ـ خرما
امام صادق (عليه‌السلام) در حالي كه طبقي از خرما در مقابلشان بود فرمودند: اين چيست؟ گفتند: اين خرما از نوع برني است . در آن شفاست.
در جاي ديگر امام فرمودند: خرما درمان سم است و در آن بيماري و ضروري وجود ندارد و هر كس موقع خواب هفت عدد خرما بخورد كرم‌هاي شكمش كشته مي‌شوند.
امام مي‌خواستند با گفتن اين كه خرما شفا دارد و بيماري ندارد, مردم را به خوردن خرما تشويق كند و در صدد بيان تفصيلي منافع و خواص آن نبود به خاطر كثرت منافع آن و اين كه هيچ كس از آن بي نياز نيست ولي علم امروز خواص آن را پس از بررسي‌هاي بسيار, به دست آورده است.
پزشكان مي‌گويند: در خرما فوايد بسياري وجود دارد. خرما بدن را گرم مي‌كند و خون غليظ پاكيزه‌اي به وجود مي‌آورد و اگر با شير خورده شود قوه باه را تقويت مي‌كند و جوشيده آن در التهاب و سرفه‌هاي خشك و التهاب‌هاي ريه و تحريك‌ها مجاري ادرار مفيداست و خرماي خشك در خونريزي و اسهال واصلاح لثه منفعت دارد و گفته شده كه براي سرطان نيز نافع است چون داراي ماده منيزيوم مي‌باشد كه در سرطان اثر دارد. همچنين پژوهشگران تأكيد دارند كه در سرزمين‌هايي كه خرما زياد است, سرطان كم است.
مي‌گويند: در خرما ويتامين‌هاي ب و ث وجود دارد و محتوي قند و سلولز و مواد آلبومين و املاح معدني و منيزيوم مي‌باشد.
7ـ كاهو
امام صادق (عليه‌السلام) فرمودند: بر شما باد كاهو كه خون را صاف مي‌كند.
پزشكان گفته‌اند: كاهو انواع ويتامين‌ها را دارد و در آن بسياري از املاح معدني وجود دارد, مشروط بر اين كه آن قسمتي را كه بيشتر آفتاب ديده بخورند.
دانشمند شيمي‌دان «نيومان» مي‌گويد: كاهو از نظر داشتن آهن بسيار غني است و گلبول‌هاي قرمز خون را زياد مي‌كند و لذا صورت و لب‌ها را سرخ مي‌نمايد و اعصاب را آرامش مي‌بخشد و خواب آور است و چشم را شفاف مي‌كند و به رنگ مو مي‌افزايد.
كه همه اين‌ها از اثرات تصفيه خون است. پس در اين سخن امام تأمل كن.
 مي‌گويند: در كاهو ويتامين‌هاي اي- ب- ث مي‌باشد و در آن يد وكلسيم و مواد قندي و چربي نيز وجود دارد و اگر خوب جويده شود به هضم غذا كمك مي‌كند.
8ـ كاسني
امام صادق (عليه‌السلام) فرمودند: چه سبزي خوبي است كاسني.
و نيز فرمودند: بر تو باد كاسني كه نطفه را زياد و فرزند را زيبا مي كند.
و فرمودند: هر كس شب كند در حالي كه در شكم او هفت برگ كاسني است, آن شب را از قولنج در امان خواهد بود.
پزشكان گفته‌اند: كاسني براي ضعف اعصاب و ضعف بينايي و فاسد شدن خون مفيد است و بدن را پس از ضعف و لاغري تقويت مي‌كند و قلب و كبد را فعال مي‌سازد و رَحِم زنان را تميز مي‌كند و تب را برطرف مي‌سازد.
مي‌گوييم: خدايا سخن امام چقدر رسا و جامع است و همه اين خواص را كه پزشكان پس از اين مدت طولاني گفته‌اند شامل مي‌شود. درباره اين سخن امام كه فرمودند: «نطفه را زياد و فرزند را زيبا مي‌كند.» تأمل كن كه در آن دو خاصيت براي كاسني ذكر شده و اين دو خاصيت حاصل نمي‌شود مگر پس از تعديل رحم و پاكي آن و پس از تقويت قلب و اعصاب و پس از آن كه بدن قوت بگيرد؛ گويا كه امام همه اين منافع را با گفتن آن جمله در نظر داشته است.
تا اينجا به اين مقدار اندك از گفته‌هاي امام صادق (عليه‌السلام) درباره خواص و منافع ميوه‌ها و سبزي‌ها اكتفا مي‌كنيم اين نمونه‌ها نشانگر علم سرشار ايشان و گستردگي شناخت آن بزرگوار از علم طب است. اگر مي‌خواستيم تمام آنچه را كه از گفته‌هاي امام دست يافته‌ايم در اينجا بيان كنيم, اين مختصر گنجايش آن را نداشت.
از اين گذشته يك فردمحقق وقتي به كتاب خوردني‌ها و آشاميدني‌ها (اطعمه و اشربه) در فقه اهل بيت (عليهم‌السلام) مراجعه كند و در آن دقت به عمل آورد و در آداب خوردن وآشاميدن چه پيش از آنها و چه بعد از آنها و چه همزمان با آنها و نيز در سخناني كه در بين وقت آنها و تفصيلاتي كه درباره گوشت‌ها و حبوبات و ميوه‌ها و شيرها و روغن‌ها و غير آنها وارد شده, دقت كند, علم فراواني خواهد يافت و به بحث‌هاي با ارزشي در طب و بهداشت خواهد رسيدو اعتراف خواهد كرد كه امام صادق (عليه‌السلام) پيشواي متخصصان علم طب علاوه بر علم شرايع و اديان است.
(برگرفته از كتاب طب الصادق (عليه‌السلام) ص 127 تا 137)

امروز بعد از نماز  صبح زود رفتم نانوایی .تا چند تا نون داغ بگیرم و بیام .واقعا هوای صبح خیلی عالیه .کسانی که همیشه سحر خیز هستند میدونند چی میگم و دور و برم نگاه کردم دیدم برخی از اقایون و خانمهاتوی پارک ورزش میکنند .اگر انسان هر چقدر هم شب نخوابیده باشه ولی صبح زود بیدار بشه .واقعا همیشه با وجود خیلی از مشکلات تو زندگیش همیشه شاد اب هست ژس چرا عزیزان این نشاط و شادابی رو از دست بدهیم .علت اینکه انسان زمانی که صبح زود بر میخیزد و شاداب است چیست؟ چون شب زمانی که فرا میرسد و اسمان پر از ستاره میگردد نیروهای (انرژزی ) کهکشانی اسمان واقعا روی زمین تاثیر میگذارند و زمانی که ما صبح بر میخیزیم و از این انرژیها و هوای ازاد و زیبا تنفس میکنیم خیلی اعصاب و روانمان راحت میشود و علاوه بر اینها روی تمام اجزای بدن تاثیر شگرفی دارد  و انسان این انرزیهای کهکشانی رو فقط در صبح جذب میکند .و همین انرزیهای کهکشانی الان از نظر علمی نیز ثابت شده .و در قرآن نیز به سحر خیزی خیلی اشاره گردیده .امتحان کنید تا به نیروی معجزه اسای ورزش پی ببرید . شاید از خودتان بپرسید ورزش که تنها خوردن هوای ازاد نیست .درست است کسانی که توانایی دارند میتوانند رشته های مورد دلخواه خودشون برند ولی کسانی که تواناییندارند واقعا میگم اگر به همین پیاده روی صبح .یا کوهنوردی بسنده کنند از صدتا ورزشهای دیگه عالیست .امتحانش ضرر ندار ه. حتی احادیث مختلفی هم درباره ورزش داریم .که همانا پيامبر اكرم براى پدران از نحوه آموزش فرزندانشان را با اين گفتار تعيين فرموده كه: به فرزندان خود شنا و اسب سوارى بياموزيد و از ضرب المثلهاى رايج و شعر خوب آنان را سيراب سازيد.  

  حالا درپست جداگانه ای انشا ... به چند نکته مهم اشاره خواهم کرد که با رعایت انها تاثیر معجزه اسایی رو در زندگیتان خواهید داشت .

 


اهمیت ورزش

امروزه ورزش یکی از اموری است که به عناوین مختلف در جهان مطرح شده و گروه زیادی به اشکال گوناگون با آن سرو کار دارند. برخی از مردم، ورزشکار حرفه ای اند و گروهی ورزشکار آماتور. گروهی طرفدار و علاقه مند به ورزش و دیدن برنامه ها، مسابقات و نمایش های ورزشی بوده، وعده ای نیز از راه ورزش امور زندگی خویش را می گذرانند.
وزارتخانه ها و ادارات ورزشی فراوانی تاسیس شده و مخارج زیادی صرف ورزش، ساختن استادیوم ها، مجتمع ها و باشگاه های ورزشی و نیز تهیه وسائل و لباس های ورزشی و یا تماشای مسابقات ورزشی می شود. بخش های قابل توجهی از برنامه های تلویزیون، رادیو، مجلات و سایر رسانه های گروهی، به ورزشی و اخبار ورزشی اختصاص دارد و خلاصه ورزش یکی از اموری است که در جهان به صورت جدّی مطرح بوده و از جهات مختلف دارای اهمیت می باشد، از جمله:
1- امروزه یکی از مشکلات جامعه بشری، مساله بی کاری و عوارض ناشی از آن است. بی کاری، به ویژه برای نوجوانان و جوانان و به خصوص در ایام تعطیلات تابستانی مدارس و مراکز آموزشی، بسیار خطرناک و مضرّ است و باید با آن مبارزه شده، یا به نحوی اوقات بی کاری را پر نمود که مفید بوده و یا لااقل مضر نباشد. بسیاری از انحرافات، از قبیل: اعتیاد به مواد مخدر، دزدی و ایجاد مزاحمت، دعواها و درگیری های خیابانی، انحرافات جنسی و ... زاییده بی کاری و ولگردی است.
مرحوم شهید مطهری در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام، مطلبی تحت عنوان "زن و غیبت" دارد و می فرماید:
"زن ها در قدیم مشهور بودند که زیاد غیببت می کنند. شاید این به عنوان یک خصلت زنانه معروف شده بود که زن طبیعتش این است و جنساً غیبت کن است؛ در صورتی که چنین چیزی نیست، زن و مرد فرق نمی کنند. علتش این بود که زن – مخصوصاً زن های متعیّنات، زن هایی که کلفت داشته اند و در خانه، همه کارهایشان را کلفت و نوکر انجام می دادند- هیچ شغلی و هیچ کاری، نه داخلی و نه خارجی نداشت، صبح تا شب باید بنشیند و هیچ کاری نکند. کتاب هم که مطالعه نمی کرده و اهل علم هم که نبوده، باید یک زن هم شان خود پیدا کند، با آن زن چه کند؟ راهی غیر از غیبت کردن به رویشان باز نبوده، و این برایشان یک امر ضروری بوده؛ یعنی اگر غیبت نمی کردند، واقعاً بدبخت و بی چاره بودند."
شاید به واسطه جلوگیری از همین عوارض سوء بی کاری باشد که می بینیم در اسلام از "کار و انسان شاغل" بسیار تجلیل شده است. احادیث فراوانی در این زمینه وارد شده که توجه شما را به برخی از آن احادیث جلب می نمایم:
امام علی علیه السلام فرمود:
"اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُحتَرِفَ الاَمینَ؛
خداوند، انسان امینی را که دارای حرفه است[و به آن اشتغال دارد] دوست می دارد."
رسول خدا صلی علیه واله فرمود:
اَلکادُّ لِعِیالِهِ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللهِ؛
کسی که خود را برای اداره زندگی اش به مشقت می اندازد، مانند کسی است که در راه خدا جهاد می کند."
رسول اکرم صلی علیه واله فرمود:
"مَلعُونُ مَن القی کَلَّهُ عَلَی النّاسِ؛
هر کس که سنگینی [اقتصادی] خود را بر دوش مردم بیندازد، ملعون است."
بدون شک، مردم و کشور باید در پی ایجاد کار و اشتغال سالم برای همه باشند، ولی آیا همیشه امکان اشتغال برای همه و به ویژه جوانان و نوجوانان فراهم است؟ اگر این امکان فراهم نشد، تکلیف چیست؟ آیا ایجاد سرگرمی های سالم و مفید نمی تواند از بسیاری انحرافات جلوگیری کند؟
1- ورزش یکی از مفیدترین و سالم ترین سرگرمی هایی است که می تواند اوقات فراغت جوانان و نوجوانان را پر کند.
2- ورزش، کسالت و تنبلی را از انسان زدوده و به وی نشاط و شادابی بخشیده، او را برای انجام کارهای و وظایف فردی و اجتماعی آماده نموده و اخلاقش را بهبود می بخشد.
3- ورزش، روحیه شجاعت، از خود گذشتگی، مبارزه با ظلم و ظالم و دفاع از مظلوم را در انسان تقویت نموده، اراده وی را قوی می سازد.
4- ورزش، توان رزمی انسان را افزایش می دهد. بالا بودن توان جسمانی نیروهای نظامی و رزمی، تنها در زمان های گذشته که جنگ ها با سلاح های سرد صورت می گرفت، مورد توجه نبوده، بلکه امروزه نیز حائز اهمیت فراوان است و تمرینات بدنی قسمت عمده ای از آموزش های نظامیان و به ویژه کماندوها و نیروهای ویژه را تشکیل می دهد. همچنین افرادی که از نقطه نظر بدنی و جسمانی، ضعیف و یا ناقص باشند، در ارتش پذیرفته نشده و گاه از خدمت سربازی نیز معاف می گردند.
5- اهمیت سلامتی و توانمندی جسمانی بر کسی پوشیده نیست.
پیامبر گرامی اسلام صلی علیه واله در باره حق بدن بر انسان می فرماید:
"اِنَّ لِرَبِّکَ عَلَیکَ حَقّاً، وَ اِنَّ لِجَسَدِکَ عَلَیکَ حَقّاً وَ لاَ هلِکَ عَلَیکَ حَقّاً؛
پروردگارت بر تو حقی دارد، و بدنت بر تو حقی دارد، و خانواده ات[نیز] بر تو حقی دارد."
آن چه در این حدیث ارزنده قابل توجه است، این است که پیامبر بزرگوار اسلام، تا بدان پایه برای جسم و بدن ارزش و اهمیت قابل است که حق بدن را در ردیف حق پروردگار [آن هم بلافاصله بعد از آن] و در کنار حق خانواده [و حتی قبل از آن] ذکر می فرماید. زمانی انسان می تواند حق پروردگار و خانواده خویش را به بهترین نحوی ادا کند، که از بدنی سالم و نیرومند برخوردار باشد.
ورزش، کمک شایانی به ایجاد و تقویت سلامتی جسمانی و روانی می کند، و افرادی که با روش صحیح ورزش می کنند و یا دارای کارهای با تحرک می باشند، سالم تر بوده و عمرشان از افرادی که کارهای بدون تحرک دارند بیشتر است.
شهید دکتر سیدرضا پاک نژاد در کتاب اولین دانشگاه و آخرین پیامبر می نویسد:
"عضلات در حال ورزش10 تا 18 برابر در حال استراحت احتیاج به خون دارند،20دفعه بیشتر قند و اکسیژن مصرف می نمایند،50 بار زیادتر گازکربنیک دفع می نمایند، و با توجه به همین ارقام، اهمیت کار قلب هنگام ورزش روشن می گردد... .
در واکنش قلب در برابر کار عضلانی، مشاهده می شود ضربان های دبی، حجم خون، فشار خون و حتی ترکیبات فیزیکو شیمیایی خون را دگرگون می سازد. ضربان قلب هنگام کار بدنی، یعنی زمانی که عضلات را به فعالیت می داریم، 2- 3 و حتی 4 برابر، و امکان دارد به 200 ضربه در دقیقه برسد. حجم خون 2- 3 برابر و دبی قلب 6- 7 و حتی 8 برابر و گاه زیادتر شود و دبی قلب از 4 لیتر در دقیقه ممکن است به 30 تا 35 لیتر در دقیقه برسد، در صورتی که دبی قلب شخص سالم و ورزیده در حال معمولی 25 لیتر است... .
حجم قلب ورزش کاران و کارگرانی که کار بدنی سنگینی دارند، بدون شک افزایش می یابد، اما این افزایش به عقیده بسیاری، فیزیولوژیک و کاملاً طبیعی است. در اثر فعالیت بدن، حجم قلب افزایش می یابد، زیرا جدار بطن ها به ویژه بطن چپ ضخیم می شوند؛ یعنی همان طور که عضلات بازو در اثر ورزش یا ابتلا به برخی بیماری ها قوی می شود، عضلات قلب هم در اثر کار، قوی می گردد و در نتیجه قدرت انقباض قلب زیاد می شود... ."
وی در بخش دیگری از کتابش، در باره فواید ورزش چنین می نگارد:
1- قدرت انقباض و نظم ضربان قلب پس از مدتی ورزش کردن بهتر می شود... .
2- گنجایش ریه ها بیشتر می گردد و در نتیجه، اکسیژن بهتری و بیش تری به بدن می رسد... ورزش صحیح و معتدل و متناسب با مزاج، سبب نظم و ثبات حرکات تنفس می گردد و تنفس عمیق تر، ولی شمارش آن کم تر می شود.
3- هر چه شخص ورزیده تر باشد، مقدار سوخت بدنش نقصان می یابد؛ یعنی درحقیقت در اثر مدتی ورزش کردن، بدن بهتر از مواد غذایی خود استفاده می کند.
4- رشد و نمو بهتر انجام می گیرد، زیرا اکسیژن بهتر و بیشتر به تمام نسوج می رسد و در نتیجه، فعالیت غدد داخلی افزوده شده و بنابر عقیده ای در عضلانی که فعالیت می کنند، موادی ایجاد می شوند که به رشد و نمو کمک می نماید.
5- قوّه جذب و دفع بهتر می شود.
6- بدن عادت می کند در برابر مختصر فعالیت، ناگهان نفس تنگی پیش نیاید و ضربان قلب زیاد نشود و دیرتر خسته گردد و عرق نماید.
7- هماهنگی بین اعصاب و مراکز عصبی و تقویت اعصاب، ایجاد شده و کارهای فکری، آسان تر می شود."
در کتاب زن و ورزش نیز در باره فواید ورزش چنین آمده است:
"بدن انسان بر خلاف ماشین یا هر وسیله دیگر که بر اثرکار و فعالیت مستهلک می گردد، با کار جان گرفته و توانایی بیش تری کسب می نماید. در زمان های گذشته، حرکت و تمرین های بدنی، بخشی از کار روزانه فرد به شمار می رفت، اما امروزه بر اثر پیش رفت تکنولوژی و ماشین، باید بیش تر از گذشته در جستجوی حرکت بود، و هر فرد بایستی آن را در برنامه روزانه خود بگنجاند... .
تنفس و یا نفس کشیدن وسیله ای است که با آن، اکسیژن به همه بدن می رسد و مواد زاید و اکسیده به بیرون ریخته می شود. در خلال تمرین، میزان نفس کشیدن افزایش می یابد. شخصی که بدنش تربیت شده با تمرین های ورزشی است، آهسته تر وعمیق تر از افراد دیگر نفس می کشد، فشارهای وارد بر سیستم تنفسی خویش را با تلاش کم تر و کارایی بیش تر پاسخ گوست.
تمرین ها به دستگاه هاضمه به دو طریق کمک می کنند:
1- به علت پی آمد نیاز بدن به غذا، اشتها را افزایش می دهند؛
2- حرکت اندام های هاضمه تسریع می شود و حرکات دودی شکل معده – که موجب هضم غذا می گردد – سریع تر و راحت تر صورت می گیرد.
تمرین های ورزشی، عمل تخلیه را بهبود و از یبوست پیش گیری می کند. حرکات دودی شکل افزایش می یابد و در نتیجه، روند ترشحات بدن کار آمدتر تنظیم می شوند. به طور کلی افرادی که فعالیت های جسمانی بیش تری دارند، کم تر از افراد کم حرکت، به بیماری سنگ کلیه و اختلالات مشابه به آن مبتلا می شوند.
بسیاری از مواد زاید، از طریق غدد عرق در پوست بدن بیرون ریخته می شود. این فرایند با تمرین های شدید ورزشی تسریع می شود؛ علاوه بر این، عرق کردن باعث تمیز شدن پوست می گردد.
ارزش دیگر تمرین های ورزشی، در افزایش تولید سلول های قرمز خون در بافت های لنفاوی استخوان است. شمارش هموگلوبین خون بر اثر فعالیت بالا می رود. تمرین ها از بالا رفت فشار خون جلوگیری می کند."
به طور کلی نقش ورزش در سلامتی انسان آن قدر زیاد است که امروزه بسیاری از بیماری ها را با ورزش مداوا می کنند، که به این شیوه مداوا "ورزش درمانی" گفته می شود.
6- امروزه ورزش در سطح بین المللی، بعد سیاسی نیز به خود گرفته است. گاه اتفاق می افتد کشوری که بیش تر مردم حتی نام آن را نشنیده اند، یک باره در جهان مطرح شده و به واسطه پیروزی های ورزشی، نامش در صفحه اول روزنامه های جهان و صدر اخبار قرار می گیرد. شرکت و یا عدم شرکت تیم های ورزشی یک کشور در یک کشور دیگر نیز، گاه جنبه سیاسی داشته و به معنای دوستی، دوشمنی، اعتراض و ... تلقی می شود.
7- در انسان غریزه قدرت طلبی، برتری جویی و مبارزه وجود دارد. ورزش و مسابقات ورزشی اگر در محیط و جوّ سالم برگزار شوند، زمینه اشباع این غریزه از طریق صحیح را فراهم می سازند. اگر این غریزه و سایر غرایز، کنترل نشده و به مسیر صحیح هدایت نشوند، برای جامعه بشری مشکل ساز و مساله آفرین خواهند بود.
ورزش، توان انسان را برای انجام کارهای روزمره شخصی و اجتماعی بالا می برد، حتی عباداتی از قبیل نماز، روزه، حج و جهاد نیز با بدنی سالم و نیرومند، بهتر. بیش تر و راحت تر جامه عمل به خود می پوشند.
8- انسان مایل است با دیگران باشد و با آنان بیامیزد. این غریزه و یا تمایل شدید را می توان از طریق ورزش بر آورده ساخت. در ورزش، در زمینه نیل به ارزش های اجتماعی دیگری نیز، چون کار گروهی، وفاداری، روحیه ورزش کاری می توان توفیق یافت. محیط صمیمانه و مطلوب ورزشی، اغلب فرصتی مناسب برای ایجاد روابط انسانی و شکل گیری دوستی هاست.
9- ورزش به انسان تحرک می بخشد و حرکت و تحرک به ویژه در کودکان لازمه رشد است. اگر عضو نیرومندی از اعضای بدن یک ورزش کار را چندین ماه در گچ قرار دهند و تحرک را از آن سلب نمایند، ضعیف و لاغر خواهد شد. اگر جنبش بدن کم شود، دفاع بدن کم و ضعیف می گردد، و همچنان که داشتن تحرک و ورزش موجب سلامتی بدن و طول عمر می گردد، نداشتن تحرک نیز موجب مرگ زود رس می شود.
منبع: ورزش در اسلام ، حسین صبوری

 


ادامه مطلب

اشاره:
    از اسلام مطالب بسیاری درباره غذا و تغذیه موجود است که چون بررسی علمی در آنها به عمل نیامده، بعضی را این تصور پیش می آید که نیروهای ذخیره شده نزد اسلام فقط برای صفای روح و تغذیه روان به مصرف رسیده و غذاشناسی اسلامی نمی تواند در میان کتابهای علمی غذایی جایی برای خود باز کند! و حال آنکه چنین نیست! و ما در این مقاله و مقالات آینده برآنیم که با وجود عدم توانایی و دانایی در مقابل بیکران دانایی و توانایی خالق انسان، اندکی را از لابه لای کتابها و... و با توجه به آیات و روایات، اندکی در این وادی قدمی برداریم و در ادامه در ماه مبارک رمضان درباره فلسفه روزه نیز مطالبی چند برصفحه آوریم؛
    پس از ستایش خدای متعال و درود بر نبی گرامی اسلام باید بگوییم در بدن انسان دستگاهی قرار گرفته که خود دنیایی عظیم است چنان که حضرت علی(ع) درباره انسان فرموده که: اتزعم انک جرم صغیر و فیک انطوی العالم الاکبر و انت الکتاب المبین...
    چه بسیار بزرگ و شگفت انگیز می باشد آنچه را دستگاه آفرینش در ساختمان بدن آدمی بویژه در دستگاه گوارشش قرار داده است.
    ناف: سوراخ نیم بسته ای، اولین حفره ای که حیات از آن وارد می شد یعنی به جای دهان راه تغذیه و ورود عامل بقای حیات (غذا) بود.
    محلی که مادر آنچه را برای نوزاد سود دارد از آن وارد می کند و هر چیز که زیان آور است از آن خارج می کند. پشت و بالای ناف- شکم-دستگاه گوارش و عضو هاضمه شناخته شده، دستگاهی است که طب در شناسایی آن از هر عضو دیگری برای درمان، عقب ماندگی بیشتری نشان داده است. نبی اکرم(ص) و همه دانشمندان متخصص آن را طلیعه دار و مبدا و خانه تمام بیماری ها می دانند (المعده راس کل داء)، (المعده بیت کل داء.)
    با تغییر دادن ماهیت آنچه به آن (معده)می توان وارد کرد دخل و تصرف در صفات و اخلاق می توان نمود!
    با اندکی زعفران خندید! با خوشه ای انگور شادمان گردید! به وسیله دانه هایی از عدس ترشحاتی از بدن بویژه اشک را زیاد نمود و...
    آیا تا به حال چنین تصوری برایتان پیش آمد که فکر کنید آب در عین حال که مرطوب می کند از رطوبت جلوگیری کند یا آتش در آن واحد که می سوزاند مانع از سوختن شود! ولی در دستگاه گوارش می بینیم چنین وضع ظاهر متضادی هم هست!
    اسید معده با آنکه باید بر قطعه ای از جدار معده سفت و سخت گاوی را که بلعیده ایم اثر کند بر جدار معده ظریف آدمی نباید کوچکترین آزاری برساند.
    اینکه نبی گرامی فرمود: معده سر تمام بیماری هاست، زیرا معده گیرنده است و اولین ظرفی است که برای ادامه حیات بر آنچه ریخته می شود فعالیت آغاز می کند!
    این ظرف (معده) به قدری مورد احترام است که پروردگار دوست می دارد آنجا که ظرف به دوستانش تعلق دارد همیشه از پاکیزه ها و سازگارها پر شود!
    (والطیبات من الرزق قل هی الذین آمنوا( )سوره اعراف)
    غذای خوب و رزق طیب را پروردگار برای مومنین می خواهد.
    توجه اسلام به مطالب غذایی
    اسلام نه تنها با خوردن و لذت بردن از غذاهای خوب وسازگار مخالف نیست بلکه با اختصاص دادن آن به مومنین چنین تغذیه ای را مورد ترغیب قرارداده است.
    (کلوا من طیبات ما رزقناکم و اشکروالله ان کنتم ایاه تعبدون( )سوره بقره)
    رزق و روزی های پاکیزه را برای خوردن برگزینید و خدا را شکر کنید اگر خداپرستید.
    مومنین باید خوب بخورند، شکرگزاری کنند، خدا را عبادت نمایند، هدف اصلی آفرینش جن وانس برای عبادت است (و ما خلقت الجن و الانس الالیعبدون( )سوره ذاریات)
    لذا خوب خوردن و شکرگزاری کردن قسمتی از عبادت می باشد، مگر ممکن است خوب غذا خوردن عبادت نباشد و حال آنکه آنگاه که پروردگار می خواهد پیامبران خود را آنچنان معرفی نماید که حق معرفی دارند می فرماید آنها احتیاج به غذا داشتند. (ما جعلناهم جسد الایاکلون الطعام( )سوره انبیا)
    (لیاکلون الطعام و یمشون فی الاسواق) و می خورند و در بازارها راه می رفتند. (سوره فرقان)
    به علاوه اطاعت از مفاد این دستور به ظاهر کوچک قرآن؛ فلینظر الانسان الی طعامه
    1)فلینظر الانسان الی طعامه:
    مگر حسن انجام وظیفه و عبادت نیست؟ هست! انسان باید نظر کند به طعامش باید بگوییم که نظر و رویت هر دو دیدن است اما نظر یک دیدن و بررسی علمی است و حالات زیر در قلمرو آن.
    2) فلینظر الانسان الی طعامه:
    باید توجه داشت که این غذا از چه راهی به دست آید. حلال نه حرام، تا همه به یکدیگر اعتماد داشته، در نتیجه امور اجتماعی بویژه بازرگانی به هرج و مرج نیفتد.
    3) فلینظر الانسان الی طعامه:
    باید نظر کند این غذا که از مواد چربی و قندی و سفیده ای درست شده چگونه بدل مایتحلل می شود و در معده و روده اش چه می کند و چرا او را از فساد و تباهی و لاغری نجات می دهد و چه می شود که یک قسمت از آن ناخن و یکجا مو و جایی به مصرف گوشت واستخوان می رسد. خون می شود. رگ و پی و چشم و گوش و.... می شود. خلاصه اینکه مسلمان باید بداند شرایطی به علم فیزیولوژی و معرفه الاعضاء وقوف حاصل کند.
    4) فلینظر الانسان الی طعامه:
    انسان باید نگاه کند به غذایش یعنی باید هنگام غذا خوردن به خوراک خود چشم بدوزد تا به سوءهاضمه دچار نشود.
    5) فلینظر الانسان الی طعامه:
    به طعام نگاه کنید تا مهمان ناراحت نشود و به رغبت مشغول خوردن باشد.
    6) فلینظر الانسان الی طعامه:
    به غذای خود بنگرید تا هسته ای و مویی و اجزایی غیرقابل هضم در میانش نباشد.
    7) فلینظر الانسان الی طعامه:
    باید توجه داشته باشد آب و خاک و خورشید چگونه در خدمت تهیه غذا دست کمک به یکدیگر داده اند.
    8) فلینظر الانسان الی طعامه:
    به غذایتان بنگرید که گاه کمبود یک عنصر از آن (کلسیم) باعث تغییر شکل اندام می شود، کار دختران را هنگام زایمان به جراحی می کشاند و کمبود عناصر دیگر نیز هر کدام اثر مخصوصی بر بدن دارند!
    9) فلینظر الانسان الی طعامه:
    آیا غذایی که می خوردید سبب طول عمر و شادابی است یا اثر سویی بر بدن دارد؟
    10) فلینظر الانسان الی طعامه:
    درباره موریانه نوشته اند که چون کمبود نفرات در یکی از قسمت ها (سرباز، انباردار، نظافت چی) مشاهده کند بادادن غذای مخصوص همان عده به وجود می آیند و امروز این فرضیه مطرح است که آیا بشر می تواند با غذا به دلخواه خود فرزندانی هوشیارتر و شجاع تر به وجود آورد؟ اما در اسلام این موضوع حل شده و سابقه چهارده قرنی دارد که انسان می تواند با انتخاب بعضی از غذاها اوصاف بخصوصی برای فرزندان خود در نظر بگیرد و در بهداشت نسل خود سعی نماید.
    11) فلینظر الانسان الی طعامه:
    آدمی را غدد کوچکی است که اثرات بزرگی دارند یکی از آنها تیروئید است که اگر خوب کار نکند شخص کودن و خمود بوده، به گوشه نشینی و عزلت رغبت می کند و به نظافت خود نمی پردازد و در نقاطی که آب و غذایشان ید ندارد این ابتلاپیش می آید.
    هر غده ای اثر مخصوصی داشته و اعمال چندی از بدن با آنهاست و چون می توان بر هر کدام از غدد واعصاب به نوعی به وسیله غذای مخصوصی اثری گذاشت لذا غذا اثر غیرقابل انکاری بر شخصیت و دگرگونی آن دارد.
    خلق وخوی بی ارزش هیتلر را کارشناسان تغذیه و روانپزشکان از افراط در خوردن شیرینی جات دانسته و در کتابهای چندی که درباره زندگی وی نوشته اند مانند ظهور و سقوط رایش سوم و مذاکرات محرمانه هیتلر و... به علاقه بی حد و حصرش به شیرینی اشاره گردیده است. می دانیم رژیم قندی نامبرده ذخایر ویتامین گروه ویتامین های (ب) را از بین برده و در نتیجه با انهدام و عناصر آرام بخش اعصاب که قسمتی از آن ویتامین های گروه (ب) هستند شاید علت هیجان و ستیزه جویی وی بوده است.
    12) فلینظر الانسان الی طعامه:
    به غذای خود بنگرید که اگر می خواهید بخندید محرک آن در غذاست (با خوردن زعفران و...)، طالب اشک ریزش هستید از آن (با خوردن عدس و...)، می خواهید غمتان برطرف شود (انگور شیرین و...)، مایلید روح شجاعت داشته باشید (خربزه شیرین و...)
    13) فلینظر الانسان الی طعامه:
    به غذای مخصوصا کودکتان بنگرید که اثر آن بر روحیه وی قطعی است. اگر مرتب غذای حرام و نجس به او داده شود در اخلاق و صفاتش اثر بدی می گذارد و لذا می توان گفت تا حدی سعادت و شقاوت در انتخاب غذاست.
    14) فلینظر الانسان الی طعامه:
    به غذایتان بنگرید که اسلام و علم هر دو را عقیده است که در هنگام آبستنی، خوردن غذای مخصوص قیافه را تغییر می دهد و حتی در مواردی به تغییر جنسیت اشاره شده است!
    15) فلینظر الانسان الی طعامه:
    امروز بعضی دردها را با غذا درمان می کنند و در اروپا و آمریکا مراکزی به همین منظور وجود دارد و در قرآن است که همسر حضرت ابراهیم به فرشتگان گفت نازا هستم، اتفاقا سخن از خوردن گوشت گوساله ای که بریان شده بود به میان آمد (باشد که علم دنیای آینده، چگونگی اثر گوشت گوساله را بر نازایی که علت مخصوصی دارد معین نماید.)
    16) فلینظر الانسان الی طعامه:
    به غذایتان بنگرید از لحاظ کمیت و کیفیت. توجه نمایید معده شما به اندازه چند دهان پر شده شما باید فضا داشته باشد!
    آیا حاضرید هرچه را بر یک سفره می خورید از نان، سوپ، کباب، برنج، دسر، شیرینی و غیره همه را قبلابرداشته در ظرفی بریزید چند دقیقه به آنها نگاه کنید با ظرفیت معده تان بسنجید و سپس مشغول خوردن شوید!
    از لحاظ کیفیت نیز متوجه باشید نسج معده خیلی ظریف و لطیف و زودرنج است! آیا با ادویه های زننده و الکل او را پر خواهید نمود؟
    17) فلینظر الانسان الی طعامه:
    غذا در وضع چهره و زیبایی که خواسته همگانی است موثر می باشد!
    18) فلینظر الانسان الی طعامه:
    در میان همه خوبیها و نیکی ها آدمی سعی می کند دو تا را مقدم بر همه انتخاب کند! تندرستی و زیبایی: و هر دو با غذا ارتباط دارند.
    19) فلینظر الانسان الی طعامه:
    آمار دقیقی نشان داده که 75 درصد مردم آمریکا که سنشان از پنجاه تجاوز می کند به هفت یا هشت بیماری مبتلامی شوند که سرچشمه آن بی نظمی و آشفتگی در نوع غذاست یعنی معده شان همان گونه که نبی گرامی فرمود، خانه همه دردهاست (المعده بیت کل داء.)
    20) فلینظر الانسان الی طعامه:
    گروهی از زیست شناسان آمریکا وابسته به مجمع تحقیقاتی دانشگاه رات جوس تحت سرپرستی دکتر جیمز لیت هام پس از دو سال زحمت دریافتند که بین رژیم غذایی انسان و غریزه جنسی وی رابطه انکارناپذیری وجود دارد و آزمایشات لابراتواری ثابت کرد که عقیده قدما درست بوده که اکثر ناتوانی مردان و سردمزاجی زنان با نوع غذای آنها بستگی دارد.
    21) فلینظر الانسان الی طعامه:
    به عقیده بعضی پزشکان حماقت و سفاهت علل تغذیه ای دارد و هم اکنون علم پزشکی به 22 مورد ناهماهنگی های مغزی پی برده که ریشه و عامل اصلی اش در تبدیل و استحاله غیرعادی مواد غذایی نهفته است.
    22) فلینظر الانسان الی طعامه:
    شاید یک روزی دانشمندی بتواند از کودکان عادی مردانی بزرگ بسازد، همان طور که زنبورهای عسل از یک تخم، به کمک غذاهای مخصوصی که خود می شناسند ملکه کندو را پرورش می دهند.
    23) به غذایت بنگر که:
    روانشناسان می گویند رغبت یا تنفر از بوی غذا یک حالت انفعال یا روحی دارد. دکتر لوئی مانک روانشناس معروف فرانسوی به سفره و غذای مردم نگاه می کند و می گوید طرف چگونه آدمی است آیا خونسرد است یا ماجراجو! احساساتی است یا استقلال طلب.
    24) به غذایت بنگر که:
    زیرا لازم است بداند، چه باید برای تهیه غذا به منزل آورد؟ چگونه باید پخت؟ چگونه باید خورد؟ چه وقت باید خورد؟ کجا باید خورد؟ با چه باید خورد؟ با که باید خورد؟ در چه باید خورد؟ چه وضع باید خورد؟ با چه عضوی باید خورد؟ چه مقدار باید خورد؟ و چه و چه...؟
    25) به غذایت بنگر که:
    ترشحات معده سه مرحله دارند: مرحله مغزی
    مرحله معده ای
    مرحله روده ای
    در مرحله مغزی با دیدن، بوییدن، فکر کردن، چشیدن ترشح شروع می شود و حتی ممکن است ترشح تا نیم لیتر هم برسد، در این مرحله مقدار زیادی پپسین و اسید ترشح می شود. ترشح موکوس نیز زیاد می گردد و بدین سبب جدار معده در برابر ترشح اسید بهتر و زیادتر حفاظت می شود، عجب تر آنکه در مرحله مغزی معدی، مرحله مغزی لوزالمعده ای هم وجود دارد که با یکدیگر همزمانند و ترشحات ذخیره می شود تا غذا وارد روده کوچک شود و به کار آید پس نگاه به غذا یک عامل تحریکی آغاز ترشحات است.
    26) به غذایت بنگر که:
    بعضی از علما کلمات حلال، طیب و از جمله کلمه (ازکی طعاما) را در قصه اصحاب کهف قرآن دیده؛ اظهار می دارند منظور تطهیر واقعی مال است به وسیله اخراج حقوق الله که همان حقوق مستمندان است و با این مطلب می توان توجه اسلام را به یک اصل گرانمایه اجتماعی به خاطر آورد.
    دکتر سیدصمد آقامیری
    مدرس تغذیه کاربردی،
    فاطمه رمضانی،
    دکتر سهیلاصادقی

منبع:وبلاگ ارمغان سلامتی

وسیلۀ ورزشی هم، نوعی القاء روانی

-عصبی را در روحیۀ ورزشکار ایجاد میکند؛ پس هراندازه

این وسیله (ورزشی) " طبیعی تر" باشد، روحیه را سلامتی

بیشتری بخشیده؛ وهرچـه "مصنوعی تر":"ویران کننده تر".

و یکی از ورزش هایی که مورد تاکید (علامه)"مجلسی" در

کتاب " زینت پرهیزگاران"(= حِلیَة المُتّقین) او بوده و دراین

زمینه گفتارهایی(=احادیثی) نقل نموده،همین "اسب سواری"

است؛ که او(= مجلسی) در دو بخش مفصل از آن کتاب، به

این مسئله پرداخته است(*1*).........

******************************************

1- حِلیَة المُتّقین/ علامه محمد باقر مجلسی/ چاپ اسلامیه و

حسینی/ ص 275 به بعد (باب سیزدهم کتاب) // و نیز: ص

317 ( درفصل دوازدهم از باب چهاردهم کتاب).اسکندر/ج


ادامه مطلب

ضمیمه سه                                                           

اسامی داروهای اساسی در طب اسلامی

1.قرآن                 21.بارهنگ

 

2.آب                   22.نعناع

3.آفتاب                23.کنجد

4.روغن حیوانی     24.کندر                                     

5.سرکه               25.قسط

6.شیر                 26.رازیانه

7.عسل                27.سنجد

8.گلاب                28.خرفه

9.خرما                29.سنا                                           

      

10.بادام               30.سعد

11.انجیر              31.صبرزرد

12.زیتون             32.بنفشه

13.سیاهدانه          33.خربق سفید

14.زنجبیل           34.کرفس

15.کاسنی            35.نخود

16.انار                36.هیله

17.انگور             37.سدر

18.کشمش            38.آویشن

19.به                  39.جو

20.اسپند              40.خاکشیر

لطفا برای بهتر شدن وبلاگ مارا با نظرات و پیشنهادات خودتون یاری کنید .چنانچه مطلبی دارید بفرستید در وبلاگ قرار داده می شود .اگر ما را با نظرات خودتون یاری کنید سعی می کنم در مورد گیاه درمانی و همچنین جانور درمانی نیز مطالبی ارائه دهم.

وبلاگ جدیدم هم یادتون نره ......... http://www.asaldarmani.blogfa.com/