نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : پنجشنبه ۳ اردیبهشت۱۳۹۴
اهميت پزشكي

در حوزه ي علوم بشري ، پزشكي ،سر آمد همه ي دانش هاست ؛ چرا كه فلسفه ي ساير علوم،

بهره وري انسان از مواهب زندگي است و اين هدف ، جز در پرتو سلامت جسم و جان ، ميسر نيست . از اين رو ، امام باقر (ع) مي فرمايد :

وَ اعلَم اِن‍ََّ‍ه لا ع‍‍ِلمَ كَطَلَبِ السَّلامه َ ، و لا سلامه كَسَلامَهِ القَلبِ.

بدان كه نه هيچ دانشي چون جستن سلامت است و نه هيچ سلامتي چون سلامت دل .

اين سخن ، به روشني نشان مي دهد كه از نگاه اسلام ، طب روان ، ارجمند تر از طب تن ، وطب تن ، ارزشمند تر از ساير علوم است . اين حديث نبوي نيز بدان معنا اشاره دارد كه مي فرمايد :

العِلم ُ عِلمانِ : عِلمُ الأديان ِ و عِلمُ الأَبدانِ .

دانش بردو گونه است :دانش دين ها و دانش بدن ها .

طبابت ، كار خداوند است

قرآن كريم ،از ابراهيم خليل (ع) نقل مي كند كه فرمود:

" وَ إذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِِ "

و چون بيمار شوم ، او ( خداوند) شفايم مي دهد .

اين سخن ، بدين معناست كه طبابت ، كار خداوند متعال است و طبيب واقعي اوست .

خداوند است كه خواص درماني را در داروها نهاد و در نظام آفرينش ، براي هر دردي دارويي آفريد و به انسان ، استعداد شناخت درد ها و داروها و چگونگي درمان آنها را عنايت كرد و بدين سان ، او را مظهر نام هاي "طبيب " و " شافي " خود، قرار داد ، چنان كه پيامبران الهي نيز ( براي درمان بيماري هاي جان )مظهر اين نام هاي مقدس هستند. امام علي (ع) در توصيف پيامبر خدا مي فرمايد:

طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ ، قَدأحكَمَ مَراهِمَهُ ،واحمي مَواسِِِمَهُ ،يَضَعُ ذلِِكَ حَيثُ الحاجَةُ اِليهِ ، مِن قُلوبٍ عُميٍ ، وآذانٍ صُمًّ ، والسِنَةً بُكمٍ .مُتَتَبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الغَفلَةِ ، و مَواطُنَ الحَيرَةِ .

طبيبي بود كه طبابت بر بالين بيماران مي برد، مرهم را درست بر جايي كه بايد مي نهاد و آن جا كه بايسته بود، داغ مي نشاند . او اين همه را بدان جا مي رساند كه نيازمندش بود:دل هاي بي فروغ ،گوش هاي ناشنوا و زبان هاي ناگويا . با درمان خويش ،منزلگاه هاي بي خبري و جايگاه هاي سرگشتگي انسان را مي جست .

بنابراين ، از نگاه اسلام،طبيب و دارو خواه براي روح (جان / روان ) ، و خواه براي تن

( بدن / جسم ) ، تنها نقش يك واسطه را در نظام حكيمانه ي آفرينش ايفا مي كنند و درمان كننده ، فقط خداوند متعال است .

 

 -دانش نامه ي احاديث طبي

هرچند از نظر لغت و متون اسلامي ،"طب " ، شامل درمان بيماري هاي جسم وجان است و درمان كنندگان جسم هم مانند درمان كننده ي جان ،مظهر اسماي حسناي الهي هستند، و افزون براين ،" طب تن" و " طب روان " ، ارتباط بسيار نزديكي باهم دارند ( به گونه اي با تدبير رواني مي توان شماري از بيماري هاي جسماني را علاج كرد وبه عكس ، با درمان جسماني ، پاره اي از بيماري هاي رواني را مي توان درمان نمود)؛ اما طب تن و طب جان ، در نوشتارهاي اسلامي دو شود . بنابراين ،دانش نامه ي احاديث طبي ، تنها احاديثي را در خود جاي داده است كه در آنها بهداشت و يا درمان بيماري هاي جسمي مطرح شده است .موضوع مستقل اند. " طب روان " ، موضوع علم اخلاق است و اصطلاحاً به آن طب اطلاق نميگیرد.

 

-فصل يكم

-كم خوري

 -تشويق به كم خوري

پيامبر خدا(ص) : ساكنان يك خانه ،در اثر كم خوردن غذا، خانه ي شان نوراني مي گردد.

پيامبر خدا(ص) : هركس تسبيح گفتن او و به عظمت ياد كردن او از خداوند ،فراوان شود و خوراك وآشاميدن و خفتنش اندك گردد ،فرشتگان مشتاق او مي شوند.

امام علي(ع) : - در حكمت هاي منسوب به ايشان - : زندگي را براي خوردن مخواه ؛ بلكه خوردن را براي زندگي بخواه .

امام علي(ع) : - در حكمت هاي منسوب به ايشان -: عاقل رابايسته است كه به هنگام شيريني غذا،

تلخي دارو را نيز به ياد داشته باشد .

فايده هاي ظاهري كم خوري

الف – سلامت تن

پيامبر خدا(ص) : مادر همه ي داروها ، كم خوري است .

امام علي(ع) : كم خوري ، مانع بسياري از بيماري هاي جسم مي شود .

امام علي(ع) : خوراك را كم كن تا نا تن درستي ها را كم كني .

امام علي(ع) : هركس خوراكش كم باشد ،دردهايش نيز كم است .

امام علي(ع) : كم خوري ، مايه ي گرامي داشتن بيشتر خويش است وسلامت را بيشتر استمرار

مي بخشد .

امام علي(ع) : هركس در خوردن به كم بسنده كند ،سلامتيش بيشتر مي شود و انديشه اش به سامان مي رسد .

امام علي(ع) : سلامت تن ، از كمي غذا و كمي آب است .

امام رضا(ع) : اگر مردم در خوردن به كم بسنده مي داشتند ،بدن هايشان متعادل بود .

امام رضا(ع) : بدن ، به سان زمين پاك و آماده براي زراعت است كه اگر در آباداني و آبدهي بدان ، مراقبت شود ، به گونه اي كه آب ، نه فراوان تر از نياز بدان برسد تا آن را غرق كند و نه از اندازه كمتر باشد تا آن را به تشنگي گرفتار سازد ،آباداني اش استمرار مي يابد و خرمي اش فزوني

مي گيرد و كشتش بالندگي و بركت مي يابد ؛ اما اگر از آن غفلت شود ، به تباهي مي گرايد و علف هرز در آن مي رويد.

بدن ، چنين حكايتي دارد و تدبير در خوراك ونوشاك ، چنين است . پس سامان و سلامت مي يابد و عافيت در آن ، ريشه مي گستراند.

بنگر كه ... چه چيز با تو و با معده ات سازگار است و تنت با چه چيز نيرو مي گيرد و بدنت چه خوردني و نوشيدني اي را مي گوارد . همان را براي خويش مقرر بدار و خوراك خود گير .

ب –شادابي چهره

پيامبر خدا(ص) : برادرم عيسي ، از شهري گذر كرد كه در آن ، مرد وزني به يكديگر فرياد مي كشيدند . پرسيد : "شما را چه شده است ؟ ".

مرد گفت :اي پيامبر خدا! اين ، زن من است و او را مشكلي نيست . زني درستكار است ؛ اما دوست دارم از او جدا شوم .

گفت : " به هر حال ، به من بگوي كه او را چه مي شود ؟ ".

مرد گفت : بي آن كه كهن سال باشد ، چهره اش بي طراوت است .

گفت : " اي زن ! آيا دوست داري ديگر بار‌، چهره ات پر طراوت شود ؟ " .

زن گفت : آري .

به او گفت : " چون غذا مي خوري ، از سير شدن حذر كن ؛ زيرا اگر غذا بر سينه سنگيني كند و از اندازه افزون شود ، طراوت چهره از ميان مي رود " .

آن زن ، چنان كرد و ديگر بار، چهره اش طراوت يافت .

ج – طول عمر

لقمان : اگر خوراك انسان اندك باشد ، زياد زنده مي ماند .

فايده هاي باطني كم خوري

الف – صفاي انديشه

امام علي(ع): هركس خوراكش كم باشد ، انديشه اش صفا مي يابد .

ب – فروغ دل

پيامبر خدا(ص) :اگر كسي خوراك خود را كم كند ، درونش از نور ،سرشار مي گردد .

ج – رهايي از شيطان

پيامبر خدا0ص) :هركس ، ازاين خرسند مي شود كه خويش را از ابليس برهاند ، بايد گوشت و چربي خود را با كم خوري ، آب كند ؛ چرا كه از كم خوري ، حضور فرشتگان و فراوان انديشيدن در آنچه نزد خداوند است ، حاصل مي آيد .

پيامبر خدا(ص) : با كمي خوراك و نوشاك ، با نفس خويش جهاد كنيد تا فرشتگان بر شما سايه بگسترند و شيطان از شما بگريزد .

د – در آمدن به ملكوت آسمان ها

پيامبر خدا(ص) : پشمينه بپوشيد وميان بر بنديد و به گنجايش نيمه شكم بخوريد تا به ملكوت آسمانها در آييد .

پيامبرخدا(ص) : هركس كه شكمش پر باشد ، به ملكوت آسمان ها و زمين را ه نمي يابد.

ه – تقرب به درگاه خداوند

پيامبر خدا(ص) : كاستن از خوراك ،نزد خداوند، جايگاهي والا دارد.

پيامبر خدا(ص) : دوست داشتني ترين شما نزد خداوند ، كم خوراك ترين و سبك بدن ترين شماست .

امام صادق(ع) : نزديك ترين حالت بنده به خداوند ، هنگامي است كه شكم وي ، سبك باشد.

و – مجموعه اي از منافع كم خوري

پيامبر خدا(ص): هركس خوراكش اندك باشد ، تنش سلامت و دلش صفا مي يابد ؛ و هر كس خوراكش فراوان باشد ، تنش بيمار و دلش سخت مي گردد.

اما علي(ع) : بر شما باد ميانه روي در خوردني ها ؛ چرا كه اين كار ، از اسراف دورتر است ، مايه ي سلامت بيشتر تن مي گردد و در پرستش ،بيشتر ياري مي رساند.

مصباح الشريعه : در حديثي كه به امام صادق منسوب است - : كم خوري ، در ميان هر طايفه اي ، ستوده است ؛زيرا منفعت باطن و ظاهر ، در آن است .

 

 -فصل دوم

 -پرهيز

 -معناي پرهيز

امام كاظم(ع) : پرهيز ، آن نيست كه چيزي را به كلي وابگذاري و هيچ نخوري ؛ بلكه ، پرهيز ، آن است كه از چيزي بخوري ، اما كم بخوري .

امام رضا(ع) : پرهيز از يك چيز، واگذاردن آن نيست . پرهيز از يك چيز ، تنها كم خوردن از آن است.

الفقه المنسوب للامام رضا : از عالم ( امام كاظم ) روايت مي كنم كه فرموده است : " سر آمد پرهيزها ، مدارا با بدن است " .

امام كاظم(ع): هيچ دارويي نيست كه دردي را بر نينگيزد ، و هيچ چيزي براي بدن ، سودمند تر از آن نيست كه جز از آنچه بدان نياز دارد ،دست بشويد.

الدعوات : روايت شده است كه : آنچه را از زيانش آگاهي يافته اي ، مخور و هوسخويش را بر آسايش بدن ، برمگزين .

تشويق به پرهيز

پيامبر خدا(ص): معده ، خانه ي همه ي دردهاست و پرهيز ، ريشه ي همه ي درمان ها .

پيامبر خدا(ص) :پرهيز ، سر آمد درمان ،و معده ، خانه ي درد است . هربدني را به همان كه بدان خو مي گيرد ، عادت دهيد.

امام علي(ع) : معده ، خانه دردهاست و پرهيز ، سرآمد درمان . هر بدني را به همان كه بدان خو

مي گيرد ، عادت دهيد . با پرخوري ، تن درستي اي نخواهد بود.

امام صادق(ع): - خطاب به طبيب هندي - : من برتر از آنچه تو همراه داري ، به همراه دارم ... آنچه را پيامبر خدا(ص) فرموده است ، به كار مي گيرم و مي دانم كه معده ، خانه ي همه ي دردها وپرهيز ، يگانه درمان است . نيز بدن را بر نچه بدان خو مي گيرد ، عادت مي دهم .

امام علي(ع) : هركس برسختي پرهيز صبر نكند ، ناتن درستي اش به درازا مي انجامد .

امام علي(ع) : پرهيز ، مايه ي درستي تن است .

امام علي(ع) :‌تن درستي ، جز با پرهيز ، به دست نمي آيد .

آنچه درباره ي مدت پرهيز بيمار ، روايت شده است

معاني الاخبار – از جعفر بن اسماعيل ، از مردي ، در گفتگو با امام صادق(ع) - : از ايشان پرسيدم : بيمار ، چند روز ، پرهيز داده مي شود :

فرمود :‌"‌يك دبق ".

من نمي دانستم دبق چيست . از همين روي ، در اين باره از ايشان پرسيدم .

فرمود :" ده روز " .

طب الائمة – به نقل از يعقوب بن يزيد ، از يكي از مردانش ف از امام صادق(ع) - :" پرهيز ، يازده دين است و از آن پس ، پرهيزي نيست " .

مؤلف طب الائمة گفته است :"دين " ، يك واژه ي رومي و به معناي " يازده روز"است .

اما صادق : پرهيز ، پس از هفت روز ، براي بيمار ، سودي ندارد.

اظهار نظر

با توجه به ضعف سند حديث اول و دوم ، تنها حديث قابل اعتماد در اين باب ، حديث سوم است . بنابراين ، تعارضي در ميان نخواهد بود . علامه ي مجلسي در ذيل حديث سوم ، چنين مي گويد :

" برخي از پزشكان ، اين حديث را ناظر به صورتي معنا كرده اند كه بيمار ، پس از هفت يا يازده روز ، بهبود مي يابد ؛ اما اين تفسير ،تفسيري دور است .

مي توان اين حديث را به معناي پرهيز سخت ، تفسير كرد و يا آن را ناظر به آب وهوا و مزاج هاي مردمان در مكان و زمان صدور حديث ،دانست ".

 

 -فصل سوم

 -گرسنگي كشيدن

 -تشويق به گرسنگي كشيدن

پيامبر خدا :والا جايگاه ترين شما نزد خداوند آن است كه بيش از همه گرسنگي مي كشد و بيش از همه مي انديشد ؛و منفور ترين شما نزد خداوند متعال ، هر پر خواب پر خور پر آشام است .

پيامبر خدا(ص) : خوشا به حال آنان كه شكم ، تهي مي دارند و گرسنگي مي كشند . آنان كساني اند كه در روز قيامت ، سير مي شوند.

پيامبر خدا(ص) :همدمان گرسنگي در اين سراي ، همدمان سيري در سراي ديگرند و منفور ترين مردم نزد خداوند ، پر خوران آكنده شكم اند.

امام علي(ع) : گرسنگي ، چه نيكو خورشي است .

تنبيه الخواطر : يكي از صحابه روايت كرده كه پيامبر(ص)  كه درود خداوند بر وي و خاندانش باد  فرموده است :" پيوسته كوبه ي در بهشت را بزنيد تا برايتان باز شود ". رواي مي گويد ، گفتم: چگونه پيوسته كوبه ي در بهشت را بزنيم ؟

فرمود :" با گرسنگي وتشنگي " .

فايده هاي جسمي گرسنگي كشيدن

الف – سلامت تن

پيامبر خدا(ص) :روزه بداريد تا تن درست بمانيد .

پيامبر خدا(ص) : خداوند به يكي از پيامبران بني اسرائيل وحي كرد كه :" به طايفهات خبربده هيچ بنده اي ، يك روز براي خوشنودي من روزه نمي گيرد ، مگر آن كه تن او را سالم مي دارم و او را پاداشي بزرگ مي دهم ".

امام علي(ع) : روزه ، يكي از دو طريق سلامت است .

امام علي(ع) : گرسنگي كشيدن ، سودمند ترين درمان است .

امام علي(ع) : گرسنگي وبيماري ، با هم گرد نمي آيند .

ب – خوش مزگي غذا

امام هادي(ع) : شب زنده داري ، خواب را شيرين تر مي كند و گرسنگي ، غذا را خوش مزگي

مي افزايد .

فايده هاي روحي گرسنگي كشيدن

الف – دامن در كشيدن از گناه

امام علي(ع) :‌گرسنگي كشيدن ، چه نيكو ياري اي براي پاك دامني است .

امام علي(ع) : گرسنگي كشيدن ، چه نيكو ياري دهنده اي براي سركشي نفس و شكستن عادت آن است .

امام علي(ع) :- در ديوان منسوب به ايشان - :

خود را گرسنه بدار كه گرسنگي ، از آثار پرهيزگاري است / آن كه زمان درازي را گرسنگي كشد ، سر انجام روزي ( روز قيامت ) سير خواهد شد .

ب – رهايي از شيطان

پيامبر خدا(ص) : شيطان در درون آدمي زاده به سان خون ، جريان مي يابد . گذرگاه هاي او را با گرسنگي ، تنگ كنيد .

ج – تقرب به درگاه خداوند

امام علي(ع) : - در حديث معراج - : پيامبر(ص) در شب معراج ، از پروردگار خود خواست و چنين گفت : پروردگارا ! مرا به كاري راه نماي كه با آن به تو نزديك شوم .

فرمود :" شبت را روز ، و روزت را شب بدار ".

پرسيد : پروردگارا! چگونه توان كرد ؟

فرمود :" خواب خويش را نماز ، و خوراك خود را گرسنگي قرار بده .

اي احمد ! به عزت و جلالم سوگند ، هيچ بنده اي برايم چهار چيز را تضمين نمي كند، مگر اين كه او را به بهشت در مي آورم : زبان فرو بندد و آن را جز بدانچه به وي مربوط است ، نگشايد؛ دل خويش را از وسواس حفظ كند ؛ آگاهي من از او واين را كه او در زير نگاه من است ، پاي بدارد ؛ و نور ديده اش ، در گرسنگي باشد .

اي احمد ! كاش ، شيريني : گرسنگي ، سكوت ، خلوت و آنچه را از آن به ارث برده اند ،‌

چشيده بودي ! ".

فرمود :" حكمت ، حفظ دل ، تقرب به خداوند ، اندوه دائم ، كم هزينگي براي مردم ، حقگويي ، و اهميت ندادن به اين كه در گشايش و آساني مي زيد يا در سختي و دشواري .

اي احمد ! آيا مي داني با كدام حالت و وقت ، بنده به من تقرب مي جويد ؟".

گفت :‌نه ، اي پروردگار !

فرمود : " آن هنگام كه گرسنه يا در حالت سجده باشد ".

د –  رسيدن به علم وحكمت.

پيامبر خدا(ص) : دل ،به هنگام تهي بودن درون ، بار حكم ، بر مي گيرد .

پيامبر خدا(ص): چون همدمان گرسنگي و تفكر را ديديد ، به آنان نزديك شويد ؛ چرا كه حكمت ، آنان را همراهي مي كند .

پيامبر خدا(ص) :خداوند مي فرمايد : : پنج چيز را در پنچ چيز نهادم ؛ اما مردم ، آنها را در پنج چيز ديگر مي جويند و نمي يابند : دانش را در گرسنگي و رنج و تلاش قرار دادم ، در حالي كه مردم آن را در سيري و آسايش مي جويند . در نتيجه آن را نمي يابند " .

عدهالداعي : خداوند متعال به داوود اين گونه وحي فرستاد :" اي داوود ! ... من دانش را در گرسنگي و رنج وتلاش نهاده ام ؛ اما آنان آن را در سيري و آسايش مي جويند و در نتيجه آن را نمي يابند ".

ه- ديدن خداوند با ديده ي دل

پيامبر خدا(ص) : جگر هاي خود را گرسنه وبدن هايتان را برهنه داريد ... ، شايد كه حق را با دل هايتان ببينيد .

عيسي(ع) : جگرهاي خود را گرسنه و تن هايتان را برهنه بداريد ، شايد كه دل هايتان ، خداوند را ببيند .

عيسي(ع) " – خطاب به حواريون - :اي همراهان هميشگي ! شكم هاي خويش را گرسنه ، جگرهاي خود را تشنه و تن هاي خويش را برهنه بداريد ، شايد كه دل هايتان ، خداوند را ببيند .

 

 -فصل چهارم

 -پرخوري

 -نكوهش پر خوري

امام صادق(ع) : پرخوري ، نا خوشايند است .

پيامبر خدا(ص9 : آدمي هيچ ظرفي را بدتر از شكم ، پر نكرده است . آدمي زاده را چند لقمه بسنده

مي كند كه كمرش را راست بدارد. اگر نفس آدمي بر او چيرگي يافت ، يك سوم معده براي خوراك ، يك سوم براي نوشاك و يك سوم براي نفس كشيدن خواهد بود .

پيامبر خدا(ص) : پس از من ،روشي جديد در جامع پديد خواهد آمد : مؤمن به اندازه ي يك معده

مي خورد و كافر به اندازه ي هفت معده .

پيامبر خدا(ص) : مؤمن ، به اندازه ي يك معده مي خورد و كافر ، به اندازه ي هفت معده مي خورد .

مسند ابن حنبل - به نقل از ابوبصره ي غفاري - : چون هجرت كردم ، به حضور پيامبر رسيدم . در آن زمان هنوز اسلام نياورده بودم . او برايم از گوسفندي كوچك اندام – كه هميشه براي خانواده اش از آن مي دوشيد – شير دوشيد .من شير را نوشيدم و چون آن شب را به صبح رساندم، اسلام آوردم .

آن شب خانواده پيامبر گفتند : امشب نيز گرسنه مي خوابيم ، چنان چه ديشب گرسنه خوابيديم !

پيامبر خدا در آن ديگر روز برايم گوسفندي دوشيد . شير آن را خوردم و سيراب شدم .

پيامبر خدا از من پرسيد : " آيا سيراب شدي ؟ "

گفتم ك اي پيامبر خدا ! سيراب شدم . پيش از اين ، هيچ وقت اين اندازه نه سير و نه سيراب شده بودم !

پيامبر فرمود :" كافر، به اندازه ي هفت معده مي خورد ومؤمن ، به اندازه ي يك معده مي خورد".

المستدرك : - به نقل از جعده - : از پيامبر خدا – چون مردي بسيار سير را ديد و با دست به شكم وي اشاره كرد – شنيدم كه فرمود : " اگر اين غذايي كه خورده در غير اين شكم قرار داشت براي وي بهتر بود " .

امام علي(ع) : پرخوري ، نشانه ي شكم بندگي است و شكم بندگي ، بدترين عيب هاست .

امام علي(ع) : - در حديث معراج - : خداوند متعال فرمود : " ... اي احمد ! دنيا و همدمانش را منفور بدار و آخرت و همدمانش را دوست بدار " .

گفت :‌پروردگارا ! همدمان دنيا چه كساني ، و همدمان آخرت ، چه كساني اند ؟

فرمود :‌" همدمان دنيا كساني اند كه خوردن ، خنديدن ، خفتن و خشم آوردنشان ، بسيار است".

نكوهش خوردن غذاهاي رنگارنگ

پيامبر خدا(ص) : كساني از امت من ، پديد خواهندآمد كه در آسايش ، زاده مي شوند و در آن ، تغذيه مي گردند، همت آنان ، گونه هاي خوراك و نوشاك است .و يكديگر را به زبان

مي ستايند . آنان ، بدهاي امت من هستند.

پيامبر خدا(ص) : مرداني از امت من خواهند بود كه غذاهاي رنگارنگ مي خورند ،نوشيدني هاي رنگارنگ مي نوشند ، جامعه هاي رنگارنگ مي پوشند و در سخن گفتن ، پر چانگي مي كنند . اينان ، بد هاي امت من هستند.

پيامبر خدا(ص) : بد ترين كسان امت من ، آناني هستند كه در رفاه ، زاده شده ودر آن ، تغذيه گرديده اند. آنان ، غذاهاي رنگارنگ مي خورند ، لباس رنگارنگ مي پوشند ، بر

مركب هاي گونه گون سوار مي شوند ودر سخن گفتن نيز پر چانگي مي كنند.

امام علي(ع) :غذا هاي رنگارنگ ، شكم را بزرگ و سرين را سست مي كند.

زيان هاي ظاهري پر خوري

الف-انواع ناتن درستي ها

امام علي(ع) :هر كس در دل خود ، درخت علاقه به انواع غذا ها را بكارد ، ميوه ي گونه هاي

ناتن درستي را مي چيند .

امام علي(ع) : اعتاد به سيري ، انواع درد ها را به همراه مي آورد .

امام علي(ع) : اند ك اند كساني كه به فراواني ، غذاي افزون بر نياز خورده باشند و

ناتن درستي ها همدمشان نشده باشد.

امام علي(ع) : سيري ، بيماري را افزون مي سازد .

امام علي(ع) : از اعتياد به سيري حذر كن ؛ چرا كه ناتن درستي ها را تحريك مي كند و

بيماري ها را بر مي انگيزد.

امام علي(ع) : اندك اند كساني كه غذا بسيار خورده با شند و بيمار نشده باشند .

امام علي(ع) : چه بسا خوردني كه مانع خوردن ها مي شود.

امام علي(ع) : هر بيماري اي از پر خوري است ، مگر تب، كه ناگاه به بدن در مي آيد .

ب- كاهش تن درستي

امام علي(ع) : هركس خوردنش بسيار شود ، تن درستي اش كاهش مي يابد و هزينه اش بر وي سنگين مي گردد .

امام علي(ع) : با پر خوري ، تن درستي اي نخواهد بود .

امام علي(ع) : تن درستي و پر خوري ، با هم گرد نمي آيند .

امام صادق(ع) : تباهي تن ، در فراواني خوراك است ؛ تباهي كشت ، در ارتكاب گناه ؛ و تباهي شناخت ،‌در واگذاردن صلوات بر برترين مردمان ،‌يعني پيامبر خدا

گند بويي

امام علي(ع) : بسيار خوردن ، گند بويي مي آورد .

زيان ها ي باطني پر خوري

الف – تباهي پاك دامني

پيامبر خدا(ص) : دل ترسو ، شكم سيري ناپذير و شهوت جنسي شديد ، چه بد همدستاني بر

ضد دين هستند.

امام علي(ع) : پر خوري ،يار مناسبي براي گناهان است .

امام علي(ع) :‌پر خوري ، پاك دامني را تباه مي كند .

اما علي(ع) :‌پرخوري ، سرمستي مي آورد و پاك دامني را تباه مي سازد .

امام علي(ع): پرخوري ، بدهمدمي براي پاك دامني است .

امام باقر(ع) : شكم ، چون پر شود ،‌سركشي مي آورد .

ب – تباهي نفس

پيامبر خدا(ص) : دل ها را با فراواني خوراك و نوشاك نميرانيد ؛ زيرا دل به سان كشت ، اگر آب زيادي بدان رسانده شود ، مي ميرد .

پيامبر خدا(ص) : از زيادي غذا بپرهيزيد ؛ چرا كه نشان قساوت بر دل مي نهد ، بدن را در فرمابري از خدا كند مي كند و اراده ها را از شنيدن اندرز ناشنوا مي سازد .

پيامبر خدا(ص) : هركس به پر خوردن و پر نوشيدن خو بگيرد ، سنگ دل مي شود.

امام علي(ع) : فراواني خواب و خوراك ، نفس را تباه مي كند و زيان مي آورد.

ج – پوشيده ماندن تيز هوشي

امام علي(ع) : هركس سيري اش افزون شود ،شكم سيري ،او را سنگين مي سازد و هر كس شكم سيري ، او را سنگين سازد ، ميان او و تيز هوشي ، پرده مي افتد .

امام علي(ع) : پرخوري ، با تيز هوشي سازگار نيست .

امام علي(ع) : پرخوري ، حجاب تيز هوشي مي شود.

امام علي(ع) :‌پرخوري و تيز هوشي ، با هم گرد نمي آيند .

د – ظلمت دل

پيامبر خدا(ص) : شكم ، سير مداريد ، كه نور معرفت در دل هايتان خاموش مي شود.

امام علي(ع) : - در حكمت هاي منسوب به ايشان - : فراواني خوراك ، دل را مي ميراند ، چنان كه فراواني آب ، كشت را مي ميراند

امام علي(ع) : اگر شكم حتي از مباح پر شود ،‌دل از يافتن راه درست ، كور مي گردد.

ه – آشفتگي خواب ها

امام علي(ع) : از پر خوري بپرهيز ؛ زيرا هركس همدم آن شود ، ناتن درستي هايش افزون مي گردد و خواب هايش آشفته مي شود.

و – كمي عبادت

امام علي : پر خوري و انجام دادن كارهاي واجب ، در بر هم ، گرد نمي آيند .

امام علي(ع) : با وجود سه چيز ، در سه چيز ديگر ، طمع مبند ؛ با پرخوري در

شب زنده داري، با خفتن همه ي شب در نورانيت سيما ، و با همراهي با فاسقان در ايمن بودن از دنيا .

المحاسن – به نقل از حفص بن غياث ، از امام صادق – : " ابليس براي يحيي بن زكريا چهره آشكار ساخت و ناگاه يحيي ديد كه از هر چيزي بر او آويزه هايي است . از او پرسيد : اي ابليس ! اين آويزه ها چيست ؟

گفت : اينها ،هوس هايي است كه آدمي زاده را بدانها گرفتار ساخته ام .

پرسيد : آيا از اينها چيزي هم براي من هست ؟

گفت : شايد روزي سير شده باشي و در نتيجه ، اين سيري ، تو را از نماز و ياد خدا ، سنگين كرده باشد .

يحيي گفت :‌با خدا، عهد مي بندم كه هرگز شكم خويش را از خوراك ، پر نكنم .

ابليس هم گفت : با خدا وند ، عهد مي بندم كه هرگز مسلماني را اندرز ندهم ! " .

امام صاق(ع) سپس فرمود :‌" اي حفص ! جعفرو خاندان جعفر را با خدا اين عهد است كه هرگز براي دنيا كار نكنند ".

عيسي :‌اي زادگان اسرائيل ! فراوان مخوريد ؛ زيرا هركس زياد بخورد، فراوان نيز مي خوابد و هركس فراوان بخوابد ،‌نماز اندك مي گزارد و هركس نماز اندك بگزارد ، از غافلان شمرده مي شود.

حلية الاوليا ء – به نقل از وهيب بن ورد - :به ما خبر رسيده كه ابليس ناپاك ،براي يحيي بن زكزيا آشكار شد و به او گفت :‌مي خواهم تورا اندرزي بدم .

يحيي گفت :‌" دروغ مي گويي . تو خير مرا نمي خواهي ؛ اما به هر روي ، درباره ي

آدمي زاده به به من بگو ".

گفت :‌آنان نزد ما سه دسته اند :

دسته اي از آنان در برابر ما سخت ترين هستند.آهنگ يكي از آنان مي كنيمك و انتظار

مي كشيم تا او را بفريبيم و بر او توان يابيم .سپس به استغفار و توبه مي شتابد و همه ي چيزهايي را كه اوبه چنگ آورده ايم ،‌بر ما تباه مي سازد .ديگر بار ،به سراغ او مي رويم و اونيز ديگربار به سراغ آمرزش خواهي مي رود .نه از او نوميد مي شويم ونه كار خود را با او بر مي آوريم و از همين روي ،‌در رنجيم .

دسته ي ديگر ، در دستان ما ، گردكي را مي مانند كه در دست كودكان است . آنان را

بدان جا كه مي خواهيم ، مي افكنيم و آنان خود ، براي ما عهده دار خويش شده اند.

اما دسته ي ديگر ، همانند تو معصوم اند و ما هيچ خواسته اي درباره ي آنان توان نمي يابيم .

يحيي به او گفت : " بدين سان ، آيا درباره ي من به چيزي توانايي يافته اي ؟‌".

گفت : نه ، مگر يك بار : تو غذايي پيش روي نهاده بودي تا آن را بخوري . من پيوسته آن را نزد تو دوست داشتني ساختم ، تابيش از آنچه مي خواستي ، از آن خوردي . آن شب ، خفتي و بر خلاف هر شب ،‌براي نماز بر نخواستي .

يحيي به او گفت : " قطعاٌ از اين پس ، تا زنده ام ، هيچ گاه شكم از غذايي ، سير نمي كنم ".

ابليس هم گفت : قطعاٌ پس از تو ، هيچ گاه آدمي زاده ي ديگري را اندرز نمي دهم .

ز – دوري از خداوند

پيامبر خدا(ص) : گرسنگي ، نور حكمت است و سيري مايه ي دوري از خداوند .

پيامبر خدا(ص) : در پيشگاه خداوند ،‌هيچ چيز منفور تر از شكمي كه پر باشد ، نيست .

پيامبر خدا(ص) : منفور ترين شما در پيشگاه خداوند متعال ، هر پر خواب پر خور پر نوش است .

پيامبر خدا(ص) : خداوند آن را كه فراتر از سيري مي خورد ،‌آن را كه طاعت پروردگار خويش وا مي گذارد ،‌آن را كه سنت پيامبر وا مي نهد ، آن را كه به پيمان خويش پشت پا مي زند، آن را كه خاندان پيامبر را دشمن مي دارد و آن را كه همسايگان خويش را مي آزارد ، دشمن

مي دارد.

پيامبر خدا(ص) : يك بار جبرئيل ، در ساعت و روزي كه پيش تر در آن نمي آمد ، نزد من آمد.

به او گفتم : اي جبرئيل ! در ساعت و روزي نزد من آمده اي كه پيش تر نمي آمدي !مرا ترساندي!

گفت :‌" اي محمد ! درحالي كه خداوند ، همه ي گناهان پيشين و پسين تو را آمرزيده است ، چه چيزي تو را مي ترساند ؟". آن گاه گفت ‌:‌" پروردگارت تو را به چه چيز بر انگيخته است؟" . باز گفت :‌"‌پروردگارت تورا از پرستش بتان ،‌نوشيدن مي ، ناسزا گويي ، در گيري با مردمان ،‌و از چيزي ديگر كه به دنيا و آخرت مربوط شود ، باز مي دارد. پروردگارت به تو مي گويد :‌اي محمد ! هيچ چيز را به اندازه ي شكم پر ، منفور نداشتهام .

امام باقر(ع) : نزد خداوند ، هيچ چيز ي منفور تر از شكم پر نيست .

امام صادق(ع) : دور ترين مردمان از خداوند ، كسي است كه شكمش پر باشد .

امام صادق(ع) : خداوند پرخوري را دشمن مي دارد.

امام صادق(ع) : شكم با خوردن ،‌سركش مي شود . نزديك ترين حالت بنده به خداوند هنگامي است كه شكمش سبك باشد و دور ترين حالت بنده از خداوند نيز آن هنگام است كه شكمش پر باشد .

ح –گرسنگي در روز قيامت

پيامبر خدا(ص) : آن كه در دنيا از همه سير تر است ، در روز قيامت از همه بيشتر گرسنگي

مي كشد .

الكافي : پيامبر خدا(ص) فرمود ‌: " آن كه در دنيا بيشتر از ديگران پر خوري آروغ مي زند، در آخرت " – يا فرمود " در روز قيامت "- : از همه بيشتر گرسنگي مي كشد ".

امام علي(ع) :‌ابو جحيفه ، در حالي كه آروغ مي زد ، نزد پيامبر آمد . پيامبر فرمود :‌" جلوي آروغ خود را بگير . سير ترين مردم در دنيا ، گرسنه ترينشان در روز قيامت هستند " .

ابوجحيفه ، از آن پس تا هنگامي كه به ديدار پروردگار شتافت ، هيچ گاه شكم خويش را پر نكرد .

الامالي – به نقل از عطيه بن عامر جهني - :‌از سلمان فارسي ، در حالي كه او را به غذا خوردن واداشته بودند ، شنيدم كه گفت :‌ مرا بس است ! از پيامبر خدا شنيدم كه مي فرمود :‌ "سير ترين مردم در دنيا ، گرسنه ترين آنان در آخرت هستند . اي سلمان ! دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است ".

امام صادق(ع) : پيامبر خدا(ص) ، صداي آروغ مردي را شنيد . فرمود :‌" اي بنده ي خدا ! آروغت را كوتاه كن ؛ زيرا كساني كه در روز قيامت ،‌بيشترين گرسنگي را مي كشند ، آناني هستند كه در دنيا سير ترين مردم بوده اند " .

مجموعه اي از زيان هاي پرخوري

پيامبر خدا(ص) :از شكم سيري حذر كنيد ؛ چرا كه مايه ي : تباهي تن ، به بار آمدن بيماري و سستي در عبادت است .

اما علي(ع) : از شكم سيري حذر كنيد ؛ چرا كه؛ مايه ي : قساوت دل ، سستي در نماز و تباهي تن است .

امام علي(ع) : - در حكمت هاي منسوب به ايشان - : هر كه سير شود ، در همان دم ، سه كيفر

( مجازات ) مي بيند : بر قلب او پرده افكنده مي شود ، بر چشمش خواب آلودگي مي افتد و بر بدنش سستي چيره مي گردد .

لقمان - خطاب به پسرش - : پسرم ! اگر معده پر شود ، انديشه خواب مي رود ، حكمت لال

مي شود واندام ها از عبادت فرو مي نشينند .

مصباح الشريعه – در حديثي كه به امام صادق منسوب است - : بسيار خفتن ، از نوشيدن بسيار ، و بسيار نوشيدن ، از سيري فراوان ، زاده مي شود و اين دو ، انسان را نسبت به فرمانبرداري از خدا سنگين مي كنند و دل را سخت تر از آن مي كنند كه تفكر وخضوع داشته باشد .

مصباح الشريعه – در حديثي كه به امام صادق منسوب است - : براي دل مؤمن ، هيچ چيز ي زيانبار تر از پرخوري نيست و آن ، دو چيز را پديد مي آورد :‌سنگ دلي و برانگيختن شوت .

زيان هاي خوردن پس از سيري

پيامبر خدا : خوردن پس از سيري پيسي مي آورد .

الدعوات : روايت شده كه وارد ساختن غذا به معده ، در حالي كه در آن غذايي ديگر وجود دارد ، درد بي درمان است .

 

 -فصل پنجم

 -آدا ب غذا خوردن

 -شستن دست ها پيش وپس از غذا

پيامبر خدا : شستن دست ها پيش و پس از غذا ، شفايي براي تن و مايه ي بركت در

روزي است .

پيامبر خدا(ص) :‌شستن دست ها پيش از غذا ، فقر را دور مي كند و شستن دست ها پس از غذا ، اندوه را مي راند و چشم را سلامت مي دهد .

الأمالي – به نقل از هشام بن سالم ، از امام صادق ، از پدرانش- : پيامبر خدا فرمود :

" هركس از اين خرسند مي شود كه خير وبركت خانه اش بسيار باشد ، در هنگام آورده شدن غذا وضو بسازد ؛ و هركس پيش و پس از غذا وضو بسازد ، در گشايش روزي بزيد و از هر بلايي در تن خويش ، بركنار باشد ".

هشام بن سالم گفت : امام صادق به من فرمود : " اي هشام بن سالم ! مقصود از وضو در اين جا ، شستن دست ها پيش و پس از غذاست " .

پيامبر خدا(ص): هركس كه بخوابد و بر دستانش بوي گوشت مانده باشد ، جز خويش را نكوهش نكند.

پيامبر خدا(ص) : اگر كسي از شما در حالي خوابيد كه در دستانش بوي گوشت بود و آن را نشست و آن گاه عارضه اي بر وي رسيد ، مباد جز خويش را نكوهش كند .

پيامبر خدا(ص) : هرگاه كسي از شما غذايي مي خورد ، چربي گوشت را از دستان خويش بشويد .

پيامبر خدا(ص) : هرگاه كسي از شما غذايي مي خورد ، چربي گوشت را از دست خود بشويد تا كساني را كه با آنان برخورد مي كند ، نيازارد .

كنز العمال – به نقل از ابن عباس : - روزي ، پيامبر(ص) نماز مي گزارد . در آن هنگام ، از مردي بوي گوشت حس كرد . چون نماز را به پايان برد، به او فرمود : " چرا بوي گوشت را از خود نشسته اي؟".

دعائم الاسلام : پيامبر خدا به شستن دستان پس از غذا امر كرد و فرمود : " شيطان ، اين چربي باقي مانده را بو مي كشد " .

پيامبر خدا(ص) : چربي غذا را از دستان كودكان خود بشوييد ؛ چرا كه شيطان ، اين چربي باقيمانده را بو مي كشد و كودك در خواب از او مي ترسد و دو فرشته ي كاتب اعمال نيز آزار مي بينند .

امام علي(ع) : شستن دست ها پيش و پس از غذا ، موجب فزون شدن عمر است وسبب زدودن چربي از جامه هاست و ديده را نيز جلا مي دهد .

امام علي(ع) : بركت غذا : وضو ساختن ( شستن دست ها ) پيش و پس از آن است . شيطان ، بسيار علاقمند به چربي گوشت است . هرگاه كسي از شما به بستر مي رود ، بايد كه بوي چربي گوشت را از دستان خويش بشويد .

امام صادق(ع) : دست هايتان را پيش و پس از غذا بشوييد ؛ چرا كه فقر را مي برد و بر عمر مي افزايد.

الكافي – به نقل از سليمان جعفري - : امام كاظم(ع) فرمود :‌" شايد سفره اي بگسترند و در اين ميان ، يكي بخواهد دست خود را بشويد . مناسب است ميزبان جهت آسودگي خاطر ميهمانان بگويد :‌هركس دستانش تميز است ، اشكال ندارد بدون شستن دستان ، غذا بخورد " .

گذاردن سبزي در سفره

پيامبر خدا(ص) : سفره هايتان را به سبزي آذين كنيد ؛ زيرا آن ، همراه با گفتن بسم الله ، شيطان را مي راند .

امام صادق(ع) : هر چيز را زيوري است و زيور سفره ،‌سبزي است .

الكافي – به نقل از حنان - : با امام صادق(ع) بر سفره اي نشسته بودم . ايشان دست به سوي سبزي دراز كرد ، در حالي كه من به دليل بيماري اي كه داشتم ، از آن پرهيز نمودم .

امام به من رو كرد و فرمود :‌" اي حنان ! مگر نمي داني نزد امير المؤمنان هيچ طبقي آورده نمي شد ، مگر اين كه سبزي هم داشت ؟

گفتم : فدايت شوم ! چرا ؟

فرمود :‌" زيرا دل هاي مؤمنان ، سبز است و به همانند خويش ، ميل دارد " .

الكافي – به نقل از موفق مديني ، از پدرش - : روزي ، امام كاظم(ع) در پي من فرستاد و مرا براي غذا خوردن نزد خود نگه داشت . چون سفره آوردند ، در آن سبزي نبود . امام دست بداشت و سپس به غلام فرمود : " مگر نمي داني كه من از سفره اي كه در آن سبزي نباشد، نمي خورم ؟ برايم سيزي بياور " .

آن غلام رفت و سيزي آوردو بر سر سفره نهاد . پس ، امام دست به سفره گشود و خورد.

در آوردن كفش ها

پيامبر خدا(ص) : به هنگام غذا ، كفش هايتان را در آوريد ؛ چرا كه اين ، رفتاري زيباست .

پيامبر خدا(ص) :‌چون غذا نهاده مي شود ، كفش هاي خويش را در آوريد ؛ زيرا اين كار ، موجب آسايش بيشتر پاهايتان است .

پيامبر خدا(ص) : چون غذاي كسي را نزد وي آوردند و كفش به پا داشت ،كفش را از پاي در آورد ؛ چرا كه اين كار ، موجب آسايش بيشتر پاهاست و آن ، از سنت پيامبر است .

بر زبان آوردن نام خدا

پيامبر خدا(ص) : هر غذايي كه بر آن نام خدا برده نشود ، درد است و هيچ بركتي در آن نيست .

امام علي(ع) در سفارش هاي خود به كميل - : به گاه غذا خوردن ؛از آن كسي نام ببر كه با وجود نام او ، ديگر هيچ دردي زيان نمي رساند و نامش ، شفاي همه ي بيماري ها و

نا تن درستي هاست .

امام علي(ع)  خطاب به فرزند خويش امام حسن - : فرزندم ! هيچ لقمه ي سرد و گرمي را مخور و هيچ جرعه ي كم و زيادي را منوش ، مگر آن كه پيش از خوردن و نوشيدن بگويي:

" خداوندا ! من در خوردن و نوشيدن خويش ، سلامت از درد و رنج آن و توان يابي با آن براي :‌انجام دادن طاعت ، ياد آوردن و سپاس گزاري تو ، تا زماني كه اين خورده و نوشيده را در بدنم باقي مي گذاري ، مي خواهم و نيز مي خواهم كه با نيرويي كه از اين به من

مي دهي ، مرا به پرستش خويش بر انگيزي و نيكو پرهيز كردن از نافرماني ات را به من الهام فرمايي "‌.

اگر اين كار را كردي ، از درد و رنج و از گزندهاي احتمالي آن ، در امان مي ماني .

امام صادق(ع) : امير مؤمنان فرمود :‌"‌براي كسي كه بر غذاي خود نام خدا ببرد ،ضمانت

مي كنم كه از آن غذا ، به هيچ درد و رنجي گرفتار نمي شود " .

ابن كوا – كه اين را شنيد – پرسيد : اي اميرمؤمنان ! من ديروز غذايي خوردم و نام خدا را نيز به گاه خوردن آن بردم ؛ اما آن مرا آزار داد !

فرمود :‌" اي نادان ! شايد كه چند گونه غذا خورده اي ، وبر برخي گونه ها نام خدا برده و بر برخي ديگر نام خدا نبرده اي " .

امام صادق(ع) به نقل از پدرانش- :امير مؤمنان فرمود :‌" هيچ گاه به بدگواري ،مبتلا نشده ام"

پرسيدند :‌چرا ؟

فرمود : " زيرا هيچ لقمه اي به سوي دهان نبرده ام ، مگر اين كه نام خدا را بر آن ،ياد

كرده ام ".

المحاسن – به نقل از مسمع بن عبدالملك - : به امام صادق(ع) گفتم : من گاه ، احساس بدگواري مي كنم .

فرمود :‌"آيا نام خدا مي بري ؟ ".

گفتم :بسم الله هم گفته ام !

فرمود :‌"شايد غذاهاي گوناگون مي خوري ؟ ".

گفتم :‌آري .

فرمود :‌" براي هرگونه ، بسم الله مي گويي ؟ ".

گفتم : نه .

فرمود :‌" از همين جاست كه به بدگواري ، گرفتار مي شوي " .

الكافي – به نقل از مسمع - : نزد امام صادق ، از اين كه پس از خوردن غذا از آن آزار

مي بينم ، اظهار ناراحتي كردم .

فرمود ‌:‌"‌بسم الله نمي گويي ؟‌"

گفتم :‌بسم الله هم مي گويم ؛ اما غذا مرا آزار مي دهد !

فرمود :‌"‌آيا هنگامي كه با سخن گفتن ، رشته ي آن بسم الله پيشين را مي گسلي و سپس ديگر بار به غذا ادامه مي دهي ، دوباره نام خدا را مي بري ؟‌".

گفتم : نه .

فرمود :‌"‌از همين جاست كه غذا به تو زيان مي رساند . زنهار كه اگر به گاه ادامه دادن به غذا ،ديگر بار نام خدا را مي بردي ، غذا تو را زيان نمي رساند "‌.

امام علي(ع) :‌هركس كه مي خواهدغذايي او را آزار ندهد ، تا گرسنه نشده ،چيزي نخورد و

آن گاه هم خواست بخورد ، بگويد :‌"‌بسم الله و بالله ".

خوردن با دست راست

مسند ابن حنبل – به نقل از عايشه – : پيامبر خدا دست راست را به خوردن و بر آوردن نيازهاي ديگر خويش اختصاص داده و دست چپ را به زدودن آلودگي از مقعد و آنچه در آن ناحيه است ، واگذارده بود .

المعجم الكبير – به نقل از عمر بن ابي سلمه - : به روزگار كودكي خويش ،در دامن پيامبر خدا بودم و دستانم در سيني غذا مي لغزيد . پيامبر خدا(ص) به من فرمود : " اي نوباوه ! بسم اللله بگو ، با دست راست بخور و از آنچه پيش خودت هست ، بخور ".

از آن پس ، شيوه ي خوردن من همواره همين بود .

آغاز كردن غذا با نمك و به پايان بردن آن با نمك يا سركه

پيامبر خدا(ص) : هركس غذاي خود را با نمك آغاز كند و با نمك به پايان ببرد ، از هفتاد و دو درد- كه جذام وبرص ( پيسي ) از آن جمله اند – در امان مي ماند .

امام علي(ع) : غذاي خود را با نمك آغاز كنيد . اگر مردم آنچه را در نمك هست مي دانستند ،‌آن را بر ترياق تجربه شده بر مي گزيدند .

هركس غذاي خود را با نمك آغاز كند ، هفتاد درد و نيز ديگر دردهايي كه فقط خداوند از آنها آگاه است ، از او مي رود .

امام باقر : خداوند به موسي بن عمران وحي كرد كه : " به طايفه ات بفرماي كه غذاي خود را با نمك آغاز كنند و با نمك به پايان ببرند ، و گرنه جز خويش را نكوهش نكنند " .

امام صادق(ع) : بني اسرائيل غذا را با سركه آغاز مي كردند و با آن نيز به پايان مي بردند ؛ ولي ما با نمك آغاز مي كنيم و با سركه به پايان مي بريم .

امام كاظم(ع) : سفره اي كه در آن نمك نباشد ، بي بركت است . آغاز كردن غذا با نمك ، براي تن درستي ، بهتر است .

خوردن غذا به هنگام گرسنگي و اشتها

پيامبر خدا(ص) : خوردن بدون گرسنگي و خوابيدن بدون بيداري كشيدن و احساس نياز به خواب ، نزد خداوند ، گناهي سهمگين است .

پيامبر خدا(ص) : سه چيز ،‌ موجب خشم خداوند متعال است : خوردن بدون احساس گرسنگي ، خفتن بدون بيداري كشيدن و احساس نياز به خواب ، و خنديدن بدون شگفتي .

امام علي(ع) :‌هركس مي خواهد هيج غذايي به او زيان نرساند ، تنها هنگامي غذا بخورد كه گرسنه شده و معده ي او از خوراك پيشين ، پاك شده باشد .

امام صادق(ع) در سفارش هايي به عنوان بصري - : تو را به نه چيز سفارش مي كنم و اين سفارش، سفارش من به همه ي كساني است كه جوياي راهي به سوي خداوند متعال هستند ، و از خداوند مي خواهم كه تو ر ا در به كار بستن اين سفارش ها توفيق دهد . سه تا از اين توصيه ها در تربيت نفس است ...

اما آنها كه در تربيت نفس است : از اين حذر كن كه آنچه را اشتها نداري ، بخوري ، چرا كه اين كار ، كودني و نا بخردي مي آورد . جز به گاه گرسنگي مخور ، و چون خواستي بخوري ، حلال بخور و نام خدا را بر زبان بياور .

عيسي – در اندرزهايش - : اي زادگان اسرائيل ! مخوريد ، تا آن هنگام كه گرسنه شويد . چون گرسنه شديد ، بخوريد ، ولي سير نخوريد ؛ چرا كه اگر سير شويد ، گردن هايتان ستبر مي شود ، پهلوهايتان چاق مي گردد و پروردگارتان را از ياد مي بريد .

آغاز كردن با سبك ترين غذا

امام رضا(ع) : غذاي خود را با سبك ترين غذايي كه بدنت را به اندازه ي عادتت و بر حسب اقامتگاه و فعاليت ها و زمانه ات تغذيه مي كند ، آغاز كن .

خوردن غذاي گرم ، پيش از سرد شدن

پيامبر خدا(ص) : گرمي غذا ، بركت دارد .

المحاسن – به نقل از مرازم - : امام صادق براي ما غذايي گرم فرستاد و فرمود : " پيش از آن كه سرد شود ،بخوريد ؛ چرا كه اين ، خوش تر است " .

برداشتن لقمه هاي كوچك و جويدن كامل غذا

پيامبر خدا(ص) در بيان آداب غذا خوردن - :‌اما آداب آن ، كوچك كردن لقمه و جويدن كامل است .

امام حسن(ع) : درباره ي سفره ، دوازده نكته است و بر هر مسلماني لازم است كه آنها را بداند .از آنها ، چهار چيز ، واجب ، چهار چيز مستحب ، و چهار چيز ، جزو آداب است . اما آنچه از آداب است ، عبارت است از : خوردن از آنچه پيش خود تواست ؛ كوچك كردن لقمه؛ خوب جويدن ؛ و كمتر نگريستن به چهره ي مردم .

دست كشيدن از غذا پيش از سيري

پيامبر خدا :(ص) زماني بخور كه ميل به خوردن داري و در حالي خوردن را واگذار كه هنوز اشتهايت هست.

امام علي(ع) : هركس مي خواهد هيچ غذايي به او زيان نرساند ، تنها هنگامي غذا بخورد كه گرسنه شده و معده ي او از خوراك پيشين ، پاك شده باشد . پس چون خواست بخورد ، نام خدارا بر زبان آورد ،خوب غذا را بجود و در حالي از غذا خوردن دست بكشد كه هنوز ميل به خوردن دارد و به آن ، احساس نياز مي كند .

امام علي(ع) در سفارش به كميل بن زياد - :اي كميل ! مبادا خوراكي ، معده ات را سنگين كند. در آن ، جايي براي آب و جايي براي هوا وا گذار و هنگامي كه هنوز ميل به خوردن داري ، از غذا خوردن دست بكش ، كه اگر چنين كني ، غذا را گوارا خواهي يافت ؛ چرا كه تن درستي ، از كم خوردن و كم آشاميدن است .

امام رضا : هركس غذاي افزون از اندازه بخورد ، اين غذا او را سودي نمي رساند ، و هركس به اندازه (‌نه بيشتر و نه كمتر‌) بردارد ،‌اين غذا او را تغذيه مي كند و سود مي رساند. آب نيز چنين است . روش پسنديده براي تو ، آن است كه از هريك از انواع غذا ، درفصل ويژه ي آن ، بهره بگيري .

در حالي كه هنوز مقداري ميل داري ،از غذا دست بكش ؛ چرا كه اين كار ، به خواست خداوند ، براي بدن سلامت آور تر ، براي عقل ذكاوت بخش تر ، و براي خود انسان مايه ي سبكي افزون تر است .

دست كشيدن بر چهره و دعا كردن پس از شستن دست ها

پيامبر خدا : چون پس از غذا خوردن ، دست خويش را شستي ،پيش از اينكه آن را با دستمال، خشك كني ،‌بر صورت و چشمانت نيز دست بكش و بگو :

" خداوندا ! من از تو آراستگي و دوستي مسئلت دارم و از دشمني و كينه ورزي ، به تو پناه مي جويم "‌.

مكارم الخلاق : پيامبر خدا : چون پس از غذا ، شستن دست را به پايان مي برد ، با

باقي مانده ي آب كه بر دستانش بود ، بر صورت خويش دست مي كشيد و سپس مي گفت :

" ستايش ، خدايي را كه ما را راه نمود و خوردني و نوشيدني داد و به ما هر نعمت نيكويي عنايت كرد " .

الكافي – به نقل از مفضل - : بر امام صادق(ع) وارد شدم و نزد او از چشم درد ، اظهار ناراحتي كردم . به من فرمود :‌" آيا نكته اي تازه مي خواهي ؟ " .

سپس به من فرمود :‌" چون پس از غذا خوردن ،دست خويش را شستي ، بر ابروهايت دست بكش و سه بار بگو :‌" سپاس ،‌خداوند نيكوكار زيبا كردار بهره رسان فضيلت بخش را " .

من اين كار را انجام دادم و از آن پس ، چشمانم درد نگرفت . سپاس ، خداوند جهانيان راست.

امام صادق(ع) : دست كشيدن بر چهره پس از وضو ،‌كنجدك ( كك مك ) را از ميان مي برد و روزي را افزون مي كند .

امام صادق(ع) :‌چون پس از غذا دستانت را شستي ، با باقي مانده ي آب ، دستي بر چشمان خود بكش ؛چراكه مايه ي ايمني از چشم درد است .

كشف الغمة – به نقل از جميل بن دراج - : نزد امام صادق(ع) بودم . بكير بن اعين ، در حالي كه چشم درد داشت ، وارد شد . امام به او گفت : "انسان زيرك هم چشم درد مي كشد ؟‌" .

كسي پرسيد :‌چه كند ؟

فرمود :‌" هنگامي كه چربي را از دستان خود شست ، دستي بر چشمانش بكشد " .

من اين كار را انجام دادم و چشم درد نديدم .

به پشت دراز كشيدن پس از غذا

امام صادق(ع) : دراز كشيدن پس از غذا ، بدن را چاق مي كند ، غذا را هضم مي نمايد و درد را از درون انسان بيرون مي كشد .

امام رضا(ع) : هرگاه چيزي خوردي ، به پشت دراز بكش و پاي چپ بگذار .

المحاسن – به نقل از احمد بن محمد ابي نصر، از راوي ديگر - :‌امام رضا را ديدم كه چون غذا مي خورد ، به پشت دراز مي كشيد وپاي راست خود را روي پاي چپ مي انداخت .

پرهيز از زياده روي

پيامبر خدا(ص) :‌يكي از انواع زياده روي ، اين است كه هر آنچه را دوست داري ، بخوري .

امام علي(ع)  در پاسخ اين پرسش كه :‌‌‌" آيا در قرآن ، همه ي دانش ها بجز دانش طب

هست ؟ " - : زنهار ! در قرآن ، آيه اي هست كه همه ي طب را يكجا در خود گرد آورده است :‌*بخوريد وبياشاميد ؛ ولي زياده روي نكنيد *.

 -پرهيز از دميدن در غذا

امام علي(ع) :‌درباره ي آنچه پيامبر نهي فرموده است - : از اين نهي كرده كه در غذا يا نوشيدني بدمند .

امام علي(ع) :‌نبايد كسي بر محل سجده خود و نه در غذاي خود و نه در آنچه مي نوشد ،‌بدمد .

پرهيز از خوردن با دست چپ

صحيح مسلم – به نقل از جابر بن عبدالله سلمي – :‌پيامبر خدا ، از اين كه كسي با دست چپ چيزي بخورد ، نهي فرمود .

پيامبر خدا :‌خوردن با دست چپ ، از نافرهيختگي است .

الكافي – به نقل از سماعه – در گفتگو با امام صادق - :‌از ايشان درباره ي اين كه كسي با دست چپ بخورد يا بياشامد ، پرسيدم .

فرمود :‌"‌مباد كسي با دست چپ بخورد يا بياشامد و يا با آن چيزي را بر دارد".

پيامبر خدا(ص) : هركس با دست چپ بخورد ،شيطان نيز همراه با او مي خورد و هر كس با دست چپ بنوشد ، شيطان نيز همراه با او مي نوشد .

پيامبر خدا(ص) :‌با دست چپ نخوريد ؛ چرا كه شيطان با دست چپ مي خورد .

پرهيز از خوردن پس از سيري

پيامبر خدا(ص) – خطاب به علي (ع ) - :‌اي علي ! چهار چيز ، هدر مي رود : خوردن پس از سيري ، افروختن چراغ در شب مهتابي ، كاشتن در شوره زار و نيكي كردن به كسي كه شايسته ي آن نيست .

امام صادق(ع) :چهار چيز ، هدر مي رود :‌بذر در شوره زار ، چراغ در شب مهتابي ، خوردن پس از سيري و نيكي به كسي كه شايسته ي آن نيست .

امام صادق(ع) : در سه چيز ، ناخشنودي خداوند است :‌خفتن بدون بيداري كشيدن و احساس نياز به خواب كردن ، خنديدن بدون شگفتي و خوردن پس از سيري .

پرهيز از خوردن غذاي داغ

پيامبر خدا(ص) : از غذاي داغ حذر كنيد ؛چرا كه بركت را از ميان مي برد ، و بر شما باد غذاي سرد ؛ چرا كه گواراتر و پر بركت تر است .

پيامبر خدا(ص) :‌غذايتان را سرد كنيد تا در آن به شما بركت داده شود .

پيامبر خدا(ص) : عذاي داغ را سرد كنيد ؛ چرا كه غذاي داغ ، بي بركت است .

پيامبر خدا(ص) :‌غذايتان را سرد كنيد ، زيرا آن پر بركت تر است .

شعب الايمان – به نقل از صهيب - :‌پيامبر خدا از خوردن غذاي داغ ، تا هنگامي كه داغي آن فرو نشيند ، نهي فرمود .

امام علي(ع) :‌ غذاي داغ را بگذاريد تا سرد شود ؛ چرا كه نزد پيامبر خدا غذايي داغ آوردند و ايشان فرمود :‌"‌آن را بگذاريد تا سرد شود . چنين نيست كه خداوند آتش را خوراكمان كرده باشد و نيز بركت ، در غذاي سرد است .

امام صادق(ع) : براي پيامبر غذايي بسيار داغ آوردند . فرمود :‌‌" چنين نيست كه خداوند ،آتش را خوراكمان كرده باشد . آن را در جايي بگذاريد تا سرد شود و جوشش آن ، آرام بگيرد ؛ چرا كه غذاي داغ ، بركت ندارد و شيطان را در آن بهره اي است " .

المحاسن – به نقل از عائذ بن حبيب - : نزد امام صادق بوديم . برايمان تريدي آوردند .

دستان خود رابه سوي آن دراز كرديم و ديديم كه داغ است . در اين هنگام ،امام صادق فرمود :‌"‌ ما از خوردن آتش ، نهي شده ايم . دست بداريد ؛ چرا كه بركت در سرد شدن آن است " .

پرهيز از خفتن ،‌بلافاصله پس از خوردن غذا

پيامبر خدا :‌غذايتان را با ياد خدا و نماز ، ذوب (هضم ) كنيد و بر آن مخوابيد ، كه دل هايتان سخت مي شود .

رهنمون هاي اسلام درباره ي خوردن

رعايت دستورهاي بهداشتي در خوردن وآشاميدن ، يكي از مهم ترين عوامل سلامت ، شادابي و طول عمر است . اگر مردم بدانند كه چه بايد بخورند ، چه اندازه بخورند و چگونه بخورند و نيز دانسته ي خود رابه كار ببندند ، بي ترديد ، بيشتر بيماري ها از جامعه ي بشري رخت بر خواهد بست و انسان ها لذت و طراوت زندگي را خواهند چشيد .

نخستين نكته براي رعايت دستورهاي بهداشتي درباره ي خوردن ، توجه به اين حقيقت است كه در نظلم آفرينش ،‌"‌خوردن " ، ابزاري براي زندگي است ، نه آن كه زندگي ، ابزاري براي خوردن ؛ چنان كه در حكمتي منسوب به امام علي آمده است :‌

زندگي را براي خوردن مخواه ؛‌ بلكه خوردن را براي زندگي بخواه .

بسياري از مردم – اگر نگوييم بيشتر آنان – سلامت ،‌شادابي و زندگي خود را فداي شكم خود مي كنند . از اين رو ، هيچ گاه به فكر اين نيستند كه چه بخورند ؛‌چگونه بخورند و چه اندازه بخورند . پس ،‌هرچه رامزه ي بهتري دارد ،‌به هر اندازه كه ميل دارند و به هرشكلي كه پيش بيايد ، مصرف مي كنند و بدين سان ، گرفتار انواع بيماري ها مي شوند ، چنان كه امام علي مي فرمايد :

هركس در دل خود ، درخت علاقه به انواع غذاها را بكارد ، ميوه ي گونه هاي ناتن درستي را مي چيند .

رهنمود هاي اسلام در اين زمينه ، فوق العاده مهم و ارزشمند و با در نظر گرفتن عصر صدور آنها ، معجزه ي علمي پيشوايان دين ،‌محسوب مي شوند . در اين باره ، توجه به دونكته ، داراي اهميت است :

1- رهنمودهاي اسلام درباره ي خوردن ، تنها سلامت جسم را تضمين نمي كنند ؛ بلكه

تضمين كننده ي سلامت هم جسم و هم جان انسان هستند .

2- از آن جا كه عقل وعلم ،‌بر همه ي راز هاي آفرينش احاطه ندارند ،‌چه بسا حكمت برخي از رهنمودهاي اسلام براي دانش امروز ،مجهول باشد ؛ ولي بي ترديد ،‌اين ، به معناي بي دليل بودن آن رهنمود ها نيست ، چنان كه فلسفه ي شماري از احكام اسلام ، در گذشته مجهول بود و امروزه علم به راز آنها پي برده است .

و اينك ، اشاره اي كوتاه به آن رهنمود ها :

يك . مهم ترين رهنمود

نخستين و مهم ترين رهنمود اسلام درباره ي مواد غذايي مورد مصرف ، اين است كه حلال باشد ، بدين معنا كه :

اولا ً :آنچه انسان مصرف مي كند ، بايد از راه مشروع ، تهيه شده باشد . غذايي كه از راه نامشروع و تجاوز به حقوق ديگران تهيه گردد ، هرچند ممكن است براي سلامت جسم ،‌ضرر نداشته باشد ؛ اما بي ترديد براي سلامت روان ،‌زيانبار است .

ثانياً : غذاي انسان بايد از " طيبات ( آنچه پاك است )‌" تهيه شده باشد . براساس اين رهنمود،‌انسان نبايد غذاهايي را كه طبع توده ي مردم ، از آن نفرت دارد ، يا اسلام ، خوردن آن را ممنوع دانسته مصرف كند ، هر چند كه تجاوز به حقوق ديگران نباشد .

ثالثاً‌: غذا براي كسي كه مصرف كننده است ، نبايد زيانبار باشد . توضيح ، اين كه : ممكن است غذايي ، براي يك نفر مفيدباشد ؛ اما براي ديگري ، به دليل آن كه بينار است ،زيانبار باشد .

رابعاً‌:‌غذا براي جان و يا جامعه نبايد مفسده داشته باشد .توضيح ، اين كه : ممكن است غذايي حلال باشد و براي جسم هم زيانبار نباشد ، ليكن چگونگي مصرف آن ، براي جان و يا جامعه مفسده داشته باشد (‌مانند : غذا خوردن در ظروف طلا و نقره ، يا غذا خوردن از سفره اي كه مشروبات الكلي در آن قرار دارد )‌. خوردن اينگونه غذاها نيز در اسلام ، ممنوع شناخته شده است .

دو . دو وعده غذا خوردن در شبانه روز

در روايات اسلامي ، براي تداوم سلامت و شادابي انسان ، خوردن دو وعده غذا در صبح وشام ، توصيه شده است . اهل بهشت نيز كه در دارالاسلام ، جاويد هستند ، در همين دووعده ، غذا مي خورند :‌*و در بهشت ، هر صبح وشام ، روزي آنان آماده است *.

سه . توصيه به كم خوري

پيشوايان دين ، ضمن تأكيد بركم خوري ، منافع فراواني براي آن ذكر كرده اند ؛مانند: تداوم سلامت بدن ، صفاي انديشه ، نورانيت دل ، رهايي از دام شيطان ، بهره گيري از ملكوت هستي ، نزديكي به خداوند متعال و استفاده ي بهتر از عبادت پروردگار .

چهار . خطر پر خوري

بر عكس ، پرخوري ،‌از منظر احاديث ، به شدت نكوهيده است . پرخوري ، از سلامت مي كاهد ، وشهوت را مي افزايد ، بدن را بد بو مي كند و زمينه رابراي انواع بيماري هاي جسمي و روحي ، فراهم مي سازد . پرخوري ، جوهر نفس را تباه مي كند ، به نيروي تقوا ( پرهيزگاري ) و ورع ( خويشتن داري ) ضربه مي زند ، حجاب تيز هوشي است ، و دل را سخت و تاريك مي سازد .

شخص پرخور ، خواب هاي آشفته مي بيند و هنگام عبادت ، احساس كسالت مي نمايد. از اين رو ، عبادتش اندك است و از بساط قرب حضرت حق ، دور .

و سرانجام ، سيري در دنيا ، موجب گرسنگي در آخرت خواهد شد .

پنج . مقدار خوراك مفيد

براي پيشگيري از زيان هاي پرخوري و بهره گيري از منافع كم خوري ، پيشوايان اسلام توصيه كرده اند كه انسان ، پيش از آن هنگام كه اشتها دارد ، چيزي نخورد و قبل از آن كه اشتهايش كاملاً از بين رفته ، دست بكشد .

شش . بر ترين خوراكي ها وبهترين سفره

از منظر روايات اسلامي ، برترين غذاها ، غذايي استكه داراي چند ويژگي باشد :

اول : از دست رنج خود فرد ، تهيه شده باشد .

دوم : خانواده ي او آن را دوستداشته باشند .

سوم : بوي آن موجب آزار ديگران نباشد .

بهترين سفره ها نيز پاكيزه ترين ، حلال ترين و ساده ترين آنهاست ؛ سفره اي كه انواع غذاهاي رنگارنگ و گران قيمت – كه اهل بيت از مصرف آنها به خدا پناه

مي بردند – بر آن چيده نشده باشد .

هفت . آداب سفره

آدابي كه پيشوايان اسلام براي حضور بر سر سفره ي غذا توصيه كرده اند ، عبارتند از :‌بودن سبزيجات در سفره ، شستن دست ها و خشك نكردن آنها با حوله ، در آوردن كفش ها ، نشستن بر سر سفره با فروتني ، گرامي داشتن نان ، سهيم كردن ناظر ( اعم از انسان و حيوان ) در غذا و آخرين ادب ، صدقه دادن از آن غذاو يا همانند آن .

هشت . آداب غذاخوردن

آداب غذا خوردن ، به چند بخش ، تقسيم مي شود:

بخش اول . مواردي كه بايد هنگام خوردن غذا رعايت شوند و آنها عبارتند از :

الف – تدبر در اين كه انواع خوراكي هاي مورد نياز انسان ، چگونه در نظام آفرينش پديد آمده اند؟ و چه عواملي دست به دست هم داده اند تا آنچه در سفره نهاده شده ، آماده گردد كه اكنون مي توان با ميل و اشتها از آن استفاده نمود.

ب – آغاز كردن خوردن با نام و يادآفريدگار مهربان كه انواع غذاهاي مفيد را براي تأمين نيازهاي انسان ، در نظام آفرينش قرار داد . نيز تكرار نام خدا به هنگام خوردن هر نوع غذا ، و تكرار آن هرگاه كه در ميان غذا خوردن ، سخن گفته شود ، و همچنين شكر گزاري فراوان در هنگام خوردن .

ج – آغاز كردن غذابا نمك ، البته در صورتي كه خوردن نمك براي انسان ضرر نداشته باشد .

د – آغاز كردن از سبك ترين غذاها .

ه – تخوردن غذاي داغ و خوردن غذاي نيم گرم ، پيش از آن كه سرد شود .

و – خوردن با دست راست .

ز – كوچك گرفتن لقمه .

ح – خوب جويدن غذا .

ط – طولاني كردن نشستن بر سر سفره .

ي –گرامي داشتن نان و نگذاشتن آن زير ظرف غذا .

ك – استفاده كردن از آنچه از سفره مي ريزد . اين ، براي وقتي است كه غذا در منزل ميل مي شود. آن هم در صورتي كه آلوده نشده باشد ؛ ولي اگر كسي در صحرا غذا ميل نمود ، بهتر است كه آنچه را از سفره مي ريزد ، براي حيوانات بگذارد .

ل – دست كشيدن از خوردن غذا ، پيش از سير شدن كامل و در حالي كه قدري از اشتها باقي است .

بخش دوم . اموري كه هنگام غذاخوردن ، ترك آنها شايسته است ، و آنها عبارتند از :

الف – زياده روي در كيفيت و كميت خوراك .

ب – نكوهش غذايي كهنسبت به آن بي ميل است .

ج - دميدن در غذا .

د - خوردن با دست چپ .

ه – خوردن بايك انگشت يا دوانگشت .

و – بلند آروغ زدن .

ز – پاك كردن زياد استخوان ها .

ح – آب خوردن در ميان غذا.

ط – آب خوردن ، پس از خوردن گوشت .

ي – خوردن ، در حال سيري .

بخش سوم . حالاتي كه غذا خوردن در آنها نكوهيده است .

در اسلام ، به طور كلي ، ميل كردن غذا در حالات غير بهداشتي ، يا به شيوه ي غير اخلاقي و يابه گونه اي كه عرف جامعه برنمي تابد ، نكوهيده است .

بخش چهارم . توصيه به هم غذا شدن با ديگران .

درروايات اسلامي ،‌غذا خوردن به تنهايي مذموم شناخته شده و توصيه شده كه انسان هرقدر مي تواند ، ديگران را در غذاي خود سهيم نمايد . نيز غذا خوردن با خانواده،خدمت گزاران و يتيمان مورد تأكيد قرار گرفته است .

آدابي كه رعايت آنها به هنگام غذا خوردن با ديگران ، ضروري است ، عبارتند از :

الف - خوردن از قسمت جلوي

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : سه شنبه ۱ اردیبهشت۱۳۹۴
http://s4.picofile.com/file/8180775918/%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D8%A7%D9%88%D9%84.pdf.html

http://s6.picofile.com/file/8181141084/%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D8%AF%D9%88%D9%85.pdf.html

 

 

http://s6.picofile.com/file/8182091792/%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D8%B3%D9%88%D9%85.pdf.html

 

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : چهارشنبه ۲۶ فروردین۱۳۹۴
: درمان بانام های خدا:

 

تقدیم به کسانی که به این بیماری ها مبتلا هستند

دکترابراهیم کریم ،مبتکردررشته ی زمین شناسی زمینی کشف کرده است که نام های زیبا ونیکوی خداوند،نیروی شفا بخش برای درمان بسیاری ها دارند، آن هم به وسیله ی روش های دقیق اندازه گیری درسنجش توانایی های درونی بدن انسان . 

اوپی برده است که هریک ازنامهای خدا نیرویی دارد که سیستم دفاعی بدن رابرای کارشایسته ومناسب دراعضای معینی تحریک می کند.

 

 

دکترابراهیم با اجرای قوانین صدا وآهنگ متوجه شد که نام بردن وذکرحتی یکی ازاسماء الحسنی سیستم های انرژی بخش وتوان حیاتی درون بدن انسان بهبود می بخشد . اوپس ازسه سال تحقیق وآزمایش به نتایج زیردست یافت:

 

 

نام بیماری

 

ستون فقرات........الجبار

قلب.........النور

رگ قلب.......الوهاب 

اعصاب .........المغنی

معده..........الرزاق

غده ی تیروءید..........الجبار

سردرد........الغنی

کلیه........الحی

روده ها.........الرزاق

پانکراس.......الباریء

دردگوش..........السمیع

 

غده تیموس........القوی

غده فوق کلیوی.........الباریء

عضله ی قلب........الرزاق

چشم.......النورالبصیر

سرطان.......الله جل جلاله

سینوزیت......الطیف الغنی

شریان های چشمی ......المتعال

قولون (روده بزرگ)....الرووف

کیست چربی......النافع

عصب چشم......الظاهر

درداستخوان......النافع

 

رحم.....الخالق 

روماتیسم.........المهیمن

مثانه.......الهادی

پروستات........الرشید

فشارخون.......الخافض

ریه .....الرزاق 

زانو......الرووف

ران.........الرافع

عضلات........القوی

شریان ها.........الجبار

کبد........النافع

دکتراشاره دارد که خودش نخستین کسی است که این ازمایش ها برروی اوانجام شد وبیماری التهاب چشم هایش رابا زبان آوردن نامهای ......النور،البصیر،الوهاب، ......درمان کردودرعرض ده دقیقه کاملا شفا یافت وسرخی چشم هایش برطرف شد.

 

اومتوجه شد که نام های خداوند برای پیش گیری نیز موثرند وپی برد که نیروی درمان هنگام تلاوت آیات شفا وپس ازذکرهای نام های خدا ......چندبرابر می شود .برخی ازان ایات عبارتند:::

فیه شفاء للناس.....وننزل من القران ما هوشفاء ورحمه للمومنین...

وشفاء لمافی الصدور......واذا مرضت فهویشفین

 

روش درمان :گذاشتن دست برمحل درد وگفتن نام خدا تا حد امکان .

ان قدرتکرارکند تا درد به خواست خداوند متعال برطرف شود.

خداشفا دهنده است

 به امید خدا 

 

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : چهارشنبه ۲۶ فروردین۱۳۹۴
مقدمه:

 

وقتی باد یا ریح یا هوا یا گاز در معده و روده جمع شده و خارج نمی شود؛ موجب بادکردگی شکم شده و اسباب اذیّت فرد را فراهم می آورد که به آن، نفخ می گویند. این حالت، علل فراوانی دارد که در پزشکی ایرانی بطور مفصّل به آن ها پرداخته شده است.

 

اسباب و علل نفخ:

 

بطور کلّی علّت بوجود آمدن نفخ، یا در خود معده است، یا از اخلاط موجود در آن و یا از غذا. هرکدام از این عوامل، تقسیم بندی هایی دارد که در زیر بیان می شود:

 

1. سردی معده یا ضعف حرارت غریزی آن: در این حالت، فرد هر غذایی را می خورد، به نفخ دچار می شود. چون معده گرمای معتدل مورد نیاز برای هضم را ندارد. (وقتی که حرارت ضعیف باشد، نمی تواند رطوبت ها را تماماً گوارش کند و بخارها را تحلیل برد؛ پس آن بخارها در معده و شکم مانده و بواسطه جداشدن اجزای ناری، تبدیل به ریح می شود.)

 

2. تجمّع اخلاطی مثل بلغم، سودا یا صفرای محیّه (یعنی صفرای مخلوط با بلغم) در فم (دهانه) معده: وقتی حرارت بر این اخلاط اثر کند، آن ها را به ریح تبدیل می کند. (برای تفصیل این مطلب به مقاله سوء مزاج های معدی از همین نویسنده مراجعه کنید.)

 

3. غذا: خود این قسم دو گونه است؛ یا گوهر غذا سبب است و یا نحوه تغذیه.

 

الف) گوهر غذا وقتی عامل نفخ است که یکی از این حالات را داشته باشد: نفّاخ باشد (مثل عدس، لوبیا، باقلا، نخود و سایر حبوبات)، رطوبت بسیاری داشته باشد (مانند بسیاری از میوه ها و سبزیهای تازه، ماست و لبنیّات)، بدبو یا بدرنگ باشد که طبیعت به هضم آن نپردازد.

 

ب) نحوه تغذیه: زیادتر از حد معمول و توان و گنجایش معده غذاخوردن، تخلیط طعام (غذای جدید را قبل از هضم شدن غذای قبلی مصرف کردن)، نوشیدن آب و مایعات بویژه نوشیدنی های گازدار همراه غذا، خوب نجویدن غذا، حرکات سنگین و شدید بعد از غذا، عدم تمرکز کافی روی غذاخوردن (مثلاً جلوی تلویزیون یا رایانه.)

 

علل فرعی:

 

- گاهی در زمان خالی بودن معده، نفخ ایجاد می شود که علّت آن، وجود رطوبات غلیظ می باشد که حرارت معده، آن ها را به ریح تبدیل می کند. این حالت با غذاخوردن ساکن می شود.

 

- گاهی زیادی سودا و امراض طحال موجب نفخ معده است. (در این جا باید علل طحال را رفع و سودا را دفع کرد.)

 

- بی خوابی زیاد باعث می شود حرارت به اندازه کافی در معده جمع نشده و معده از هضم کامل غذا عاجز بماند؛ درنتیجه ریاح تولید شود.

 

- بی تحرّکی زیاد نیز باعث ضعف حرارت غریزی و درنتیجه ناتوانی معده در هضم غذاست.

 

- گاهی عارضه جانبی برخی داروهای شیمیایی یا گیاهی، تولید گاز است.

 

نکته تشخیصی مهم:

 

فرق میان نفخ ناشی از سوء مزاج سوداوی و نفخ ناشی از غذای تری افزا این است که نفخ سوداوی غلیظ و خشک است، طبع خشک است (یبوست) و پس از گواریدن (هضم) غذا، دردی در حوالی طحال پدید می آید. همچنین این نفخ شدید بوده و همیشگی است (چه غذا خورده شود و یا نه؛ البته بعد از غذا تشدید می شود.) نفخ ناشی از غذاهای تری افزا نمناک است و با تری دهان و پوست و روان بودن شکم (نبود یبوست و گاهی حتّی شلی مدفوع) همراه است و زمانی که دست بر شکم مالیده شود، قراقر می کند.

 

درمان:

 

همواره در همه بیماری ها، پرهیز رأس درمان بوده و چه بسا به چیز دیگری نیاز نباشد. در این جا نیز ابتدا باید از عوامل گفته شده پرهیز کرد و سپس برای دفع ریاح موجود، با تدابیر مناسب اقدام کرد.

 

- در مرحله اوّل فرد باید از پرخوری، تخلیط غذا، نوشیدن مایعات از یک ساعت قبل تا دو ساعت بعد از غذا، خوردن غذاهای غلیظ و دیرهضم (مانند گوشت گاو و گوساله، فست فودها، غذاهای مانده و فریزری، کنسروها، نان های خوب پخته نشده و...)، غذاهای نفّاخ، غذاهای دارای رطوبت زیاد، آب سرد و ترشیجات و حرکات سنگین بعد از غذا بپرهیزد.

 

بلکه باید غذاهای لطیف و سریع الهضم بخورد (مانند نان برشته، ارده، بادام، مویز، تخم مرغ نیمبرشت، سوپ های لطیف، آبگوشت گوسفندی و...)، غذا را خوب بجود، در محیط آرام و به دور از استرس غذا بخورد و بعد از غذا آرامش داشته باشد.

 

- روزه و تحمّل گرسنگی و تشنگی (پرهیز از مرتّب جنبیدن دهان) امری مفید است.

 

- فعّالیت های بدنی بخصوص ورزش برای کسانی که عادت به ورزش ندارند و افزایش میزان آن برای ورزشکاران، پسندیده است. (باعث افزایش حرارت غریزی معده و توان هضم می شود.)

 

- حقنه و ماساژ برای افرادی که توان فعالیت بدنی ندارند و یا افراد بستری، توصیه می شود.

 

- اگر کسی عادت به مصرف ملیّن یا مسهل داشته و با ترک آن دچار نفخ شده است، باید ملیّن مناسب را مصرف کند.

 

نکته درمانی مهم:

 

در سوء مزاج گرم ساده و یا وجود خلط سودا و صفرای محیّه نباید از داروهای محلّل ریاح (شکننده و تحلیل برنده باد) که همگی گرم هستند، استفاده کرد. زیرا این کار می تواند نفخ را تشدید کند. همچنین در نفخ ناشی از سوء مزاج سرد همراه مادّه غلیظ، ابتدا باید معده را از خلط ناباب پاک کرد و سپس از داروهای محلّل استفاده کرد.

 

راهکارهای دفع ریاح موجود:

 

- تکمید شکم با ارزن، سبوس گندم و نمک گرم شده (چندبار پشت سر هم)

 

- استفاده از ادویه ای مثل زیره سیاه، گلپر، قرنفل(میخک)، هل، آویشن، فلفل سیاه و... هنگام پخت غذا

 

- استفاده از هویج بصورت پخته یا آب پز در کنار غذاهای غلیظ (که باعث تلطیف این غذاها شده و مقوّی معده است.) همچنین مربّای آن هاضمه را تقویت می کند.

 

- مصرف میوه ها بصورت مربّا (بخصوص مربّای شقاقل و به) یا پخته (کمپوتی) در صبحانه و عصرانه. البته شیرابه مربّاها نباید مصرف شود.

 

- استفاده از دارچین نرم روی غذاها (در نمک دان ریخته و روی غذا پاشیده شود.) (مصرف مداوم آن باعث تقویت قوا و ارواح طبیعی، حیوانی و نفسانی می شود.)

 

- برای تقویت حرارت غریزی معده: استفاده از روغن زیتونی که در آن زیره و تخم کرفس جوشانیده شده باشد. (بعد از غذا 4-1 قاشق غذاخوری)

 

- استفاده از عرقیات مقوّی هضم بصورت تکی یا ترکیبی: زیره، رازیانه، زنیان، آویشن، پونه، نعناع، کلپوره (بعد از غذا یک فنجان از آن را گرم کرده و میل کنید و درصورت نیاز هر نیم ساعت تکرار کنید.)

 

- مصرف گلقند بعد از غذا (این مورد باعث لینت مزاج هم می شود و برای افرادی که یبوست دارند، مفید است.)

 

- یکی دو قاشق شربت نانخواه (تشکیل شده از زنیان و شکر و آب) بعد از هر وعده غذایی

 

- ریختن 3-2 گرم نعناع خشک روی زبان و بدرقه آن با کمی آب

 

- استفاده از فلفل که برودت (سردی) معده را می شکند و مقوّی هاضمه است.

 

- نیم ساعت بعد از غذا: 1 سانتی متر از زنجبیل نکوبیده را با یک لیوان آب جوش به مدّت 10 دقیقه دم کرده، سپس صاف کرده و میل کنید. درصورت زیادی مادّه، نیم ساعت قبل از غذا نیز نوشیده شود. (زنجبیل در نفخ دائمی بخصوص در مورد ریاح غلیظ در امعاء، داروی انتخابی است؛ زیرا رطوبت بَلّه را که عامل نفخ و عفونت است، خشک کرده و ریاح را تحلیل می برد.)

 

- خولنجان (به شکل معجون یا سفوف یا طبیخ) برای کسانی که نفخ ناشی از ضعف معده، هاضمه و احشا دارند، بسیار مفید می باشد.

 

- استفاده از زنجبیل و خولنجان در افراد مبتلا به زخم معده و روده ممنوع است.

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : چهارشنبه ۲۶ فروردین۱۳۹۴
پزشکی ایرانی یکی از علومی است که در ارتباط تنگاتنگ با حکمت بوده و فراگیری آن نیازمند کسب مقدّماتی از سایر علوم می باشد. از علوم مرتبط، علم النّفس و شناخت ویژگی های محیّرالعقول انسان است. درواقع اصل و اساس انسان، روح اوست و روان و مغز، واسطه هایی برای پذیرش ویژگی های روح در جسم!

 

برای بررسی دیدگاه پزشکی ایرانی در حافظه و فکر و مسائلی از این دست نیاز است با ساختار مغز انسان، سخت افزار و نرم افزار آن آشنا شویم. مغز یکی از اعضای رئیسه سه گانه می باشد که منشأ و مبدأ قوای نفسانی بوده و بوسیله اعصاب منتشره در سرتاسر بدن، حس و حرکت را به کل بدن می رساند. مزاج ذاتی مغز، سردوتر است و اعتدالش در حفظ این وضعیت ذاتی است.

 

قوّه نفسانی بطور کلّی به دو قسم تقسیم می شود: مُدرکه و مُحرّکه. قوای مدرکه نیز خود به دو قسم کلّی تقسیم می شوند: ظاهری و باطنی. قوای مدرکه ظاهری همان حواس پنج گانه هستند که با این اسامی شناخته می شوند: باصره، سامعه، شامّه، ذائقه و لامسه. قوای محرّکه هم دو زیرمجموعه باعثه و فاعله دارد. شهوت (میل به سمت موافق ها) و غضب (دوری از مضرّات) ابزار باعثه اند  و فاعله، مطیع باعثه است.

 

امّا توضیحی مختصر راجع به قوای مدرکه باطنی:

 

حسّ مشترک: محسوساتی که توسّط قوای مدرکه ظاهری درک شده اند، همه در نیمه جلوی بطن اوّل دِماغ (مغز) جمع می شوند تا مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرند.

 

خیال: خزانه حسّ مشترک است و محسوسات را بعد از این که در خارج از بین رفتند، در خود نگاه می دارد. به تعبیری دستگاه عکّاسی نفس ناطقه انسانی است. محلّ حکومت آن، نیمه پشتی بطن اوّل مغز است.

 

متخیّله یا متصرّفه: در صور محسوسه موجود در خیال، تصرّف می کند. از جهتی هم به آن مفکَّره گویند؛ چون در اطاعت عقل است و نفس ناطقه این قوّت را استخدام می کند. محلّش، نیمه جلویی بطن وسطی مغز است.

 

وهم: وظیفه اش ادراک معانی جزئیّه است که به محسوسات متعلّق می باشد. مثلاً صداقت دوست و عداوت دشمن. محلّش، نیمه پشتی بطن وسطی مغز است.

 

حافظه: کارش نگهداری معانی متوهّمه یا متفکّره است. (صُوَر و معانی) به عبارتی خزانه متوهّمه و متخیّله و محل آن بطن مؤخّر دِماغ است. آن را متذکّره نیز گویند(به اعتبار آن که چیزهای فراموش شده را یاد آرد.)

 

اسباب و علل ایجاد فراموشی:

 

امّا از لحاظ فیزیوپاتولوژی(اسباب و علل ایجاد بیماری) نسیان یا فراموشی در پزشکی ایرانی، علل قابل تأمّلی مطرح شده است. نسیان یکی از امراض سر است که به سه قسم تقسیم می شود: فساد ذکر، فساد فکر، فساد تخیّل.

 

فساد ذکر: در این حالت همه حواس ظاهری سالم هستند؛ ولی هرچه دیده یا شنیده می شود، زود فراموش می کند. دو گونه است: یکی آنکه قوّت حفظ باطل و معدوم شود. دوم آنکه نقصان پذیرد.

 

این بیماری به طور کلّی دو سبب عمده دارد:

 

1. غلبه سردی و رطوبت بر قسمت خلفی مغز که محل حفظ است. بنابراین هرچیزی که واردش می شود، حفظ نمی شود. زیرا حفظ کاری با یبوست (خشکی) معتدل است و با رطوبت منافات دارد. [بطلان و نقصان حفظ نیز بسته به قوّت و ضعف سبب است.]

 

علامت: خواب زیاد، سنگینی سر خصوصاً در قسمت خلفی، جاری بودن رطوبت دائمی از مغز.

 

علاج: پاکسازی مغز با داروهای مخصوص (از حقته، ایارجات، مطبوخات، عطسه آورها، روغن مالی و معاجین گرم)

 

سکنجبین عنصلی در این مرض خیلی سودمند می باشد.

 

2. غلبه سردی و خشکی بر قسمت خلفی مغز؛ تا حدّی که هیچ چیز در آن وارد نشود. این مورد نسبت به قبلی، کمتر اتّفاق می افتد.

 

علامت: بی خوابی دائمی، احساس خشکی در قسمت خلفی مغز (ونبودن ترشحات)، صحبت کردن به سختی و بافاصله و کند، سر به عقب کشیده شدن.

 

علاج: برای رطوبت بخشی و گرم کردن سر، اسفیدباج (شوربا، آش ساده، بدون چاشنی و ترشی) بخورند. مغز ساق گاو ماده، روغن بادام شیرین و بابونه بر قسمت خلفی مغز بمالند.

 

- گاهی نیز سردی ساده (بدون رطوبت یا خشکی) باعث فساد ذکر می شود که علامتش چیزی میان دو نوع مذکور است و علاجش فقط گرم کردن.

 

فساد فکر: یعنی اینکه هرچه به فکر فرد می رسد، فاسد (بد) است و یا اینکه قدرت تفکّر در مسائل را ندارد. چهار سبب برای آن ذکر شده است:

 

1. غلبه سردی و رطوبت بر بطن وسطی مغز که محل فکر (متخیّله یا متصرّفه) می باشد. بنابراین روح موجود در آن سرد و کثیف و غلیظ شده و فکر فاسد می شود. (زیرا فکر یعنی حرکت روح بین بطن وسطی و خلفی مغز) و معلوم است که حرکت طبیعی بدون حرارت (گرما) طبیعی امکان پذیر نیست و از آن روست که مزاج این بطن نسبت به دو بطن دیگر مایل به حرارت (رو به گرمی) است. پس زمانی که براثر بروز آفتی، حرارت کم شود؛ فکر نیز فاسد می شود. (و بطلان و نقصان فکر برحسب زیادی و کمی سبب است.)

 

- علامت و علاجش همانند آنچه که درباره سبب اوّل ایجاد فساد ذُکر آمد، می باشد؛ مگر اینکه سنگینی در قسمت وسط سر است.

 

2. غلبه سردی و خشکی بر بطن وسطی مغز:

 

- علامت و علاجش همانند آنچه که درباره سبب دوم ایجاد فساد ذکر آمد، می باشد؛ مگر اینکه احساس خشکی در قسمت وسط سر است.

 

3. غلبه سردی شدید به تنهایی در بطن وسط: علامتش این که رنگ بدن و صورت به سبزی گراید. در این حالت سردی خارجی مثل هوای سرد به سر رسیده یا خوراکی های سرد خورده شده است، مثلا داروهای مخدّر مصرف شده است، چهره پف دارد.

 

4. غلبه حرارت شدید بر مغز؛ زیرا که حرکت روح نفسانی در این صورت مشوّش می گردد. علامت آن، سبکی سر، کم خوابی، نبود رطوبت و شدّت تشنگی است.

 

- نکته: فساد فکر درحقیقت نسیان نیست و بطور مجاز در قسمت نسیان آورده شده است. امّا صحّت فکر مقدّمه ای است برای استنباط نتایج صحیح!

 

در اصطلاح، فساد فکر در تدبیر منزل و اهل خانه و اخلاق را حُمق و در علوم و مسائل دقیقه را بِلادت می نامند.

 

فساد تخیّل: این هم دوگونه است: یکی ضعف و نقصان و دیگری بطلان کلّی خیال.

 

گفتیم که کار خیال، نگهداری صور محسوسات درک شده توسّط حس مشترک است.

 

علامت نقصان آن، کمتر رؤیا دیدن است و اگر ببیند، یادش نمی ماند. همچنین ناتوانی در ضبط صور محسوسات.

 

علامت بطلان آن، این است که هرگز خواب نمی بیند و اگر هم احیاناً ببیند، هرگز یادش نمی ماند. همچنین صور محسوسات را به مجرّد از بین رفتن، فراموش می کند. مثلاً سخن می گوید و همین که از دهان بیرون شد، فراموش می کند که چه گفته بود یا چیزی را می بیند و همین که از نظر غایب شد، فراموش می کند چه دیده بود.

 

- در ابتدای امر، فرق میان حافظه و خیال، کمتر مشهود است. ولی باید بدانیم که کار حافظه، حفظ معانی جزئیه محسوسات است که از سوی وهم و خیال آمده و کار خیال، ضبط صور محسوسات.

 

- اسباب و علامات و علاج این قسم، همان است که در فساد ذکر گفته شد؛ مگر اینکه فساد تخیّل اکثراً از یبوست (خشکی) واقع می شود و فساد ذکر اکثراً از رطوبت. (جسم هرچه نرمتر باشد، راحتتر شکل می گیرد، مثل آب و هرچه سختتر باشد، حفظ و نگهداری اش بیشتر می شود، مثل سنگ.) داروها نیز باید در قسمت جلوی سر گذارده شوند.

 

- نوعی از فساد تخیّل نیز هست که فرد چیزهایی را که موجود نباشد، می بیند. این امر از بطلان و نقصان قوّه نیست؛ بلکه از تشویش است و سببش غلبه سوء مزاج گرم ساده یا صفرا بر قسمت جلویی مغز است.

 

- یک بیماری دیگر مطرح در کتب پزشکی ایرانی، اختلاط عقل است و آن آفتی است در افعال فکر به حسب تغیّر و تشویش، نه بر حسب بطلان و نقصان. این بیماری فقط می تواند ناشی از حرارت باشد که یا از دِماغ (مغز) است یا از اعضای دیگر.

 

نکات تکمیلی:

 

مواردی هستند که بطور متفرّقه در منابع اسلامی و کتب طبّی به عنوان علل فراموشی و نسیان ذکر گردیده اند:

 

- زیاد خوردن گوشت حیوانات وحشی و گاو موجب خشکاندن چشمه های عقل، سردرگمی در فهم و درک (کندذهنی)، دیرفهمی و زیادی فراموشی است. (رساله ذهبیّه)

 

- پرخوری، خواندن نوشته های روی قبرها، مصرف زیاد پنیر(به تنهایی)، اضطراب و دلشوره، میان دو زن راه رفتن، بی خوابی یا پرخوابی، عصبانیّت های مکرّر، استفاده از ظروف آلومینیومی، غذاهای غلیظ به افراط مثل سرخکردنی ها و فست فودها، مصرف زیاد ترشیجات، برنج و نان بدون سبوس مداوم.

 

- کثرت معاصی (گناهان زیاد)، کثرت اشتغالات، داشتن امور و کارهای متنوّع و مختلف و رفاقت های زیاد، اولویت ندادن به حفظ، عدم تمرین کافی قبل و بعد از حفظ.

 

نکاتی در باب تقویت حافظه:

 

مواردی که در کتب مختلف به عنوان تقویت حافظه و مدیریت آن بیان شده است، در چند بخش خوراکی و رفتاری می آید:

 

- کسی که می خواهد قدرت حافظه اش زیاد شود، هر روز صبح ناشتا 7 مثقال (21 عدد) مویز میل کند. (رساله ذهبیّه)

 

- کسی که می خواهد فراموشی خود را کاهش داده و از قدرت حافظه خوبی برخوردار شود، باید هر روز سه قطعه زنجبیل پرورده در عسل (خوابانیده در عسل) و آغشته به خردل را همراه غذای روزانه خود میل کند. (رساله ذهبیّه)

 

- کسی که می خواهد به عقلش بیافزاید، هر روز قبل از خروج از خانه، صبح ناشتا سه عدد هلیله سیاه را با شکر طبرزد (سرخ) میل کند. (رساله ذهبیّه)

 

- در صورت غلبه مزاج گرم، به کاربردن کدوی فراوان در غذاها بصورت پخته یا آب پز مفید است. (موجب افزایش عقل است.)

 

- معجون تقویت حافظه: سُعد کوفی، اسطخودوس، زیره سیاه، کندر خوراکی (مساوی گرفته و پودر کرده، با 3-2 برابر وزنش عسل ممزوج کنند.): هر روز با صبحانه 1 قاشق چایخوری میل شود.

 

- ترکیب دیگر: هر روز صبح ناشتا 21 عدد مویز + 1 قاشق چایخوری سیاه دانه میل شود.

 

- همراه صبحانه: سیاه دانه یا قُسط با عسل.

 

- در صورت توان و تشخیص طبیب: زالودرمانی پشت گوش

 

- برای تخلیه مواد زائد موجود در مغز و سر: بخور با گیاهان مناسب (مثل پونه، آویشن، مرزنجوش و..) و انفیه (ایجاد عطسه)

 

نکته: اکثر ترکیبات حاوی مواد غذایی و دارویی گرم هستند و در افرادی که پایه مزاجی گرم یا سوء مزاج گرم در بعضی اندام ها دارند، می تواند مشکل ساز باشد. بنابراین مشاوره با کارشناسان برای استفاده از این ترکیبات ضروری است.

 

بادام:

 

یک غذای دوایی که دارای طبیعتی گرم و تر در درجه اوّل است و در مصرف درازمدّت آن، آسیبی به بدن نمی رسد و در عین حال، حافظ قوا و ارواح بدن است؛ بادام می باشد.

 

از مهمترین خواص بادام، حافظ جوهر دِماغ (مغز) بودن آن است. وقتی قوا یا جرم دماغ دچار کاستی می شود، به طور کامل قادر به انجام وظایفش نیست. به چنین حالتی که توانمندی های مغز کاهش می یابد، ضعف دماغ می گویند. از علائم ضعف دماغ می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

سردرد در اثر سببی ضعیف مانند ابخره متولّد از هضم غذا یا شنیدن صداها یا استشمام بوها، تکدّر حواس، ضعف در تفکّر، ضعف در تخیّل، متأذّی شدن دماغ از حرارت و برودت.

 

افرادی که به هر علّت اعم از سوء مزاج یا ضربه و سقطه یا تضیّق (تنگی) مجاری و عروق غذارسان مغز و.... به ضعف دماغ مبتلا می شوند، از مصرف بادام نتایج خوبی عایدشان می شود. برای این منظور باید هر شب هنگام خواب هفت عدد مغز بادام را مقشّر کرده (پوست گرفته) و با هموزنش نبات میل کنند. البته بهترین نفع از مصرف بادام نصیب بیمارانی می شود که در مغزشان، یبوستی واقع شده باشد.

 

- برای شناخت ترکیبات دیگر بادام مثل حلوای بادام، مربّا و حسوی آن به کتاب ذی قیمت «داروهای آبدست طبیب در مکتب طب ایرانی» تألیف استاد محمّد عبادیانی مراجعه بفرمایید.

 

اصول مدیریت حافظه:

 

در زیر اصولی رفتاری در جهت مدیریت حافظه از کتب مختلف بیان گردیده است:

 

1. حفظ مقدار کم امّا مستمر (هر روز مقداری از دانش را حفظ کن، هرچند کم باشد؛ زیرا به زودی همین کم، بسیار می گردد. عمر کوتاه است و علم، بسیار؛ پس هر روز به حفظ آن، هرچند کم همّت گمار.)

 

2. جدیّت در حفظ (قوی ترین عامل برای حفظ مطالب علمی، جدیّت و تلاش خستگی ناپذیر در این جهت می باشد.)

 

3. نماز شب (با خضوع و خشوع از مهمترین عوامل زمینه ساز برای حفظ مطالب علمی)

 

4. توسّل، دعا و روح نیایشگر داشتن

 

5. قرائت قرآن بویژه آیه الکرسی (هیچ چیز برای تقویت حافظه مفیدتر از قرائت قرآن خصوصاً آیه الکرسی نیست.)

 

6. قرائت دعای حفظ (أللهمَّ ارزُقنی فَهمَ النَّبیینَ وَ حِفظَ المُرسَلینَ وَ إلهامَ المَلائکهِ المُقَرَّبینَ آمینَ ربَّ العالَمینَ)

 

7. کم خوری

 

8. مسواک زدن مرتّب و حفظ بهداشت فردی (مسواک باعث می شود نزله های مغزی از سر به پایین جریان یافته و سر از فضولات تخلیه شود.)

 

9. شاخص گذاری در ذهن (یک شاخص عددی، رنگی، مفهومی و یا یک مشابهت و یا یک تباین)

 

10. استفاده از رموز و علائم (حرف اوّل کلمات و یا معانی آنها؛ مثلاً در قواعد راهنمایی و رانندگی برای سوار شدن و حرکت اتومبیل، انسان باید مطالبی را رعایت کند که مختصر آن به واژه «صادرات» تبدیل شده است: ص: تنظیم صندلی، آ: تنظیم آیینه، د: خلاص کردن دنده، ر: روشن کردن اتومبیل، ا: تنظیم مجدّد آیینه، ت: خواباندن ترمز دستی)

 

11. ارتباط و ایجاد تجانس بین مطالب و اعداد (مثلاً حفظ آیات قرآن با شماره آیه)

 

12. داشتن همّت بلند در حفظ (باید همّت تو بر حفظ همه مطالب علمی کتابها باشد تا اینکه حفظ بعضی از کتابها برایت حاصل شود.)

 

13. حفظ مطالب علمی با رسم نموداری متناسب و هم سنخ با مطلب، مانند نمودارهای درختی و...

 

14. خواب قیلوله پیش از ظهر یا بعد از ظهر برای ماندگاری مطالب خوانده شده و بایگانی آنها در ذهن (البته به شرط رعایت زمان های مناسب خواب در شبانه روز و سحرخیزی و داشتن فعالیّت تا ظهر)

 

15. به شعر درآوردن مطالب علمی

 

بهداشت عقلی از نظر آیات و روایات:

 

اگر از جسم فراتر برویم و به ویژگی ممیّزه انسان از سایر موجودات که همان عقل است، بنگریم؛ آیات و روایاتی مربوط به بهداشت آن مطرح شده است که گذرا بدانها اشاره می کنیم:

 

عوامل تباهی عقل: مستی شراب، مستی گناه، خودپسندی (عُجب)، همراهی با نادانان، گوش ندادن به نصایح خردمندان، بیهوده گویی، شوخی فراوان، فقر و تنگدستی، ترک تجارت(بیکاری)، زیاده روی در خوردن گوشت (بخصوص حیوانات وحشی و گاو)، پرهیز از خوردن گوشت (تا 40 روز).

 

عوامل سلامت و رشد عقل: دانش و تجربه، اندیشه فراوان در حکمت، رهاکردن چیزی که برای انسان سودمند نیست، خوشبو کردن خود در آغاز روز.

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : دوشنبه ۲۴ فروردین۱۳۹۴
و اعلم ان الجسد بمنزلة الارض الطیبة متى تعوهدت بالعمارة و السقى من حیث لا یزداد فی الماء فتغرق و لا ینقص منه فتعطش دامت عمارتها و کثر ربعها و زکى زرعها و ان تغوفل عنها فسدت و لم ینبت فیها العشب.

بدان که بدن آدمیزاد بمنزله زمین پاکیزه‏ایست اگر هنگامى که خواستى بعمارت و آبیاریش بپردازى اعتدال را رعایت کردى نه آنقدر آب دادى که غرق شود و تبدیل بیک باطلاق و یک پارچه لجن گردد و نه آن اندازه دریغ کردى که تشنه و خشک بماند این چنین زمینى همیشه آباد و معمور خواهد بود، حاصلش فراوان و بهره‏اش پاکیزه است ولى اگر در باره آن غفلت شود تباه میگردد و دیگر سبزه‏اى در آن نخواهد روئید.

----

این نویدى است که نوشته امام هشتم شیعیان بهوا داران طول عمر میدهد.

بدن آدمیزاد را تشبیه بیک قطعه زمین پاکیزه‏اى فرموده که آبادى آن باعتدال در آبیارى آنست اعتدال در آبیارى زمین را براى همیشه معمور میدارد پس تعادل در مزاج نیز بخشاینده سلامتى دائم و زندگى جاودانست. کلمه دامت عمارتها متضمن همان معانى است که از جمله (زندگانى دائم) فهمیده مى‏شود.

پس غذا و تدبیر و اعتدال در آن رمز طول عمر و زندگى دائم است.

اگر طالب عمر دراز و خواهان سلامتى دائمیم باید باور کنیم که قاتل ما شکم ما است گاهى از گرسنگى خون ما را میمکد و گاهى از سیرى و امتلاء طغیان کرده شاهرگ ما را میزند.

در اینکه بیشتر از امراض بر اثر پرخورى است جاى صحبت نیست، ما بیش از اندازه میخوریم پیشتر از گرسنگى میخوریم لذا خیلى کمتر از آنچه تصور میرود عمر میکنیم خیلى از مرگ و میرها بر اثر پرخورى است. بقول دکتر گیلورد هاوزر اشخاص پرخور عمر

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 98

خود را کوتاه میکنند زیرا هر گره‏اى که در دور کمر به نسبت دور سینه زیاد شود یک سال از عمر آدمى را کم میکند.

چیزى را که باید توجه داشت موضوع کم خورى است کم‏خوریها بیشتر نه از نظر کمیت است بلکه از جهت کیفیت است، غذاهاى ما غالبا فاقد مواد لازم و ویتامینها است اشتباهات بزرگ بعضى از مکتشفین و اساتید علم طب و افراطکاریهاى ما در تقلید از اروپائیان موجب شده است که غذاى زنده و سالمى نداشته باشیم یعنى از نظر کیفیت غذائى گرسنه بسر ببریم.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 99

زمین زنده مى ‏شود

فالجسد بهذه المنزلة و بالتدبیر فی الاغذیة و الاشربة یصلح و یصح و تزکو العافیة فیه.

پس بدن بمنزلت همان زمین است به تدبیر عاقلانه‏اى که در خوراک 

و نوشاب بکار مى‏رود صحیح و سالم میماند

و نیروى سلامتى در آن زیاد میگردد.

جمله «تزکو العافیة فیه» نوید دیگرى است و دیگر بار هواخواهان طول عمر را امیدوار میسازد. «زکاء و زکو» بمعناى زیاد شدن است بنا بر این عبارت فوق صراحت در این دارد که تدبیر عاقلانه در خوردن و نوشیدن، علت عمده طول عمر است و مردمى که زندگى معقولى از نظر خوراک داشته باشند نه تنها پیرو ناتوان نمیشوند بلکه هر چند در امتداد زمان جلوتر بروند نیروى صحت و عافیت آنها بیشتر مى‏شود مزاج آنها مانند بنائى است که مصالح درست و محکمى در آن بکار رفته باشد که نه تنها از باد و باران گزند نمى‏بیند بلکه آب و آفتاب بر استحکام و دوام آن مى‏افزاید.

بنا بر این هر کس میخواهد طول عمر خود را بداند بوضع غذاى خود نگاه کند: فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ‏ پرفسور پیردلور میگوید: دانستن طرز تغذیه یکى از مهمترین عوامل تندرستى است که متأسفانه کمتر از هر چیز مورد توجه قرار میگیرد.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 100

در انتخاب خوراک و طرز غذا خوردن اشتباهات زیادى است که بعضى از آنها بقرار زیر است:

پرخورى را وسیله تندرستى و طول عمر میدانند، اشتها را یگانه معیار براى سنجش احتیاج بدن بخوراک میشناسند، تا اشتها باقى است مى‏خورند، گوشت و قهوه و چاى و الکل را در ردیف غذا آورده‏اند، بغذاهائى که با وسائل مصنوعى درست شده بیشتر رغبت میکنند.

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : پنجشنبه ۲۰ فروردین۱۳۹۴
آیا قرآن دارای اشتباه است؟

چند وقت پیش خانمی شبهه ای مطرح کرده در مورد اینکه آیه 7 سوره طارق دارای اشتباه است،چرا که بر اساس جدیدترین تحقیقات علمی روز،جنین از آب پشت و سینه تشکیل نمیشود،اما بررسی:

 

سوره طارق (سوره 86 ام در قرآن) در هشت آیه اول آمده است:

بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ

وَالسَّماءِ وَالطّارِقِ ﴿١﴾ وَما أَدرىٰكَ مَا الطّارِقُ ﴿٢﴾ النَّجمُ الثّاقِبُ ﴿٣﴾ إِن كُلُّ نَفسٍ لَمّا عَلَيها حافِظٌ ﴿٤﴾ فَليَنظُرِ الإِنسٰنُ مِمَّ خُلِقَ ﴿٥﴾ خُلِقَ مِن ماءٍ دافِقٍ ﴿٦﴾ يَخرُجُ مِن بَينِ الصُّلبِ وَالتَّرائِبِ ﴿٧﴾ إِنَّهُ عَلىٰ رَجعِهِ لَقادِرٌ ﴿٨﴾

ترجمه متداول:

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

سوگند به آسمان و كوبنده شب! ﴿۱﴾ و تو نمىدانى كوبنده شب چيست! ﴿۲﴾ همان ستاره درخشان و شكافنده تاريكيهاست! ﴿۳﴾ (به اين آيت بزرگ الهى سوگند) كه هر كس مراقب و محافظى دارد! ﴿۴﴾ انسان بايد بنگرد كه از چه چيز آفريده شده است! ﴿۵﴾ از يك آب جهنده آفريده شده است، ﴿۶﴾((( آبى كه از ميان پشت و سينه ها خارج مىشود!))) ﴿۷﴾ مسلما او ( خدائى كه انسان را از چنين چيز پستى آفريد) مىتواند او را بازگرداند!

 

سخن خداوند دارای هیچ اشتباهی نیست و ترجمه غلط از مترجمین است.

مترجمین فتم را به آب (منی) در آیه ششم نسبت دهند نه به انسان که موضوع بحث در آیه پنجم است و از این طریق با خطای خود باعث تشکیک در علمی بودن سخن خداوند شوند.

آیه هفتم خروج انسان و ورودش به زندگی است نه خروج منی یا هر مایع دیگر دخیل در شکل گیری اولیه نطفه. دلایل متعددی می توان بر این ادعا اقامه کرد که بسیار قوی تر از دلائل انتساب آیه هفتم به ماء هستند:

۱. در همان آیه ششم با صفت دافق به جریان دفعتی یا یکباره مایع اشاره کرده است و لازم نیست دوباره در آیه بعدی تکرارکند! می توانست در همین آیه محل خروج را مشخص کند.

۲. سپس بلافاصله درآیه هشت می گوید به بازگرداندن آن/ او (یعنی انسان به حیات بعد از مرگش) مجددا قادر است. اگر موضوع آیه هفتم آب یا مایع اسپرم می بود نه انسان، پس آیه هشتم هم باید به بازگرداندن آب منی به بدن پدر بچه ترجمه شود!! چرا که اگر قاعده مطلق بر این است که ضمیر به نزدیک ترین مرجعش بازگردد (در ایه هفتم به ماء درآیه ششم) پس این قاعده باید همچنان در آیه هشتم هم نسبت به آیه هفتم جاری باشد و ضمیر آن نیز به آیه هفتم یعنی مجددا ماء بازگردد.

۳. اما نه این قاعده عمومیت دارد نه قرآن این قاعده را اصلا اعمال کرده است! جالب و واضح است که قرآن آشکارا در آیه هفتم قطع ارجاء ضمیر کرده است و صرفا فعل <لازم> یخرج را بکار برده است. آیه هفتم صرفا فاعل ندارد که به قرینه آیه پنجم حذف شده است . اگر منظور ماء می بود شاسته تر بود که جمله را با ضمیر بیاورد و بگوید یخرجه (با ضمه حرف اول).

۴. همچنین در آيه ششم فعل گذشته است (آفریده شد یا شده است) در حالیکه فعل آیه هفتم دقیقا به علت قرینه بودن فاعلش با آیه پنجم -فلینظر- مضارع است (خارج می شود یا به عبارتی دیگر پس انسان <باید ببیند> که …. چگونه< خارج می شود>).

۵. علت گذاشتن آیه ششم بین پنجم و هفتم و قطع تقارن نشان دادن توالی عمل خلقت است. و این توالی عمل شکل گیری اولیه نطفه بشراز مایع و سپس خروج وی از بدن مادر را نشان می دهد. کلمه خلق شدن از ماء هم صرفا نشات گرفتن را انگونه که محسوس است توضیح می دهد و در صدد تبیین نامحسوسات شکل گیری اولین نطفه نیست. (قرآن کتاب بیولوژی نیست و اشاره به پدیده ها در حد بیان منظور متعالی تر است).

۶. منطقا نیز با توجه به متن و منظور کل سوره آیه ششم نمی تواند در صدد تعیین تخصصی خروج آب از جاهای خاص بدن باشد چرا که توضیح این امر در مغایرت با پیام اصلی سوره در ادامه آن است که بازگشت انسان به حیات است. براستی چه نکته ای در بیان منشا مایع مذکور در بدن نهفته است که خدا خواسته عنوان کند. خواسته درس بیولوژی بدهد وبه عرب آن زمان بفهماند مثلا منی از کجا می آید و سپس از این نتیجه بگیرد چه حکمتی در خلقت وجود دارد!! کمی منطقی فکر کردن هم گاهی عیب ندارد!

۷. جمله ششم اگر به ماء ربط پیدا کند اصلا و اساسا گزافه می شود و مایه تمسخر و تعجب چون فعل آن خرج است نه اخذ یا تنشأ ( نشأت گرفتن) و هر کس می داند و دیده است که منی مرد از کمر و دنده های وی <<خارج>> نمی شود. اگر مثلا می گفت اخذ می شود یا نشات می گیرد، می توانستیم بگوییم منظور آب است. حال آنکه خارج شدن اسپرم از جای دیگری است و هر پسر بچه تازه بالغ شده ای هم این را می داند.

پس ترجمه درست آیه به ظاهر کاذب فوق (که در واقع کذب نمایی اش ناشی از گزافه گویی قریب به اتفاق مترجمین و مفسرین است) چیست؟ در واقع آیات فوق خلق انسان از آبی که دفعتا جاری می شود (منی یا اسپرم های مرد یا هردو زن و مرد) را می گوید و سپس خارج شدن وی از بین انتهای ستون فقرات (صلب) و استخوانهای دنده ای شکل باز شونده لگن زن/مادرش (ترائب) امری کاملا محسوس برای همگان است و سخنی غیر یا ضد علمی نیست.

صلب هم ریشه با صلیب به استخوانهای عمودی پشت که برپاکننده بدن انسان است یا همان ستون فقرات گفته می شود و ترائب به استخوانهای دنده از جمله استخوانهای دنده گونه جلویی لگن خاصره. تصویر زیر به وضوح این موضوع را نشان می دهد و جای شکی بر درستی ترجمه فوق نمی گذارد.

به نظر این نویسنده، تاسف آمیز تر ازخطای مترجمین سنتی، تلاش بی ثمر کسانی است که خواسته اند به شکل علمی ثابت کنند مواد تشکیل دهنده منی از غدد و منابعی واقع بین ستون فقرات و دنده های مرد تولید می شود. اخیرا هم بحث گزاره های کاذب و غلط و کاذب نما و غیره که توسط اقایان گنجی و شبستری و نراقی در کشمکش با یکدیگر راه افتاده بر آتش این معرکه گری ها افزوده است. جالب توجه این که هیچ کدام از این حضرات لحظه ای در فهم خود از معنی لفظی ایه حتی شکی هم نکرده و تن به روایات و ترجمه های غالب داده اند. در عوض در منبع آن شک و تردید راه انداخته اند و شیوه حجتیه ای ها راپیش گرفته اند که فهم اصل قرآن را به خود پیامبر و امامان محدود می کنند. از نظر حجتیه ای ها قرآن محصول مکالمه خدا با محمد است. قرآن در اصل برای محمد است و فهم دقیق و یقینی آن توسط وی و امامان و اکنون امام غائب ممکن است. اصحاب انسان گرای روشنفکر دینی هم همین مسیر را پیش گرفته مدعی شده اند که قرآن در اصل آسمانی است اما محمد نقش فعال در زمینی کردن آن داشته است لذا فهم یقینی منظور خداوند در تجربه وحیانی وی محدود می شود و فهم عموم از قران به واسطه کلمات زمینی محمد و تنها در همان سطح ممکن است.

بی توجهی نظام مند و خطای عمومی شده در میان مترجمین و مفسرین و حتی روشنفکران و منتقدین (از این خطاها البته در فهم و ترجمه قرآن کم نیستند) حاکی از وجود ناکارامدی نظام های معرفتی دین شناسی و بی اعتباری و ناروایی روش شناسی ایشان است. عدم تامل در شناخت ناکارامدی واصلاح آن حاکی از حضور یک نظام فکری بسته و فاسد و نابرابری طلب یا سلطه طلب است که در خصوص فهم این آیه به سلطه فهم مردسالار جامعه به ظاهر متخصص و متولی رسمی دین باز می گردد. یعنی باز هم همان مردسالاری آقایان مترجم سنتی و روشنفکر) که حتی خلق بشر را محدود به آب جهنده آقایان می کند و بدن زن را به باد فراموشی می سپارد.

حالا چرا قرآن خروج انسان از میان استخوانهای لگن و پشت را مورد توجه قرار داده و به گونه آناتومیک حرف زده است و صرفا خروجش از رحم مادر را عنوان نکرده؟ کسانی که با پیچیدگی زایش آشنا هستند به راحتی می توانند متوجه شوند که چگونه چرخش معجزه گونه نوزاد در حالت طبیعی در رحم (به شکل واژگون شده ) و بعدا چرخش شانه ها درست در هنگام خروج از میان استخوانها برنامه ریزی شده است (عملی که نه مادر در آن دخالت دارد نه نوزاد نه پرستار یا دکتر). به کلیت سوره که نگاه می کنی می یابی که چگونه بیان حضور حکمت در هستی است (از نطفه انسان گرفته تا عظیم ترین کهکشانها و آسمانها) همه در ید قدرت او و تحت حکمت متعالی وی هستند و بنابراین خارج از دایره حکمت و اخلاق چنین شعور عظیمی است که نتواند و نخواهد انسان این موجود شعورمندی که به حد درک هستی خود رسیده است و مرگ ابدی در حقش جنایت است را مجددا در فرایند های خلق مجدد جهان های جدید بازآفرینی نکند (باز آفرینی که اینبار نه کدهای ژنتیکی که کدهای اخلاقی حفظ شده در طول زندگی حیات این دنیایی بشر مبنای باز تولیدش خواهند شد – معنی آیه چهارم از حافظ اعمال هر نفس/شخص). خدایی که مکانیسم های لازم را برای خروج طبیعی انسان از میان استخوانهای در هم فروفته و حفره تنگ بین آنها تعیین نموده است مکانیسم های بعثتش و بازگشتش به حیات ابدی را نیز در نظر دارد.

«گرچه در این آیات موضوعی از موضوعات علوم تجربی بیان می شود، ولی قرآن در مقام تبیین این علوم نیست، با اینکه مطلبی غیر علمی در آن یافت نمی شود».

«روش قرآن استدلال به محسوسات است برای اثبات معقولات …. تا واسطه اثبات [برای مخاطب] حس باشد و به طور طبیعی و ساده به حقایق عالم واقف گردد و برای عامه مردم نیازی به براهین مجرده از محسوسات باقی نماند.»

نقل به مضمون از بخش های دیگر کتاب [هدف نهایی از این گونه استدلال ها جلب توجه به معناداری و جهت داری آفرینش یا زندگی است و پیوند اخلاق به هستی یا به عبارتی دیگر رهایی بنیان های اخلاق از مبانی صرفا قرادادی آنها و تحکیم ارزشهای زندگی به خود زندگی و خدای آفریننده زندگی]

_______________________________________________

نکته های مهم: آیا اعراب و جوامع قدیمی معتقد نبودند که فرزندان از پشت پدر منشا می گیرند؟ ما هنوز هم حتی در زبان فارسی از این اصطلاح استفاده می کنیم که فرزند تنی فرد را از پشت و تیره وی می دانیم. وقتی کودکی می پرسد من قبل از شکم مامان کجا بودم بدو می گوییم در پشت پدر! در آیه 23 سوره النساء وقتی که محارم را بر می شمارد ازدواج با زنان فرزندانی که از پشت مرد مسلمان هستند (نه پسر خوانده) را بر مرد مسلمان حرام می کند. مثلا اگر مردی دارای پسری بیولوژیک است و پسرش زن دارد و سپس پسر فوت می کند آیا پدر می تواند با آن زن ازدواج کند. قرآن می گوید اگر پسر از پشت توست نه اگر پسرخوانده است (مانند زید پسرخوانده محمد) می توانی. این امر نشان می دهد که از پشت بودن فرزند به مثابه یک اصطلاح که احتمالا ریشه در باورهای کهن داشته در زبان عرب متداول بود ه است . امروز به عنوان مثال ما می گوییم قلب کسی را شکستن گناه است و منظور قلب فیزیکی نیست. قرآن با استفاده از اصطلاح رایج پسرانی که از اصلاب (پشت های) شما هستند در مقام توصیف یک پدیده طبیعی نیست و تنها از زبان مصطلح عرب استفاده می کند که از کلمه صلب یا پشت برای بیان فرزند حقیقی استفاده می کرده اند. این باور یا اصطلاح رایج که در قرآن هم به شکل لفظی جهت روشن کردن دقیق منظور برای مخاطبین آمده (در بیان یک حکم اخلاقی حقوقی) به ترجمه آیه فوق در سوره طارق تعمیم داده شده است و بخشی از رایج شدن بی نظیر این خطا را توضیح می دهد.

همچنین در سوره اعراف در آیه معروف الست می خوانیم: وَإِذ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنى ءادَمَ مِن ظُهورِهِم ذُرِّيَّتَهُم وَأَشهَدَهُم عَلىٰ أَنفُسِهِم أَلَستُ بِرَبِّكُم ۖ قالوا بَلىٰ ۛ شَهِدنا ۛ أَن تَقولوا يَومَ القِيٰمَةِ إِنّا كُنّا عَن هٰذا غٰفِلينَ ﴿١٧٢﴾ هنگامی که پروردگارت از فرزندان آدم از پشت هایشان ذریه ها یا نسلهای بعدی شان را اخذ کرد و بر نفسشان از ایشان شهادت گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم

در این آیه هم اخذ از پشت (ظهور نه صلب) آمده است که موضوع آیه مشخص است بیان سمبلیک است نه بیولوژیک و آیه از معروف ترین آیات متشابه است. چون هرکس می داند چنین مکالمه ای بین خدا و انسان در عوالم فیزیکی رخ نداده ولذا از پشت گرفتن نسلهای بعدی بار نمادین دارد بدین معنا که نسل های بعدی فرزندان آدم از نسلهای قبلی منشا و قدرت و استحکام گرفته اند و هنوز هم این روند ادامه داشته به گونه ای که بشر به تنها گونه مسلط در جهان تبدیل شده است.

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : پنجشنبه ۲۰ فروردین۱۳۹۴
حوزه علوم بشرى ، پزشكى ، سرآمد همه دانش هاست ؛ چرا كه فلسفه ساير علوم ، بهره ورى انسان از مواهب زندگى است و اين هدف ، جز در پرتو سلامت جسم و جان ، ميسّر نيست . ۱ از اين رو ، امام باقر عليه السلام مى فرمايد: 

بدان كه نه هيچ دانشى چون جُستن سلامت است و نه هيچ سلامتى چون سلامتِ دل . ۲ 

اين سخن ، به روشنى نشان مى دهد كه از نگاه اسلام ، طبّ روان ، ارجمندتر از طبّ تن ، و طبّ تن ، ارزشمندتر از ساير علوم است. اين حديث نبوى نيز بدين معنا اشاره دارد كه مى فرمايد : 

دانش بر دو گونه است : دانش دين ها و دانش بدن ها 

چند صد سال قبل امام هشتم شیعیان 

این حقیقت را بى‏پرده بیان فرموده است.

صلاح بدن یعنى چیزى که بدن را صلاحیت و صورت میدهد

قوام بدن یعنى چیزى که بدن را بعد از ترکیب و صلاحیت نگه میدارد علت هر دو، خوردنى و آشامیدنى است.

میفرماید:

فان اصلحتهما صلح البدن و ان افسدتهما فسد البدن.

یعنى اگر آن دو را نیکو تغذیه کنى بدن سالم و اگر بد تغذیه کنى بدن فاسد میگردد.

نیروى روان‏

و اعلم ان قوة النفوس تابعة لامزجة الابدان.

و بدان که نیروى روانها پیرو مزاجهاى بدنها است.

نفوس جمع نفس است- نفس گاهى اطلاق بر روح بخارى مى‏شود که بآن خون در جریان و قلب در ضربان و بدن داراى حرکت و حرارت است.

گاهى مقصود از نفس روح حیوانى است که بآن چشم مى‏بیند و گوش مى‏شنود حواس محسوسات خود را تشخیص میدهد و گاهى منظور از آن روح ارادى است که آن را روح حیوانى نیز مى‏گویند:

دست میگیرد، پاى میرود، زبان مى‏گوید و مانند آن. گاهى مراد از نفس روح انسانى است که حکما از آن بنفس ناطقه کلیه تعبیر میکنند در هر صورت هر کدام از انواع نفوس که باشد تابع مزاج و ساختمان بدنست.

میگویند پیش از خلقت بدن روح وجود نداشت بعد از پیدایش تن روح در او ایجاد شد این یک نحوه تبعیت است. بگفته دیگر روح قبل از بدن موجود بود ولى بعد از پرداختن تن باو تعلق پیدا کرد و مانند مرغى اسیر آن قفس شد و این نیز یک نحوه تبعیت است.

بهر اندازه‏اى که مزاج سالمتر باشد نیروى روان در او کاملتر است: دست بهتر مى‏گیرد، پاى بهتر میرود، زبان بهتر مى‏گوید، حواس پنجگانه بهتر و کاملتر احساس میکنند و حواس باطن نیز بهتر محسوسات خود را درک مى‏نمایند. این نیز یک نحوه پیروى است.

ممکنست که مقصود پیروى قوت اراده و اختیار باشد یعنى هر اراده و اختیارى تابع ساختمان بدن و چگونگى مزاج است. امکان دارد که مراد از قوه نفوس قدرت تفکر و ادراک کلیات باشد.

یعنى هر کس بمقتضاى ترکیب بدن و کیفیت مزاج تن خود فکر میکند و مى‏فهمد.

بعید نیست که همه اینها مقصود باشد یعنى هر کس بتناسب بدنى که دارد جانى پیدا میکند و بهمان تناسب قدرت و حرکت دارد بهمان اقتضا احساس مى‏کند فکر میکند و ادراک مینماید.

بدن ما از عناصر و مواد بسیارى تشکیل شده و چون تحت تأثیر عواملى دائما در تحلیل است عناصر ترکیبى خود را از دست میدهد.

بوسیله غذا کمبود آن عناصر جبران مى‏شود بنا بر این بدن امروز ما غذائى است که دیروز خورده‏ایم.

فرزندان ما یعنى چشم و گوش و دست و پا فکر و احساس و اراده آنها هر چه هستند غذاى قبلى ما بوده‏اند و ما هم هر چه هستیم غذاى قبلى دیگران بوده‏ایم، بارى از مقصد دور نرویم براى اینکه بدانید تا چه اندازه نیروى نفسانى تابع مزاج جسمانى است چند نمونه یاد میکنیم:

آیا قدرت و زور تابع بدن نیست؟ آیا هر چه بدن قوى‏تر باشد زور بیشتر نیست؟

آیا چنین نیست که امتلاء معده یا گرسنگى خصوص عطش زیاد نور چشم را کم میکند؟ غلبه صفراء شیرینى را بکام ما تلخ میگرداند.

 

 

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : دوشنبه ۱۷ فروردین۱۳۹۴
باید دانست که خوردن غذا صرفا برای سیر شدن و لذت بردن نیست بلکه تغذیه امری است فوق العاده حساس و مهم که در ادامه حیات و نیز تقویت فکری و شادابی عاملی بسیار موثر به شمار می آید و برخورداری از مواهب طبیعی را ممکن می سازد نحوه تغذیه بر حسب شرائط سنی افراد متفاوت است و کمبود هر ماده غذایی لازم برای بدن زمینه ضعف جسمی و روحی را فراهم می سازد . مصلی است که میگویند :« پدر مرض هر چه بخواهد باشد مادرش حتما غذای نامناسب است » فعالیت های مغزی عینا مانند ورزش های ماهیچه ای توام با تبدیل و تغییر شکل های شیمیایی صورت می گیرد موادی که نیاز ماهیچه ها و مغز را تامین میکنند یکسان نیستند . عنصر مهم برای خوب انجام گرفتن عمل حافظه « منیزیوم » است که متاسفانه به مقدار محدود در غذاهای ما وجود دارد ولی این عنصر مهم در نان سبوس دار ، جوانه گندم ، و سبزی ها و بعضی از آبهای معدنی یافت می شوند

.پرفسورادوارد سوارز ازدانشگاه دوک  گفته «افراد خشمگین سالم دچارزیادی پروتئین خون دررگها هستند » که به جای سوخت مغزمرتب سوخت عضله میخورند.یعنی به جای‌خرما وعسل و...مرغ وگوشت میخورند.

 

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : یکشنبه ۱۶ فروردین۱۳۹۴
درمتن ذیل که مقدمه استاد خیراندیش در کتاب بیماریهای زنان آقای دکتر دریایی  است، به مباحث بسیار مهمی در ارتباط وضعیت مزاجی زنان و ارتباط آن با روحیات و شکایات ایشان می پردازد:

بسمه تعالی

فرق بین زن و مرد و تفاوت بین آنها و قضاوت برتری هر کدام نسبت به کدام دیگر و استعداد و تواناییهای آنان و احیاناً بیماریهایی که ویژه زنان و مردان است، از مباحثی است که از دیرباز مورد توجه حکما، علما، پیامبران و جامعه شناسان بوده است.

به نظر میرسد روند بحث در طول تاریخ دچار نوساناتی است که ناشی از سطح درک و فهم انسانهای مقاطع گوناگون تاریخ است و به تبع میزان رشد انسانها در هر مقطع نوع برداشت آنها از شخصیت زن متفاوت بوده و هر چقدر انسانیت به سوی رشد و تعالی نزدیک تر شده است، واقع بینی او از شخصیت زن بیشتر و میزان درک او از حقیقت خلقت زن کامل تر گردیده است.

نشان این امر تفاوت برخورد تمدنهای مختلف و اقوام گوناگون در برخورد با زن است. هر تمّدنی که از رشد فرهنگی بی بهره بوده است زن را جزء طبقات پست قرار داده و یا به آن ظلم روا داشته و در زیرپای قوانین و رسومات جاهلانه مصدوم ساخته ویا در زیر خاک جاهلیت زنده به گور ساخته است. و هر تمدنی که از رشد وفرهنگ بهره­مند بوده است تاج برتری بر سر زن نهاده و او را در حجاب احترام و هاله عفاف و قلعه امن عشق نگاهداری نموده است.

در جامعه ای که دختر بعنوان سنبل سرافکندگی پدر زنده به گور می شود، در همان جامعه دست دختری بعنوان سنبل شخصیت ممتاز توسط پدری به احترام بوسه زده می شود.

تفاوت برخورد این پدر با آن پدر با فرزند دختر تفاوت شخصیت آن دو پدر است؛

پدری درعمق ورطه جاهلیت غوطه ور گردیده و پدری در اوج فهم و درک و عرفان و پیامبری درجات تعالی را درنوردیده.

برهیچکس پوشیده نیست که شخصیت والای حضرت فاطمه سلام الله علیها تواضع دهنده پیامبر اکرم به سوی آن مقام است، لکن رفتار پیامبران نیز عملی نیست که فقط در حوزه خاص خانوادگی آنان قابل تفسیر باشد بلکه الگویی است برای همه انسانها در همیشه تاریخ.

این رفتار پیامبر عظیم الشأن نشاندهنده این معناست که هرگاه دختر در خانواده پدر مورد تکریم و عشق ورزی قرار گرفت، و زن مقام ویژه و والای خود را متعین ساخت جامعه به درجه عالی رشد خود دست یافته است.

بنابراین رابطه مرد وزن رابطه­ای احترام انگیز وعشق آمیز است و رابطه حاکم و محکوم نیست، زن بستر تولد و رشد و دامن تربیت و تعالی انسان است، زن کشتزاری است که در دامن آن بشریت کشت می شود و رشد می کند و میوه میدهد. هرگاه این کشتزار پاک نگاهداری شد و از آب و آفتاب صافی و منور بهره مند گشت، محصولی سرسبز، شکوفا و با نشاط خواهد داشت و هرگاه غیر از آن بود محصولی بی نشاط و خمود و مستعد خزان خواهد پرورد.

تمامی حکما و دانشمندان و جامعه شناسان نیک اندیش بر این باورند که زنان زمینه­سازان فرهنگ­های ماندگار و تربیت کنندگان فرزندان شجاع و استوارند و هرگاه آهنگ اصلاح در جامعه ای نواخته می­شود زمانی پرشتاب تر و عمیق تر و پرشورتر خواهد شد که زنان آن جامعه را دربر بگیرد.

از این رو هرگاه سلامت جامعه دغدغه ذهن مدیران آن جامعه باشد باید از زنان شروع شود و چنانچه مکتبی توانایی تأمین سلامت زنان را بطور کامل نداشته باشد، نسل بشر را در معرض تهدید دارد.

بنابراین درست است که همه انسانها اعم از زن و مرد باید برای تأمین سلامت خود کوشا باشند، لکن در ارزیابی حوزه اهمیت و اثربخشی حفظ سلامت زنان سلامت جامعه و سلامت نسل مردان سلامت فرداست. از این دیدگاه کتبی که پیرامون سلامت زنان نگاشته شده و بیماریهای آنان را مورد بحث قرار میدهد اهمیتی ویژه پیدا می­کند و کتاب دایره المعارف بیماریهای زنان که توسط محقق محترم جناب آقای دکتر محمد دریایی نوشته شده است نیز از این منظر تلاشی بسیار ارزشمند و خدمتی بسیار پربها برای بشریت محسوب می­گردد. و ایمان دارم که مشمول اجری مضاعف در بارگاه حضرت باریتعالی خواهد بود.

اما تفاوت اصلی و اساسی زن و مرد در مزاج و سرشت اوست و این تفاوت است که زمینه ساز مجموعه نظریات گوناگون پیرامون زن می شود و آن را  ممتاز      می­سازد.

اگر چنانچه به این زمینه واقف باشیم و به زیرساخت بدن زن آشنا باشیم، این اختلافات را طبیعی پنداشته و برخوردی منطقی و واقع بینانه با آن خواهیم داشت. از زمانیکه نطفه در رحم شکل می­گیرد، اگر محیط رحم سرد باشد و نطفه نیز از سردی برخوردار باشد جنین مؤنث شکل می­گیرد و زمان شکل گیری جنین موثر پنج هفته خواهد بود، در حالیکه جنین مذکر در مدت چهار هفته شکل می­گیرد. و این اولین تفاوتی است که بین مونث و مذکر نمایان می گردد. این افزایش زمان شکل گیری جنین     می­تواند در طول مدت بارداری نیز تفاوت ایجاد کند و زمان بارداری از نه ماه تا نه ماه و نه روز تفاوت داشته باشد.

زمانی که جنین مونث در رحم شکل گرفت، تغییرات بالینی مهمی در مادر پدید می­آید مثل اینکه چهره ای پفالو پیدا میکند یا مقداری لبها کلفت می شوند و ورمی محسوس در صورت و اندامها ایجاد می شود، تمایل به خواب در مادر افزایش می یابد، گرایش مادر به شیرینیها و خوراک های گرم مزاج بیشتر می شود و در مقابل غذاهای سرد مزاج واکنش منفی نشان می دهد و چه بسا در صورت مصرف دچار حالت تهوّع   می­گردد.

از نظر روحی حساس و زودرنج می شود ودقت عمل وی در موضوعات مربوط به زندگی بیشتر می گردد. و این حالت تا زمان وضع حمل و پایان شیردهی ادامه دارد. اگر بخواهیم سقف زمانی مشخصی برای این حالت در نظر بگیریم باید بگوئیم تا سی ماه این حالت به درازا می انجامد. و چنانچه حمل بعدی پسر بود تغییر حالت در مادر پدید می­آید و اگر حمل بعدی نیز مونث باشد همین حالت تکرار می شود.

تفسیر طب سنتی از چنین حالاتی بروز سردی جنس است، پس از تولد نیز وضعیت بالینی طفل دختر متفاوت است، سفیدی رنگ پوست، وزن بیشتر و رنگ موی بور و یا مشکی کم رنگ و یا سر کم مو و موی کرکی در بدو تولد طفل از حیث سردی نسبت به اطفال دیگر تمایز میدهد، به نحوی که چنانچه طفل دارای موی بلند و مشکی و یا خرمایی بود از گرمای بیشتری برخوردار است و اگر چنانچه موی روشن و نازک داشت و یا پراکندگی موی سر او کم بود از سردی بیشتری برخوردار است.

و این موضوع درسایر حالات وی نیز آشکار است، مانند اینکه مدت خواب طفل دختر بیشتر و عمیق تر است و واکنش او نسبت به رفتارها و رنگ ها و صداها کمتر است و استعداد او برای اختلال گوارشی بیشتر است و ممکن است توان هضم شیر را نداشته و گاهی استفراغ کند، چنانچه چنین حالتی پدید آید لازم است ، با خوراندن غذاهای گرم مزاج شیر مادر را گرم کرد و یا همزمان با آن بدن طفل بویژه شکم وی را به روغن زیتون و یا روغن کنجد اندود.

در امتداد رشد طفل  در دوره 7 ساله از حیث رفتارشناسی یک طفل کودک دختر را میتوان با یک اسباب بازی سرگرم کرد، لکن کودک پسر به بازیهای آرام بسنده نمی کند و باید بازیهای پرتحرکی را برای وی تدارک دید.

از دیدگاه بوعلی سینا دو عامل باعث رشد و حرکت در بدن انسان است؛ یکی رطوبت و دیگری حرارت، رطوبت عامل رشد است و حرارت عامل حرکت. این عامل بطور متعادل و همسو در بدن وجود دارند. هر گاه هر کدام کاهش یا افزایش یافت موجب تغییراتی اساسی در ساختار بدن و رفتار وی می گردد. بر اساس این دیدگاه رطوبت در تن طفل دختر بیشتر است و این عامل موجب آرامش و کندی حرکات و لطافت پوست و درشتی چشمان و زیبایی و تفاوت ساختمان صورت وی با پسر می شود.

علی ایحال این روند رشد و تحرک در بدن طفل ادامه می یابد تا در سنین بین دوازده تا چهارده سالگی، ضریب رشد در تن دختران نسبت به پسران افزایش می یابد. این تغییر در بروز اندام زنانه و وزن آشکار می گردد و این سن با شروع دوران قاعدگی همراه است. سن قاعدگی و یا افزایش آن به تناسب مزاج دختران متفاوت است. و این تفاوت تابع محورهای ذیل است:

1-   مزاج سرشتی دختر

2-   موقعیت جغرافیایی محل تولد و رشد

3-   نوع غذای غالب

چنانچه مزاج سرشتی دختر گرم تر باشد و محل تولد و رشد آن در موقعیت جغرافیایی گرمسیری باشد و بیشتر غذای مصرفی وی گرم مزاج باشد سن قاعدگی کمتر خواهد بود و چنانچه، مزاج سرشتی وی سرد باشد و موقعیت جغرافیایی و محل تولد و زیست او سردسیر باشد و غذای وی نیز از نوع سردی ها، زمان بروز قاعدگی وی دیرتر خواهد بود.

مثل اینکه سن بروز قاعدگی یک دختر در عربستان از نه سالگی شروع می شود و در اهواز و آبادان یازده تا دوازده سالگی و در تهران سیزده سالگی و در آذربایجان و روسیه 14 تا 15 سالگی و در سیبری به 17 سالگی می انجامد.

همچنانکه شیب حرکت از گرما به سرما در موقعیت زیست سن قاعدگی را تغییر میدهد، مزاج دختر و مزاج غذای غالب وی نیز چنین نقشی را ایفا می کند، و علاوه بر آن عوامل فوق در رفتارهای بالینی دختر در هنگام قاعدگی اثر می­گذارد. یعنی اگر چنانچه مزاج وی سردی زیادی داشته باشد قاعدگی وی با درد همراه است و یا مقدار ریزش آن زیاد است واگر مزاج وی سرد نباشد قاعدگی توأم با درد ندارد.

بنابراین چگونگی قاعدگی نیز تابع سردی مزاج سرشتی کامل و یا مزاج اندام جنسی اوست.

از همین جا نوسانات اخلاقی و رفتاری زن شروع می شود و رفتار زنان در هنگام قاعدگی تغییر می­کند. بی حوصلگی، زودرنجی، آسیب پذیری روانی ، نگرانی بیهوده، آسیب پذیری جسمی زن در این زمان خیلی بیشتر از سایر زمانهاست. از این رو در سلسله دستورات اسلامی خیلی از رفتارها از وی سلب می گردد. مانند اینکه غسل و وضو و نماز ندارد و نزدیکی با وی غلط است و صیغه طلاق در این زمان جاری  نمی­شود.

و بدیهی است که مشورت با زنان در این شرایط با مشاوره­های منفی بافانه و مأیوسانه همراه خواهد بود ومشاوران در تمامی ابعاد منفی و احتمالات شکست موضوع را مورد توجه قرار خواهد داد. و انتظار حمایت جسورانه زن در این شرایط از تصمیمات مرد غیرعالمانه است، چون شرایط طبیعی تن زن شرایطی شبیه بیماری است. اگر بخواهیم نقش تأثیر حالت مزاجی فرد را در مشاوره های او درک کنیم، کافی است مقداری سرکه یا شربت آبلیمو و یا ماست و خیار بخوریم و موضوعی را مورد بحث قرار دهیم و سپس نتیجه بحث خود را با زمان دیگری که در آن شربت، عسل یا مقداری خرما و یا ارده شیره ویا شربت زنجبیل خورده ایم مقایسه کنیم، درخواهیم یافت که نحوه تصمیم گیری در این دو موقعیت کاملاً متفاوت خواهد بود و غذاهای سرد مزاج اثری منفی روی تصمیم سازی انسان دارد و برعکس غذای گرم مزاج بر شجاعت انسان در تصمیم گیری می افزاید.

بنابراین نباید نوسان رفتار زن در این شرایط را به حساب شخصیت وی بگذاریم، بلکه ناشی از تغییر طبیعت اوست.

یک زن که مزاج سرشتی او سرد است باردار می شود و چنانچه حمل او نیز دختر باشد، – سردی مزاج وی افزایش می یابد – و اگر چنانچه در طول بارداری از غذاهای سرد مزاج نیز استفاده کند، انقباض رحم او بیشتر می شود و وضع حمل طبیعی برای او شکل می گیرد و چنانچه این زن در موقعیت سردسیری و یا مرطوب مانند شمال کشور زندگی کند به این سردی نیز افزوده می شود و پزشک برای تسهیل وضع حمل از جراحی استفاده می کند و برای جراحی نیز لازم است تا از بیهوشی استفاده شود، ماده بیهوش کننده طب نوین نیز سرد کننده مغز و روان است، از این رو از میزان تحمل زن نسبت به مشکلات کاسته می شود – خونریزی ناشی از جراحی و نقاهت زایمان نیز نکته دوم و سومی است که به این وضعیت اضافه می شود – و چون برخلاف عرف طب سنتی غذاهای زن زایمان کرده نیز تعریف نشده و معمولاً از غذاهای سرد مزاج استفاده می شود و هیچ از کاچی تهیه شده با روغن حیوانی و غذاهای گرم قوت بخش برای زن زائو خبری نیست، از این جهت مجموعه عوامل سرد کننده تن و روان در این شرایط موجود است و کوچکترین حادثه میتواند زمینه را برای افسردگی زن فراهم نماید. لذا می بینیم که افسردگی پس از زایمان یک بیماری شایع در زنان می­شود. در حالیکه این افسردگی از دیدگاه طب سنتی امری طبیعی است و ناشی از سردیهای متواتر جسمی، مغزی و جنسی و روانی و غذایی است و کاملاً قابل پیشگیری و درمان است. و راه درمان و پیشگیری آن نیز در گرو تعدیل مزاج زن با خوراک گرمیهاست.

اگر افسردگی زن مورد توجه قرار نگرفت و بر این حالت باقی ماند و یا حتی به درمان افسردگی با استفاده از داروهای شیمیایی پرداخت، یکی از داروهای مورد استفاده برای افسردگی آمی تریپتیلین است که این دارو نیز دارای مزاجی سرد است، نشان سردی این دارو این است که زن پفالو و چاق می شود و خواب او افزایش می­یابد و تمایل جنسی زن کاهش پیدا می­کند. از سویی ، زمینه سردی شدید پدید آمده در تن و روان زن باقی است واز سویی دیگر خوراک داروی شیمیایی بر سردی زن افزوده است و این افزایش سردی موجب کاهش شدید تمایل جنسی زن و قصور او در روابط زناشویی و آسیب پذیری شدید روانی و زودرنجی وی می گردد و اینهمه موجب بروز اختلافات زناشویی در خانواده­ها و نهایتاً زمینه بروز طلاق  می­شود  و یکی از    زمینه­های بسیار مهم طلاق در دوران اول زندگی زناشویی در حقیقت اختلاف ناشی از اختلال رفتار جنسی است که معمولاً در دادنامه­ها ذکر نمی گردد.

به تعبیری دیگر تعدیل مزاج نقشی اساسی در زندگی زنان ایفا می­کند و همین روند در ساختمان بدن زن موجب بروز چاقی موضعی در اندام میانی می شود.

نقش مزاج زن در پذیرش نوع بیماری و رفتار اجتماعی

مجموعه تغییرات رفتاری  هرکس تابع مزاج اوست. زنان نیز از این قاعده مستثنی نیستند – و چون مزاج سرشتی زنان نسبت به مردان سرد است استعداد آسیب پذیری آنان نسبت به بیماری نیز بیشتر است و همین زمینه مزاجی در رفتار و تفکرات آنان اثر میگذارد و واکنشی متفاوت با مردان در مسائل بروز میدهد – و این تغییر واکنش امری طبیعی است و قابل ارزش گذاری نیست، همین نکته به تبع رطوبت و مزاج زن ، ریزبینی ، حساس و دقیق بودن و لطافت در رفتار و مهر و عطوفت بیشتر در زنان بیشتر است و حضور اینگونه احساس و نگرش و رفتار در کنار مرد موجب تعدیل خشونت و ایجاد انعطاف و دقت و همسو نگری می گردد.

در ادامه زندگی زنان بلحاظ سردی استعداد پذیرش بیماریهای سرد را بیشتر دارند – و چون سردی در نیمه دوم عمر یعنی از سی و پنج سالگی به بعد بیشتر می شود- گرایش آنان بسوی بیماری بیشتر می شود و این پدیده در افراد گرم مزاج در نیمه اول عمر اتفاق می­افتد.

بنابراین از دیدگاه طب سنتی و اسلامی طب زنان طبی متفاوت با طب مردان می شود- و باید بررسی بیماریهای زنان با نگاه و زمینه­ای متفاوت صورت بگیرد و تعریف تعادل سلامت برای زنان با تعریف تعادل سلامت برای مردان بطور جداگانه انجام شود –  همچنانکه در خیلی از معیارهای طب نوین نیز این موضوع مدنظر قرار گرفته است.

امیدوارم با درک مطالب کتاب نوشته شده توسط جناب آقای دکتر محمد دریایی که با وسعت نظر و اندیشه تدوین شده – و بیماریهای زنان را از دیدگاه دو مکتب طب نوین و طب سنتی و اسلامی بررسی نموده است – زمینه ای مناسب تر برای درمان بیماریهای زنان پدید آید و به روزی برسیم که تمامی بیماریها را قبل از بروز درمان کرده باشیم و ارزیابی نظام سلامت را از طریق توسعه پیشگیری بررسی نمائیم نه از طریق شمارش و بیماران و تعداد تخت های بیمارستانی.

به امید موفقیت روزافزون نویسنده محترم و تمام دست اندرکاران نظام سلامت.

والله الموفق و هوالمستعان

حسین خیراندیش

27/7/89 روز تولد امام رضا علیه السلام – تهران

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : جمعه ۱۵ آذر۱۳۹۲
برگ درخت به برای از بین بردن گرفتگی عروق و کبد چرب

شخصی از آشنایان که مادرشون به  گرفتگی عروق مبتلا بودن و نیازبه عمل داشت.این خانوم (برگ به) را بمدت 20 روز مانند چای دم و در طی روز به مادرشون میخوراندن. پس از 20 روز مراجعه مجدد پزشک با کمال تعجب سلامتی مریض رو اعلام میکند و میپرسد که شما چیکار کردیدن که اصلا خبری از گرفتگی عروق نیست که ایشان جریان براشون توضیح میدند. 

لازم به یاداوری هست چون ممکنه افراد از مزه چای برگ به چندان خوشایند براشون نباشه میتونند چند قطره لیمو ترش بچکونن

   طبيعت: گرم ومعتدل

خواص: قابض ، نرم کننده سينه، مقوی قلب، مفرح، نشاط آور.

ترکیبات شیمیایی:رویتین - گلوکوزید امیگدالین- تانن11/درصد

طرز تهيه: 10 تا 15 عدد برگ را 20 دقيقه خيسانده و بشویيد و در یک ليترآب در قوری ترجيحا ظرف مسی حرارت دهيد و به محض اینکه به جوش آمده فورا شعله را ملایم کنيد تا آب بدون حرکت شروع به بخار کند و گاهی برگها را بر هم بزنيد. زمانيکه 1/3بخار شد چای آماده است.(می توانيداز هل یا چوب دارچين برای برای معطر کردن استفاده کنيد)

جوشانده برگ درخت به‌، بى‌خوابى را درمان مى‌کند، به این منظور باید یک مشت برگ‌هاى تازه و نو رسته برگ به را به مدت ده دقیقه در یک لیتر آب جوش بریزیم تا دم بکشد و پس از صاف کردن آن را با شکوفه نارنج یا شکر یا عسل، شیرین کنید و قبل از خواب، دو قاشق سوپخورى از آن بنوشید.

 جوشانده برگ به (به روشى که گفته شد)، بهترین راه درمان عصبانیت است.

اب دم کرده ی ان را بنوسید . قابض است و اسهال را درمان می کند


نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : دوشنبه ۲۰ آبان۱۳۹۲
مهمترین دلیل کسالت صبح همان افزایش بلغم ( رطوبت ) در بدن است  این افراد نه تنها در صبح احساس خستگی میکنند بلکه حالتی مثل کوفتگی و کوبیدگی اعضاء و ماهیچه های بدن نیز دارند. آدمهای بلغمی در صبح و آخر شب خیلی کسل هستند با اینکه اصولا زود برای خوابیدن به رختخواب میروند ولی از آن طرف صبح هم دیر بیدار میشوند . گاهی در طول شب آب دهنشان روی بالش میریزد. در موارد شدیدتر دست و پادرد و معده درد هم به آنها عارض میشود. اصطلاحا می گویند کمی که از صبح میگذرد یخ این افراد باز میشود. این جور آدمها در مناطق مرطوب مثل شمال ایران خیلی مشکلشان بدتر میشود. حالا راه درمان این افراد: 
1- خوردن دم کرده زنجبیل هر روز 
2- پرهیز از مواد غذایی مرطوب مثل : خیار-کاهو - بیشتر غذاهای دریایی - هندوانه - کدو حلوایی - گوجه فرنگی - آلو بخارا - کیوی- شیر گاو ( شیر شتر برای این افراد خوب است ) - ماست - دوغ 
3- استفاده دائم از : عسل - دارچین - زنجبیل - خرما - گردو - زعفران - جین سینگ ( خصوصا این مواد بهتر است در شب استفاده شود ) 
4- بهره گرفتن از نور خورشید ( آفتاب گرفتن ) 
5- افراد مذکور به هیچ عنوان در طول روز نباید بخوابند 
- اگر کسالت صبحگاهی همراه با تلخی و خشکی دهان باشد این نشانه افزایش صفرا است که این افراد معمولا علاوه بر کسالت دلشوره هم دارند 

- دلیل دیگر کسالت صبحگاهی میتواند اختلال هورمونی خصوصا اختلال غده تیروئید در بدن باشد که در این صورت حتما باید اسکن انجام شود . چند تا از علائم کم کاری یا پر کاری تیرویید از این قرار است: 
1- گودی و کبودی غیر عادی دور چشم 
2-بیرون زدگی چشم 
3- برجستگی گردن در ناحیه قرار گرفتن غده تیرئید 
4-عصبانیت دائم و از کوره در رفتن بی دلیل 
5-لرزش بدن خصوصا دست در زمان عصبانیت 
6-بی قراری و اضطراب 
7- پریدن لقمه یا حتی آب و یا آب دهان در گلو به شکل مکرر 
8-لاغری یا چاقی ناگهانی بدون تغییر رژیم غذایی 
- دلیل دیگر کسل بودن در صبح شوک عصبی یا یک ناراحتی عمیق است و این عکس العمل بدن در واقع شروع یک افسردگی است. 
یماریهای شایع در بلغمی ها: 
عطسه های زیاد آسم سینوزیت مزمن شب ادراری ام اس پارکینسون فراموش و آلزایمر و...از بیماریهای شایع در بلغمی هاست..اینا هم عین سودایی ها بیشتر زمینه ابتلا به افسردگی رو دارن 
رسوب بلغم در مغز باعث ام اس میشه همین بیماری لاعلاجی که بیماران مبتلا به اون میلیونی خرج میکنن اما هیچ نتیجه ای نمیگیرن در حالی که طب سنتی با رژیم ضد بلغم درمانش میکنه 
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : شنبه ۱۱ آبان۱۳۹۲

بیش از نیمی از گندم صادراتی آمریکا از نوع تغییر ژنتیک یافته و به منظور آزمایش مخفیانه آن بر روی انسان هاست.

مرکز مطالعات سیاستگذاری و تجارت کشاورزی دانشگاه داکوتای شمالی گزارش داده است که بیش از نیمی از گندم تغییر ژنتیک داده (GMO) بهاره تولید شده آمریکا در سال زراعی جاری به کشورهایی صادر می شود که مصرف این نوع گندم را قبول نکرده و از نوع آن بی اطلاعند.

بقیه در ادامه مطلب


نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : یکشنبه ۲۱ مهر۱۳۹۲

سلسله مباحث پیرامون

بیـماری هـای زنـان


مدرس: آیت الله سید حسن ضیائی

(محقق و مدرس طب اسلامی و دکترای فقه و اصول)


این سلسله مباحث، شامل 47 جلسه آموزشی می باشد
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : یکشنبه ۲۰ مرداد۱۳۹۲

انواع حلواها جهت تقویت نیروی جنسی


حلوای سیر (بسیار قوی تر از قرص ویاگرا ) 


این حلوا برای تقویت قوای جنسی مردان اعجاز می‌کند!! این حلوا، اکسیر تقویت جنسی می‌باشد و قدرت فوق‌العاده ای دارد. بنابراین اگر ظرفیت استفاده از آن را ندارید و یا زنتان ضعیف است، بهتر است از نسخه‌های دیگر استفاده نمایید که قدرت کمتری دارند. چون اگر زن شما نتواند در برابر قدرت جنسی شما جوابگو باشد، آنوقت مطمئن باشید که نیاز به زن های دیگر برای تخلیۀ جنسی خواهید داشت! 

برای تهیّۀ این حلوا به مواد زیر نیاز دارید: 

1- سیر تازه (70 حبه یا کمتر بر حسب نیاز) 
2- شیر گوسفند یا شیر شتر یا شیر گاومیش (یک کیلو گرم) 
3- روغن حیوانی (یک کیلو گرم) 
4- زعفران آسیاب شده (یک قاشق چایخوری) 
5- هل آسیاب شده (یک قاشق چایخوری) 
6- میخک آسیاب شده (یک قاشق چایخوری) 
7- عسل طبیعی (یک کیلو گرم) 

طرز تهیه حلوا: 

ابتدا حبه های سیر را از وسط نصف کنید. سپس آن ها را در ظرف بزرگی ریخته و به اندازه ای شیر بریزید که ارتفاع شیر به اندازۀ دو انگشت چسبیده به هم (فاصله ای بین دو الی سه سانتیمتر) بالای سیرها برسد. حالا حرارت ملایمی را زیر ظرف روشن کنید تا شیر و سیر کاملاً با هم ممزوج شده و مقدار زیادی از شیر کم شود، به حدی که در ته ظرف، مایع زرد رنگی باقی بماند. 
حالا روغـن حیـوانی را که اندازۀ آن به اندازۀ شـیر است، به آن اضــافه کرده و مرتب هم بزنید تا مواد کاملاً با هم مخلوط شوند. حالا عسل را اضافه کنید و به مدت دو دقیقه کاملا هم بزنید. دقت کنید که بیشتر از دو دقیقه طول نکشد تا عسل، خاصیت خود را از دست ندهد. سپس زیر آن را خاموش کنید. 
در مرحلۀ آخر و در حالیکه مواد هنوز گرم است، بلافاصله هل و زعفران و میخک آسیاب شده را به آن اضافه کرده و آنقدر هم بزنید تا همۀ مواد با هم ممزوج شوند. حلوای شما آماده است و می‌توانید هر روز یک قاشق غذاخوری، صبح یا شب، قبل از نزدیکی (جماع) بخورید و مدتی مداومت کنید تا شاهد اثر اعجاز انگیز این نسخه باشید! 

نکات مهم: 

1- شیر مورد استفاده حتماً باید شیر شتر یا شیر گوسفند یا شیر گاومیش باشد و از دیگر شیرها مثلا شیر گاو یا بز استفاده نشود. 

2- این نسخه باعث گرمی بسیاری در بدن می‌شود. پس اگر طاقت تحمل گرمی زیاد را نداشتید، برای خنک کردن بدنتان از هرکدام از عرقیات کاسنی یا شاهتره یا بید (نه بیدمشک!) می‌توانید استفاده کنید. البته اگر این سه عرق را با هم مخلوط کنید و بخورید، نتیجۀ بهتر و سریعتری می‌گیرید. 

حلوای شب عروسی (مجرب) :

این حلوای بسیار گرم برای تازه دامادها و نوعروسانی که می‌خواهند لذت جنسی کاملی داشته باشند، بسیار مجرب است. این حلوا بخاطر طبیعت گرمش از بهترین داروهای ضد ضعف جنسی و ضد لاغری و مقوی کمر و اعصاب می‌باشد. این حلوا برای متاهلین قویّا توصیه می‌شود، چون شما را از مصرف هرگونه داروی شیمیایی تقویت جنسی بی‌نیاز می‌کند. 

مواد لازم برای تهیه حلوا: 

آرد جوانۀ گندم (500 گرم) 
آرد گندم (250 گرم) 
زنجبیل + هل + فلفل سیاه + دارچین + پودر جوزبوا + میخک (از هرکدام 20 گرم) 
پسته + مغز گردو + پودر نارگیل (از هرکدام 50 گرم) 
روغن حیوانی یا روغن کنجد (به مقدار لازم) 
شیرۀ انگور یا عسل به اندازۀ دلخواه 

طرز تهیۀ حلوا: 
ابتدا آرد جوانۀ گندم و آرد گندم را خوب با هم مخلوط کرده و در ظرفی آن ها را خوب تفت داده تا به رنگ قهوه ای در آید، ولی مواظب باشید که نسوزد. حالا مقداری آب جوشانده را کم کم به آن اضافه کرده و مرتب به هم بزنید تا خوب مخلوط شوند و گلوله های آرد در آن کاملاً از بین بروند. 
حالا روغن را به آن افزوده و پس از جذب روغن به خمیر بدست آمده، شیرۀ انگور یا عسل را اضافه نمایید تا شیرین شود و آنقدر هم بزنید تا روغن ِ جذب شده، شروع به دفع شدن نماید. 
اکنون می‌توانید سایر مواد پودر شدۀ دیگر را با هم مخلوط کرده و به آن اضافه کرده و خوب مخلوط کنید. 
پس از سرد شدن، می‌توانید از این حلوای بسیار خوشمزه و مقوی، نهایت استفاده را ببرید. 

منع سرعت انزال و تقویت عمومی بدن (مجرب) 

نسخۀ اول: 

هرروز هسته های مقداری خرمای مرغوب را جدا کرده و خرماها را با یک لیوان شیر گاو و یک یا چند زردۀ تخم مرغ خام مخلوط کرده و بر روی اتش گرم کرده و بخورید. کثرت استفاده از این نسخه باعث دیرانزالی و تقویت جماع می‌شود. 

نسخۀ دوم: 
2 مثقال کندر + 2 مثقال سیاه دانه + 2 مثقال شکر سفید + 2 مثقال رازیانه + یک مثقال مصطکی 

همۀ این مقادیر را پودر کرده و با هم مخلوط کرده و صبح و ظهر و شب، یک قاشق چایخوری از این معجون بخورید که اثر بسیار قوی دارد. 

افزایش مدت نزدیکی جنسی (مجرب) 

از خوردن غذاهای نامناسب و غیرطبیعی مثل سوسیس، کالباس، همبرگر، پیتزا، هات‌داگ و فست‌فود های جدید که باعث کاهش قدرت جنسی می‌شوند خود داری کنید و برای افزایش دادن مدت جماع، از این نسخۀ بسیار مؤثر استفاده نمایید: 

مقدار یک قاشق غذاخوری زنجبیل را در دو لیوان آب بجوشانید. بعد از جوشیدن، آن را خاموش کرده و یک قاشق چایخوری زنجبیل بر روی آن بپاشید و به مدت ده دقیقه به آن دست نزنید تا تخمیر شود. 
بعد از ده دقیقه، آن را با عسل به میزان دلخواه مخلوط کرده و بخورید. 
اوقات مصرف، صبح قبل از ناشتا و شب قبل از خواب می‌باشد.

برچسب‌ها: نسخه های طلایی
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : سه شنبه ۱۵ مرداد۱۳۹۲

در باره علم قیافه

فلاسفه و حکماء از جوارح انسانی برای دریافت کردن اخلاق حسنه و صفات سیئه استفاده کرده اند. و با تجربه دریافته ند که هر عضو از اعضاء ظاهری نشانه ای است از صفات باطنی.

بر صداقت این علم این حدیث را ذکر کرده اند:

« کل طویل احمق الّا عمر و کل شِبَر فتنه الّا علی».

البته این حدیث به گونه دیگری هم نقل شده است:

« کل طویل احمق الّا احمد و کل قصیر فتنه الّا علی».

حکایت:

گویند مردی در کتاب خواند که ریش دراز نشانه حماقت است. ریش خودش خیلی دراز بود، به همین دلیل ریشش را در دست گرفت و جلوی چراغ برد تا زیادی ریشش بسوزد. وقتی شعله در گرفت تمام ریشش بسوخت. همین کار او نشانه حماقتش بود!؟

************ علامات *************

سر بزرگ نشانه عقل و سخاوت است. کوچکی و ناهمواری سرنشانهحماقت و جهالت است.

پیشانی بی شکن نشانه بدنفسی و تکبّر و گزافست. پیشانی متوسط با چین و چروک نشانه صدق و محبّت و تدبیر است. و ناصیه تنگ دلیل نادانی و جبن و عسرت و افلاس است. شکن پهن و ناصیه بلند دلیل غصه و غمناکی است. برخی گفته اند که خطوط شکن نشانه زیادی عمر است. یک خط نشانه ده سال و دوخط نشانه بیست سال و ....

مژه بزرگ و دراز و کشیده نشانه زشتی و تندخویی و غرور و جهالت است. ومژه گنجان(جمع و جور) نشانه الفت و مهربانی وعلاقه به جنس مخالف است. مژه متوسط و سیاه نشان فهم و ریاضت و سخاوت و لطافت مزاج است.

ابرویی که از طرف بینی باریک باشد نشانه نزاع و فتنه انگیزی است. وابروی بلند نشانی ابلهی و غرور است.

چشم سیاه و بزرگ دلیل سستی و کاهلی است و چشم خورد دلیل سبکساری و کم فهمی است. و متوسط نشانه وها و حیاست. چشم مایل به سمت داخل نشان تکبّر و بدی و خیانت و برجسته نشانه بیحیایی و بخل است. چشم پرّان دلیل مکر و حیله و دزدی است. سرخی زیاد و بی درد چشم دلیل کثرت عمر و شجاعت است. چشم ازرق(کبود) بدترین چشمها است و دلیل بخل و بی حیایی و بی همّتی می باشد.چشم سبز و کوچک و لرزان دلیل مکر و حیله و شهوت بسیار است. چشم گول نشانه نحوست است. چشم مایل به درازی نشانه نیکبختی و مبارکی است. و چشم دراز نشانه اخلاق جمیله است.

گوش بزرگ نشانه خوبی و قوّت حافظه و طول عمر و تند خوئی در بعضی اوقات است. گوش خورد(کوچک) نشانه جهالت و نادانی است.گوش متوّسط نشان عقل و دانائی و نیکبختی است. گوشت پر گوشت نشانه دولت و ثروت است.

بینی باریک دلیل سبکی عقل است و پهن و فراخی سوراخ بینی نشانه غلبه شهوت و غضبناکی است. بینی خمیده به طرف چپ نشانی نفاق و شرارت است. بینی بزرگ و دراز و نوک خمیده مانند نوک طوطی دلیل دولت و گشادگی رزق است. بینی متوّسط در بلندی و پستی و فراخی و تنگی دلیل صحّت حواس باطنی است و کمر پست نشانی افلاس است.

لب دراز نشانه حماقت و غلاظت طبیعت و کینه ورزی است. ولب باریک نشانه فهم و لطافت مزاج. سرخی لب نشانه نیکبختی و خوش اصلی و سبزی و سیاهی نشانه بدنفسی و بداصلی است و سفیدی لب نشانه مرض و بیماری است.

دهن گشاد نشانه شجاعت و تنگ دلیل هراس است. فراخی دهن برای زنان نشانه زیادی شهوت است.

دندان بزرگ دلیل شرارت و دندان کوچک و متفرق نشانه صحت بدن است. دندان کج و ناهموار نشانه مکر و حیله و خیانت و دندان ناهموار و متوسط نشانه نیکبختی و امانت و عدالت است. تعداد ۳۰ تا ۳۲ دندان نشانه دولت و فراخی و کمتر از ۳۰ دلیل افلاس است.

کام و زبان سرخ دلیل نیکبختی و سیاه و زرد نشانه نحوست و زشتی و بدخوئی است.

چانه(زنخ) کمی باریک نشانه نیکخوئی و پرگوشت نشانه جهالت تکبّر و فخر است. و چانه متوسط نشانه عشق؟ و هنر است.

گردن کوتاه نشانه مکر و خیانت و گردن دراز و باریک دلیل جبن و حماقت است. خطّی که در میان گردن باشد نشانه درازی عمر و هنرمندی است. و سه خط نشانه دولت است.

چهره فربه دلیل کاهلی و جهل و نسیان و سخت مزاجی وخشک وکم گوشت نشانه خباثت باطن است و متوسط نشانه نیکخوئی.وزردی چهره نشانه بدی ومرض باطن است.

ریش کوسه دلیل زیرکی و دانائی و گول نشانی وقار وتمکین ودراز نشانه حماقت و پرموئی ریش نشانه بلادت(کندذهنی) و عبادت است.

کتف لاغر دلیل بدسیرتی و کتف پر مو نشانه بی دولتی است. کتف صاف و متوسط دلیل عقل و دولتمندی و سعادت و لطف و فراخی

بازوی دراز و بغل پرگوشت نشانه نیکبختی و فراخی روزی وبازوی خرد و بغل خشک نشانه بیدولتی است.

سینه گشاده و پرگوشت نشانه نیکبختی و تنگ و صاف نشانه نحوست و بدبختی است.

پستان فربه نشانه دولت واولاد است.و کوچک نشانه نخوست و بدبختی و جهل است.

شکم بزرگ علامت حماقت و میانه نشانه بزرگی عقل و تیزی هوش است. خط روی شکم نشانه مرگ بوسیله شمشیر است. دو خط نشانه خوش صحبتی با زنان است. سه خط نشانه عقل و هوش و چهار یا پنج خط نشانه اقبال است.

ناف بزرگ و گول نشانه دولت و سخاوت است.

پشت پهن دلیل قوّت غضب و تکبّر و پشت کج نشانه بداخلاقی و پشت دراز نشانه نحوست و متوّسط دلیل سعادت است.

رنگ سرخ آتشین دلیل زودرنجی و در کار تیزی کردن و رنگ سبز نشانه بدی باطن و رنگ سرخ و سفید نشانه اخلاق مبارک است. رنگ سرخ مایل به سیاهی نشانه بداخلاقی و گندم گون نشانه اخلاق حسنه ودانائی و ادراک و نیکبختی است.

نرمی بدن نشانه قوّت فهم و لطافت طبیعت و سختی بدن نشانه قوّت بدن و بزرگی طبیعت وصنعت فهم؟

پوست نرم و باریک نشانه مبارکی و نیکی است.

موی سخت دلیل شجاعت واستقلال و بسیار نرم دلیل ترسیدن است. کثرت موی بر سینه و شکم دلیل کم تیگی؟ و کمی موی نشانه لزافت و دانائی است. موی بیرنگ نشانه حماقت و موی میگون نشانه شجاعت است. موی متوسط از لحاظ سیاهی و سختی و نرمی نشانه عقل واعتدال.

صدا وآواز بلند نشانه بهادری و نرم و باریک نشانه اخلاق نیکو و آواز غنّه(از توی بینی) دلیل تکبّر و غرور است. آواز ناخوش دلیل حماقت و بداصلی و سخن تیز گفتن نشانه بدخلقی و سخن در حالت دست زدن گفتن نشانه دانائی است.

خنده به قهقهه دلیل سفاهت وبی حیائی و تبسّم دلیل حیا و وقار و تمکین و خوش اخلاقی است.

قد بلند نشانه حماقت و قد قصیر نشانه فتنه انگیزی و قد دوتا نشانه کینه وعداوت و قد میانه نشانه حکمت و دانائی است. قد مناسب را یکصد و بیست انگشت؟ گفته اند وکمتر یا بیشتر از این خوب نیست.

راه رفتن کسی اگر دراو کجی باشد، دلیل این است که بدگوی بزرگان گردد. آنکه در رفتن سرین را حرکت دهد دلیل بیماری اینه؟ است. تیز و تند رفتن دلیل قهر و غضب جهالت است. به آهستگی دلیل غمناکی است. پاها را محکم بر زمین زدن نشانه بدبختی و قد دراز دلیل جهالت و حماقت است.

کف دست پرگوشت نشانه دولت و رنگ سرخ دلیل دولت و خوبی و پاکی طبیعت فرد است. زردی کف دست نشانه فسق و فجور است. سفید وسیاه بودن نشانه بدبختی است. خطوط خیل زیاد و خیلی کم زبونند وتعداد متوسط نشانه سعادتمندی است.

انگشتان دراز نشانه طول عمرند و باریک ونرم نشانه نیکبختی. فربه و کج وسخت نشانه بدیختی است. اگر هنگام کنار هم گذاشتن انگشتان سوراخ ظاهر شود نشان بیدولتی و اگر شوراخ ظاهر نگردد نشانه دولت است.

ناخن سرخ رنگ نشان علم و عقل ودانائی است. ناخن زرد وسیاه دلیل پریشانی و افلاس وبدبختی است.

ذکر(آلت) کج نشانه فسق و فجور است. وراست نشانه صلاح وراستی. زیادی رگ روی آلت نشانه عسرت وافلاس است.

بیضه(خصیه) یکی بزرگ ودیگری خرد نشانه تمایل جنسی و شهوت زیاد است. اگر بیضه راست کوچک باشد نطفه وی دختران زاید و اگر چپ خورد باشد پسران زاید. برخی گفته اند که دراوّل دلیل ودر آخیر فسق و فجور است.

ران فربه وچاق نشانه شهوت و ران بزرگ و کم مو نشانه دولتمندی است. موی دراز بر ساق نشانه تنگدستی و محرومیت از سواری و ساق دراز نشانه تکبّر و دشمنی است. ساق بسیار خورد نشانه افلاس و متوسط دلیل شجاعت و سخاوت و نیکبختی است.

کعب(قوزک)های پا اگر پرگوشت باشد نشانه آسودگی و مو روی کعبین نشانه قلّت اولاد است. یک کعب بزرگ و دیگری کوچک نشانه حبس و زندان زیاد و یکی خورد و دیگری گول؟ نشانی دولت است. یکی بلند ودیگری کج دلیل غمناکی وافلاس است.

پاشنه خورد و ملایم نشانه توانگری و بزرگ و کج نشانه سختی است. پاشنه پرگوشت و در وقت حرکت پنهان داشتن نشانه دزدی او است.

پشت پا بلند با موی کم نشانه نیکی و سعادت و مبارکی است.

کف پا زرد وسیاه نشانه قلّت اولاد وفسخ و فجور است. و کف پای بدون خط دلیل بر محرومی از سواری و کف پای سرخ ونرم دلیل عقل و دولت است. نشان بیرق و ناقوس در کف پا نشانه دولت ودبدبه است.

انگشتان پا دراز و باریک نشانه تیزفهمی و کوتاه و سطبر نشانه کم فهمی است. انگشتان متصل به هم نشانه نیکی وخوبی و متفرّق دلیل زبونی است. سبّابه پا(اشاره)بزرگتر از ابهام(شست) نشانه نیکبختی و ازدواج بسیار است، که درعقد او بمیرند. اگر انگشت مذکور کوچک باشد نشانه این است که قبل از زن بمیرد. اگر ابهام بسیار عریض وبزرگ باشد نشانی سفر بسیار است. اگر تمامی انگشتان پا کوچک باشند نشانه بداصلی است.

ناخنهای پا زرد و سیاه نشانه بیماری است. وسرخ و صاف دلیل هنر و دانائی

 نقل از: کتاب کنزالحسینی



برچسب‌ها: علوم غریبه
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : پنجشنبه ۱۳ تیر۱۳۹۲
مسدود شدن مجرای کیسه صفرا بعلت سنگ میتواندیکی از علل آن باشد.وقتی میزان چربی خون برای مدتی بالا باشد و شخص بیمار از مواد چربی زیاد مصرف کند و همچنین نمک زیادی هم بخورد در کیسه صفرا که به کبد چسبیده و محل ذخیره صفراست املاحی جمع شده و تشکیل سنگ میدهند این سنگهای سبز رنگ بلوری ،شبیه بلور شکر و نبات هستند و هنگام خروج در مجرای کیسه صفرا گیرکرده وباعث درد شدید در زیر دنده راست شده و باعث  بدی هضم غذا میشود. وقتی صفرا از کیسه صفرا خارج نشود به اجبار واپس زده شده و در خون میریزد گاه نیزصفرای وارد شده به روده در جذب مجدد از طریق روده ها بعلت گرسنگی و نخوردن غذا مجددا وارد خون میشود

بنابراین صفرا به دلایلی از جمله بسته بودن دریچه خروجی مجرای  بواسطه سنگ به خون برگشت میکند یا اینکه شخص بیمار بیش از حد مواد چرب و پرانرژی میخورد که کبد را وادار به ساخت بیش از حد صفراکرده و صفرای خون را بالا برده و در نتیجه فشارخون بالا میرود.

بدکارکردن و بد ترشح کردن کیسه صفرا به دلایل مختلفی از جمله وجودسنگ و گیرکردن سنگ در مجرای صفراوی و عدم ترشح کافی صفرا وریختن بر روی غذا در گذر از دوازدهه میتواند به یبوست منجر بشود

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : پنجشنبه ۱۳ تیر۱۳۹۲

یک تجربه:

سلام خدمت همه دوستان امروز میخوام از 1 تجربه براتون بنویسم در مورد زرشک آبی .

من  خودم قبلا دچار کم خونی شده بودم البته نه کم کاری یا پرکاری تیروید وقند- چربی  یا مشکل خاصی داشته باشم نداشتم فقط  ازمایش نشون میداد دچار کم خونی هستم .و ضربان قلبم متوسط بود خیلی مواقع بیحال با وج.ود خوردن حتی غذاهای گرم حالت خستگی بهم دست میداد.

چون من خودم کبدم گرم و خشک بنا رو گذاشتم زرشک کوهی بگیرم  شاید مشکلم حل شه. در عین حال که کبدم گرم ولی طبیعت سرد دارم و با وجود کبد گرم اکثر مواقع  غذاهای گرم مصرف میکنم و مشکلی پیش نمیاد .

زرشک ابی تازه قبل از عید گرفتم  شیره ش کشیدم و نگه داشتم یخچال بعد 2 ماه  اوردم 1 استکان بخاطر گرما خوردم.

1 استکان همانا و سرحال شدن من همانا .

ضربان قلبم رفت بالا دیگه ازمایش کم خونی نشون داد احساس کردم سبک ترو سرحالتر شدم البته این اتفاق بعد 2 روز بوجود امد .

فک میکنم سودا بوده

شاید باورتون نشه من طی این 2 ماه بگم برای کم خونی جگرو گوشت قرمز خوردم نخوردم حالا شاید یکی -2 بار گوشت قرمز داخل ابگوشت خوردم ولی واقعا معجزه زرشک  ابی دیدم

خدمت دوستان بگم که خوردن  زرشک ابی نباید با یبوست همراه باشه انموقع خوب عمل نمیکنه ولی زمانی که شکم خوب کار کنه و دچار یبوست نباشید خیلی عالی جواب میده برای مشکلات کبد و قلب من حتی فک میکنم بهتر از سیرو ابلیمو وهر چیز دیگه است .

 اینم بگم که تمام اعضای بدن همه بهم مربوطن ولی مهمترین قسمتهایی که اسیب پذیره  مثلا در اثر استرس و خشم (اعصاب)اولین ارگانها معده و قلب هستند که صدمه میبینند خیلی سریع بخصوص قلب تاثیرپذیر و حتی سکته قلبی  ممکنه رخ بده

اگرتاثیرش رو معده باشه زخم معده ورو گوارش یبوست ایجاد میکنه.

زرشک دانه دار

نام های دیگر:زرشک هسته دار-زرشک سیاه –زرشک آبی-زرشک آبگیری .

نحوه تهیه:

1_پانصدگرم تازه ی آن را در نیم لیتر آب سرد بریزید،2-3 ساعت بماند،بعد شیره ی ان را بگیریدو600 گرم شکر به آن اضافه نمائیدوروی آتش ملایم بگذاریدوبدون اینکه بجوشانیدشکرها را دران اب کنیدبعد از اتش برداشته صاف کنیدو ان قدر به صاف شده ی ان اب جوش اضافه نمائیدتا به 1 لیتر برسدبعد در بطری بریزیدو هر روز 30 تا 150 گرم از ان را به تنهایی یا با اب مصرف کنید.

نارسایی قلبی و ایم یا تنگی نفس را درمان میکند ،اختلالات جریان خون را برطرف میسازد.

2_کوبیده ی ان را در آب بخیسانید بعد بجوشانید و پس از سرد شدن اب را روزی 4 فنجان به نوبت بنوشید و قرقره هم بکنید . آنژین را درمان میکند.

3_اما بهترین حالت این است که زرشک ها را در 3برابر آب ولرم بخیسانید تا 24 ساعت بماند.سپس زرشک ها را چلانده وتفاله ها را جدا میکنیم.آب زرشک خام را روی شعله ملایم میگذاریم تا آرام آرام بجوشد.سپس تفاله ها را دوباره به آب اضافه میکنیم تا همراه آن بجوشد.بعد از این که آب بخار شده و به نصف رسید دو باره تفاله ها را چلانده و از آن جدا میکنیم.کمی نمک دریا اضافه کرده و بعد از سرد شدن در یخچال میگذاریم.

برای گرفتگی رگهای قلبی و رسوبات همچنین ناراحتی عروق خونی بدون اضافه کردن آب مینوشیم که معجزه میکند.

دقت کنید زرشک ها باید حتما خیس تازه از نوع آبی کوهستان باشد.با زرشک قرمز و درختی یا زرشک سیاه عطاری انتظار معجزه نداشته باشید.

 

برچسب‌ها: نسخه های طلایی
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : دوشنبه ۳ تیر۱۳۹۲

مشخصات طبیعی:

بابونه فرنگی را در ایران بابونه شیرازی میگویند.گیاهی است کوچک وپرپشت به ارتفاع 10 سانتی متر که در چمن زارها ،بوستانها و باغها و زمینهای غیر زراعتی و اراضی شنی نواحی مختلف اروپا و نقاط دیگر میروید واصل ان در مشرق زمین بوده است .

 ساقه این گیاه ساده ساده خوابیده استوانه ای شکل به رنگ سبز مایل به سفید میباشد.برگهای کوچک ان متناوب ،دارای بریدگیهای باریک و نامنظم و پوشیده از کرک میباشد . گلهای ان در فاصله ماههای خردادو مرداد ظاهر میگرددکه وقتی کاملا باز شد باید ان را چید و در سایه خشک کرد تا خواص ان محفوظ بماند.

خواص درمانی بابونه:

بابونه گیاهی است مقوی ،ضددرد و تشنج ،نیروبخش،تب بر،کرم کش.به همین جهت است که دم کرده بابونه در بیماریهای معده و سوءهضم بسیار مصرف میگردد. اغلب گل و گاهی تمام قسمتهای این گیاه را مصرف میکنند .درماههای خرداد و مردادباید گلهای بابونه را چیدو در جای خشکی نگهداری نمود. پزشک نباتی دکتر"گیلوردهاورز"غذاشناس نامی جهان ،در کتاب "رمز شادی و تندرستی:خود درباره بابونه چنین مینویسد:

درقرن هیجدهم مرهم گل بابونه را در مشمع خردل برای تسکین دردهای دندان و دردهای دیگری استعامال میکردند. دم کرده بابونه اعصاب را آرامش و عمل هضم غذا را آسان میسازد . اما گل بابونه به تندرستی زمین کمک میکند و حشرات موذی را از زمینی که در ان روئیده دور میکند.

خواص درمانی بابونه در دم کرده ها:

دم کرده 10 تا 20 گرم بابونه در 1 لیتر اب که مدت 20 تا 30 دقیقه دم بکشد .برای کسانی که مبتلا به سوءهضم ،کندی عمل روده ها ،یبوست ،عفونتهای دردناک و یا اختلال قاعدگی شده اند موثر است . کسانی که دجار کولیک و انسداد لوله کبد و یا طحال میشوند ضعف و خستگی عصبی پیدا میکنندو یا به درد سرهائی که با گریپ همراه است دچار میشوند باید بعد از هر غذای اصلی 2 فنحان دم کرده گل بابونه را مصرف کنند . در مورد کلیه این عوارض و بیماریها بعضی از متخصصین مقدار مصرف بابونه را تا 30 گرم در لیتر اب تجویز میکنند. خانمهای حامله و مخصوصا تازه ابستن باید از مضصرف ان خوددداری کنند.

گل بابونه را همچنین به مصارف خارجی میرسانند که موارد استفاده از این قرار است:

مسکن رماتیسم ودرد اعصاب:

کسانی که مبتلا به روماتیسم و با نورالژی(درد اعصاب)هستند و از ان رنج میبرندمیکشند،اگر روغن بابونه را به نواحی دردناک بدن خود بمالند درد انها ارام خواهد شد.

برای بدست اوردن روغن بابونه ،باید 25 گرم گل خشک بابونه را در صدوبیست و پنج گرم روغن زیتون مخلوط کنید و ان را در تابستان ،یک ساعت و نیم و در زمستان 2 ساعت ،روی آتشبگذارید تا گرم و داغ شود . سپس ان را در ظرف سربسته ای ریخته و به شدت تکان دهید و بعد صاف کنید و بیست گرم کافور هم به ان اضافه نمائید.

هنگامی که درد رماتیسم در ناحیه ای از بدن شروع شود با این روغن دست خودرا اغشته کنیدو محکم به ان بمالید و مالش دهید ،درد فورا ساکت خواهد شد.خوردن دو تا پنج قطره روغن بابونه بدون کافور،دردهای معده را ارام میکند.

دم کرده بابونه:

دم کرده گل بابونه بشکل محلول و کمپرس برای شستن چشم استعامالمیشودو مخصوصا وقتی که پلک چشم ج.ش میزند و یا ورم ملتحمه پیدا میشود چشم را با محلول دم کرده گل بابونه شستشو میدهد.

گل بابونه کرم کش است و کسانی که میخواهنددر این مورد ان را مصرف نمایندباید 1 قاشق سوپ خوری از برگ و گل خشک بابونه را در 1 فنجان اب مدت 10 دقیقه (5 دقیقه بجوشانند و 5 دقیقه دم کنند)و صبح ناشتا یک فنجان و ظهر و شب نیم ساعت قبل از غذا یک فنجان بدون قند بخورند.

دم کرده گل بابونه به مقدار یک قاشق مرباخوری در یک لیوان اب بهترین دوای تنقیه اطفال و کودکان خردسال است . اگر گل وبرگبابونه را با اب در اطاق بجوشانندهوارا ضدعفونی کرده و حشرات و مگس و پشه را فراری میکند.

در ایران بابونه ،به فراوانی وجود دارد و بهترین نوع ان در فارس میروید وبه نام بابونه شیرازی معروف است که از کازرون میاورند.

در شیراز و بعضی از شهرهای ایران پلو را با برگ بابونه درست میکنند که به اسم بابونه پلو و یا مزوره معروف

است .

بابونه خشک را از عطاری ها و داروخانه میتوانید بدست اورید و یا اگر خودتان در محلی هستید که گل بابونه میروید و در دسترس شما قرار میگیرد،ان را به ترتیبی که در بالا شرح دادیم به چینید خشک کنید و در مواقع ضروری از ان استفاده نمائید.

دم کرده بابونه در کافه و رستوران های اروپا خواستاران زیادی دارد و ایرانیانی که اروپا رفته اند میدانند که وقتی   ) رادر کافه رستورانها به زبان آورند فورا دم کرده بابونه برای انها حاضر میشود.une camomilleاصطلاح( 

درمان قاعدگی های سخت:

ده تا 40 گرم بابونه خشک را در 1 لیتر اب جوش بریزید و پنج دقیقه ان را دم کنید با شکر و قند کمی ان را شیرین و هر روز شیرین و هر روز 3 فنجان از ان را در فاصله غذاهای اصلی بنوشید .

این نسخه برای دختر خانمهایی که گرفتار قاعده های سخت هستند،بسیار مفید است و وقتی یکی دو روز این نسخه را عمل کنند ،درد و تشنج قاعدگی انها برطرف شده و براحتی این دوران را طی خواهند کرد.

توجه توجه و توجه

هیچ وقت بابونه را با برگ گردو و یا کنین و یا تانن و یا املاح مس دار یا سرب دار و یا سولفات اهن و یا ژلاتین توام و یا در فاصله کمی مصرف نه کنید زیرا این مواد با بابونه سازگار نیستند.

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : یکشنبه ۲ تیر۱۳۹۲
شربت اخلاط ثلاثه (مصفای خون)

موارد مصرف: 1) پاکسازی­کننده بدن از اخلاط محترقه و سوخته 2) به عنوان
منضج اخلاط ثلاثه (بلغم، سودا و صفرا)، یک هفته قبل از انجام رفتارهای
درمانی حجامت، فصد و زالو استفاده از آن توصیه شده، تا پس از استفاده از
آن، از حجامت، فصد و زالو به عنوان مسهل استفاده شود. 3) کمک به متعادل
ساختن حرارت کبد و کمک به بازسازی عملکرد طبیعی آن 4) کمک به برطرف شدن
انواع مشکلات پوستی مانند انواع اگزما و خارش، جوش و لک، تیرگی پوست بدن
و تیرگی اطراف چشم 5) کمک به درمان بیماری­هایی چون پمفیگوس، بهجت،
پسوریازیس، آفت دهان، زردی، تلخی و دانه­دار شدن ته زبان، ریزش مو،
واریس، گرفتگی عروق (خصوصاً عروق قلب)، هموروئید و... 6) کمک به برطرف
شدن ریفلاکس و ترش کردن معده 7) کمک به برطرف شدن علظت خون و مشکلات ناشی
از آن و متعادل ساختن هماتوکریت خون 8) کمک به برطرف شدن جوش و خارش پوست
سر و ریزش مود ناشی از وجود اخلاط فاسد 9) کمک به تقویت سیستم ایمنی بدن
و بالا بردن مقاومت بدن در برابر بیماری­ها 10) جایگزین بسیار مناسب برای
جوشانده­های منضج اخلاط صفرا، سودا و بلغم بوده لذا الف) در درمان غلبه
خلط صفرا به مدت 4روز و روزی 2مرتبه (یک ساعت بعد از صبحانه و 3 ساعت بعد
از ناهار، مطابق دستور استفاده) مصرف شود. سپس شربت مسهل داده شود (طبق
دستور). ب) در درمان غلبه خلط سودا به مدت 16-14 روز و روزی 2مرتبه (یک
ساعت بعد از صبحانه و 3ساعت بعد از ناهار، مطابق دستور استفاده) مصرف
شود. سپس مسهل داده شود. ج) در درمان غلبه خلط بلغم به مدت 12-9 روز  و
روزی 2مرتبه (یک ساعت بعد از صبحانه و 3ساعت بعد از ناهار، مطابق دستور
استفاده) مصرف شود. سپس شربت مسهل داده شود. در درمان غلبه خلط بلغم،
شربت اخلاط ثلاثه را به جای آب با یکی از عرق­های زیره، اسطوخدوس، بهار
نارنج، بیدمشک و یا عرق رازیانه رقیق نمایید.

دستور استفاده: 3 قاشق غذاخوری از شربت را با نصف لیوان آب جوشیده سرد
شده ترکیب نموده، میل نمایید (ترجیحاً 3ساعت بعد از ناهار).

توجه: 1) استفاده از شربت اخلاط ثلاثه (مصفای خون) در افراد سنین بین 8تا
15سال نصف دستور استفاده و در افراد سنین بین 5تا 8سال یک سوم دستور
استفاده می­باشد. استفاده از این شربت در افراد زیر 5سال ممنوع می­باشد.
2) استفاده از این شربت را حداقل 14روز ادامه دهید. 3) در صورت کثرت و
شدت خلط فاسد 21 و یا تا 40روز استفاده از شربت را ادامه دهید.
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : یکشنبه ۲ تیر۱۳۹۲
[   ]ریلکسشن.pdf 53K 
[   ]زالو درمانی و مزاج شناسی.doc 79K 
[   ]سنگ در مانی.pdf
برچسب‌ها: معرفی کتب و اطباء
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : یکشنبه ۲ تیر۱۳۹۲
امام رضا(ع) در کتاب طب الرضا فرمودند:کلیه (گرده) مایه نشاط و فرح ادمیست . همین 1 جمله کافیست تا به عمق مطلب پی ببرید که یکی از اعضای رئیسه بدن کلیه میباشد که نقش مهمی رو بازی میکند .


کلیه ها به اندازه قلب و ریه ها برای حفظ سلامتی با اهمیت هستند و مهمترین وظیفه انها دفع مواد زائداز بدن شماست . در این بخش ما بطور خلاصه چگونگی کارکرد کلیه ها را بررسی خواهیم کرد

اگر شما بدانیدکلیه ها زمانی که سالم هستند چه وظیفه ای دارند اسان تر متوجه خواهید شد که وقتی از کار بیفتندچه اتفاقی میافتد.

بطور معمول 2 کلیه وجود دارد که در طرفین ستون مهره ها کمی پایین تر و زیر دنده ها قراردارند . رنگ کلیه ها قرمز مایل به قهوه ای و لوبیایی شکل و سایز هر کلیه حدودا به اندازه مشت بسته هر فرد میباشد.

وظیفه اصلی هر کلیه دفع مواد زاید از خون و تصفیه خون برگشتی به بدن میباشد . در هر دقیقه حدود 1 لیتر خون (یک پنجم کل خون پمپ شده به وسیله قلب )از طریق شریان کلیوی از کلیه ها عبور میکند.

خون تمیزبعد از تصفیه از طریق ورید کلیوی به بدن برمیگردد. درون هر کلیه بیش از 1 میلیون واحد ظزیف به نام نفرون وجود دارد که هر نفرون از فیلترهای بلسیار کوچکی بنام گلومرولوس که به 1 توبول وصل میشود ساخته شده است . اب و فراورده های زاید دفعی از خون به وسیله فیلترها جدا شده و به درون لوله های کوچک جریان میابد . بیشتر اب به وسیله این لوله ها(توبول)مجددا جذب شده و مواد دفعی به داخل ادرار جریان میابد و.ادرار از طریق لوله های کوجک در ناحیه ی به نام لگنچه کلیه جمع اوری شده و سپس به وسیله لوله ی بنام حالب به مثانه راه میابد . ادرار از طریق مجرای ادرار از بدن خارج میشود. کلیه ها به طور طبیعی روزانه 1-2 لیتر بر حسب مایعات دریافتی دفع میکنند .

کلیه طبیعی توانایی افزایش اندازه برای کار بیشتر دارد و اگر 1 کلیه نارسا شود کلیه دیگر بزرگ شده و کار هر 2 کلیه را انجام خواهد داد.
بقیه در ادامه مطلب

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : یکشنبه ۲ تیر۱۳۹۲

 خواب برای تجدید قوا که هنگام روز بر اثر فعالیت دماغی و یا جسمی از دست رفته لازم است،علاوه بر این خواب به عمل هضم غذا کمک میکند . به طور کلی خواب یکی از بهترین مواهب طبیعی است که ادمی را بر بالهای خود نشانده به قلمرو سکون و ارامش میبرد پس پیداست بی خوابی ممتد ادمی را رنجور و ناتوان میکند.

 مدت خواب :عموما مدت خواب 6الی 8 ساعت است ولی کمتر از این و یا بیشتر از این هم دوام یابد و این امر به سن و بنیه و عوامل دیگر بستگی دارد .

ممکن است بعضی از تنبلی زیاد بخوابند،در این صورت خواب به جای سود زیان میرساند و به جای این که ادمی را از خستگی برهاند ناتوانش میکند. اما در مقابل زیاد خوابیدن تقریبا در هنمه موارد بی خوابی نشانه 1 نوع مرض میباشد.

 

علل بیخوابی :

1-نگرانی و اضظزاب و تفکر دائمی درباره مسائل و مشکلات .

2 _اتخاذ روش غلط در زندگی .مانند گوشه گیری و خوابیدن در اطاق های تنگ و تاریک.

3-افراط در نوشیدن چای و قهوه و کشیدن سیگار و غیره .

دانش اموزانی که برای امتحانات شب زنده داری میکنند برای اینکه خوابشان نبرد چای یا قهوه می نوشند. اگر تا مدتی به این عمل ادامه دهن.د به بی خوابی مبتلا میگردند.

 4-دردهای گوناگون نیز موجب بی خوابی میگردد.

بیخوابی در سالخوردگان را نمی توان مرض شمرد. ولی بی خوابی در کودکان غیر طبیعی بوده از هر دوره دیگر عمر مضرتر میباشد.

 معالجه بی خوابی : از انجا که بی خوابی فوق العاده موجب خستگی و ناتوانی بنیه و مغز میشود بایستی ان را مرض محسوب کرد و جدا به معالجه اش پرداخت .

 نخستین کاری که باید در این مورد بشود این است که علت بیخوابی را از میان برد . بعضی اوقات سو هاضمه ئموجب بی خوابی میشود زیرا سو هاضمه در فعالیت قلب دخالت کرده و از جریان خون به طور طبیعی جلوگیری میکند و کم کم بی خوابی سوءهاضمه را بیشتر کرده  بی خوابی هم به همان نسبت افزون میگردد. در این صورت باید بیدرنگ در صدد رفع سوءهاضمه بر امد . بهترین روش در این مورد این است که مرتب و به مقدار لازم غذا بخوریم و صبح و عصر به ورزش سبک بپردازیم و شب زود به خواب برویم و شام غذای سبک بخوریم .

 شام را لااقل 2 ساعت پیش از خوابیدن خورد . بخاطر داشته باشید موقع خواب برای این که اعضای حیاتی- فلب- . معده – درست کار کنند . بهتر است کمتر هنگام خواب به این 2 عضو فشار وارد شود . پس باید حتی الامکان به سمت راست بدن بخوابید تا از این فشار جلوگیری شود.

بعضی موارد نامرتب بودن رختخواب خود باعث بی خوابی میگردد. برای این که خون درست جریان یابد . لازم است هنگام خواب سر بر سطح بلندتری قرارگیرد. برای همین جهت است که بالش به کار میبرند ولی پیداست درصورتی که بالش بیش از حد بلند باشد موجب بی خوابی میگردد.

 غالبا کسانی که عمر طولانی دارند زود می خوابند و زود هم بیدار میشوند برای جلوگیری از بی خوابی باید مغز را از افکار اندوهناک و ترس اور پاک گردانیم . 2 ساعت قبل از خواب شام بخوریم و کتابهای هیجان انگیز نخوانیم اطاق زیاد روشن نباشد و پاکیزگی لازم را داشته باشد .

 بی خوابی مرض بدی است و بدتر از همه این که ادم بی خواب بی حوصله و عصبانی میشود.

برای درمان بی خوابی باید از برگ یا گل بیدمشک کمک بگیرند. 50 گرم برگ بیدمشک خشک شده را در 1لیتر اب جوش 2 دقیقه بجوشانید و 10 دقیقه دم کنید سپس ان را صاف کنید و هر روز 3 بار و هر بار 1 فنجان از ان را بنوشید .

 برای تهیه دم کرده گل بیدمشک باید 50 گرم گل بیدمشک را که خشک کرده اید در 1 لیتر اب خیلی جوش 12 دقیقه دم کنید و شیرین کنید و هر روز 3 بار و هر بار 1 فنجان از ان را قبل از صرف غذا بنوشید.

 برگ پرتقال:دوای بیخوابی این است که 20 گرم برگ خشک درخت پرتقال را در 1 لیتر اب جوش 10- 15 دیقیه دم کنید و بعد صاف کرده و با عصل یا شکر شیرین کنید و موقع خواب 1 فنجان از ان را با 2 قاشق عرق بهارنارنج بخورید و بخوابید.

 اگر دسترسی به برگ پرتقال ندارید می توانید بجای 30 گرم پوست نارنج را تکه تکه گرده در 1 لیتر اب جوش بریزید و 5 دقیقه بجوشانید و 20 دقیقه دم کنید و بعد صاف و با عصل شیرین کرده 1 فنجان ان را با 2 قاشق بهارنارنج پیش از خواب بخورید و بخوابید.

 خشخاش :اگر 1 فنجان جوشانده پوست خشخاش را قبل از خواب بنوشید به خواب عمیق و خوشی فرو خواهید رفت . برای تهیه این جوشانده باید 10 گرم پوست رسیده و خشک خشخاش را ددر 200 گرم اب جوش بیندازید و 5 دقیقه بجوشانید . بعد 10 دقیقه ان را دم کنید و سپس صاف و با عسل شیرین کنید و 1 فنجان از ان را قبل از خواب بنوشید.

 سنبل الطیب: اگر دچار بیخوابی هستید قبل از این که به بستر خواب روید 1 فنجان دم کرده سنبل طیب را بنوشید و به رختخواب بروید و از خواب مطبوعی بهره مند شوید.

برای تهیه 60 تا 100 گرم ریشهع خشک ان را در 1 لیتر اب گرم بریزید و 12 ساعت بگذارید بماند  و بعد از 12 ساعت که گذشت ان را صاف کنید و به ترتیبی که گفته شد مصرف نمایید.

 برگ درخت گلابی:دم کرده برگ درخت گلابی داروی شفابخش بی خوابی است. برای تهیه ان 120 گرم برگ خشک درخت گلابی را در 1 لیتر اب 20 دقیق بجوشانید و بعد صاف کنید و موقع خواب 1 فنجان از ان را بنوشید تا در خواب ارام و عمیق فرو روید.

 گل نسترن: گل نسترن در کنار بیشه ها و در طول جاده های جنگلی می روید و گل میدهد . چند نوع گل نسترن وجودارد ولی مشخصات کلی گل نسترن این است که درخچه ای است که شاخه های ان انبوه میشود . ساقه های ان چوبی و سخت و رنگ ان سبز و خاردار میباشد . گل های نسترن از ماه خرداد باز میشود و تا ماه مرداد دوام میاورد. رنگهای گل نسترن سفید. صورتی پریده یا قرمز است و دارای 5 گلبرگ میباشد. میوه گل نسترن در ماه مهر میرسد و به شکل عناب وقتی رسید قرمز میشود . از درخت رز یا از گل محمدی به درخت گل نسترن پیوند میکنند.

 نسخه های نسترن:

50 گرم میوه گل نسترن را که تازه یا خشک باشد تکه تکه کنید و در 1 لیتر اب سرد بریزید تا 3 ساعت بماند و خیس بعد ازان ظرف محتوی  ان را روی اتش ملایمی بگذارید تا بجوش اید و 5 دقیقه بجوشد . بعد ظرف را از روی اتش بردارید و 2 باره 15 دقیقه بگذارید بماند تا دم بکشد بعد ان را صاف و شیرین کنید و در طی روز چند بار ان را بنوشید . مصرف این جوشانده اختلالات عصبی مثل تپش قلب. تشنجات عصبی و بی خوابی را برطرف میکند.

نکته:کسانی که بی خوابی آنان در آثر خشکی مغز است باید غذاهای خشک را کمتر کرده و از تریجات استفاده کنند.مصرف ماست و دوغ به همراه مصلح برای بیخوابی این افراد معجه میکند.چون هم تری مغز و بدن را بالا برده و هم با کاهش فشار موجب ایجاد خواب آلودگی میشوند.

 نصیحت امام ابوالحسن(ع) :امام علیه السلام درباره خواب صحبت میکند؛خواب در نفس خود با میزان بیش و کم خود به نسبت فصول طبیعت و فصول زندگانی انسان دستخوش اختلاف است،اما آنچه توجه عالی امام (ع)در این رساله به خود معطوف داشته،کیفیت خواب است ،امام دستور میدهد که وقتی ادمیزاد با معده انباشته به رختخواب میرود شایسته است از پهلوی راست به پهلوی چپ بغلتد،زیرا در اینصورت معده سنگین او آرام خواهد بود و فشارش به قلب نخواهد رسید ،مسلم است که دوقتی اندرون از طعام تهی باشد انسان به هر پهلو که بخوابد آسوده خواهد خوابید.

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : یکشنبه ۲ تیر۱۳۹۲
نوزادی که در روزهای نخستین زندگی خود نیکو پرورش یافته باشد ،در ساعات شبانه روز هیچ خوراک طلب نکند.

اگر آخرین شیر را در حدود ساعت8 بعد از ظهر بنوشد میتواند تا ساعت 6 بعد از نصف شب تاب بیاورد و در انتظار شیر بماند . پس اگر ،نوزادی در شب بگرید باید براستی اظمینان یافت که آیا از امری خاص رنج نمیبرد و آزاد نفس میکشد و قنداق او پاک و پاکیزه است و در جامه هایش چیزی نیست که او را بیازارد ؟

اگر علتی نبود ،بهتر ان است بگذارید بگرید و فریاد کشد .

فریاد کشیدن برای نوزاد عیب هائی در برندارد و دستگاه دم زدن اورا نیرومند میسازد .

 وی همینکه از این کار خسته شد بخسبد و به این خوی گیرد که دیگر بی بهانه و سبب نگرید. آنچه نباید هیچگاه بکار بست آن است که نوزادی را در بستر مادرش بخوابانند . چون اغلب اوقات پیش امده است مادری که بدین کار پرداخته بخواب رفته و نوزاد در زیر بدن او خفه شده است،بی انکه متوجه شود. از اینرو همگان پذیرفته اند که بهتر ان باشد که کودک را در گاهواره اش قرار دهند و بسیار بهتر انکه گاهواره در اطاق مجاور اطاق خواب مادر باشد. بدین طریق،نوزاد هوای پاکیزه تر از انچه در اطاق پدرو مادر است بدم در کشد و با امدنها و رفتنهای آنان ناآسوده نشود.

 بهتر ان است که گاهواره را نجنبانند. هرچند اینکار مادر را از لذتی محروم سازد. نوزادی که شیر نوشید ودر گاهواره خود آرمید بزودی بخسبد و بدین خوی گیرد که اگر خوابش پایان یافت ،ولو ساعت شیر نوشیدنش نرسیده باشد،بارامی بیدار شود.

اغلب اوقات اشکال کار در این است که پدران و مادران به تربیت کردن خویشتن احتیاج دارند،بیشتر از آنکه شایسته ان باشند که کودکان خود را،با بردباری و پایداری ،به پرورند.چون این پدران ومادران سجایا و خلقیات ثابت و محکم ندارند و از روشی و نظامی پیروی نمیکنند ،پس نشکفت اگر نتوانندکودکان خود را با اخلاق و روش ثابت به بار اورند. بهرمدت که نوزاد در شکم مادر خود جای دارد با کمال دقت از خطراتی متعدد که در این دوره اورا تهدید میکند مصون و محفوظ است.

بچه بهنگام تولد،دقیق و ظریف است و ماههای دراز باید تا نضج و قوام عادی بدست ارد.وسائل دفاعی بدن نوزاد ،بابالا رفتن سن و نیز با پیشرفت رشد و نموطبیعی و قطعی او ،کمال پیدا میکند. پس بیهیچ گونه سخن،اماده و فراهم سخن زمینه این رشد طبیعی امری در خور توجه و عنایت است.

 نوزاد در شکم مادر خود از سرما ایمن و حرارتی ثابت او را پیرامون گرفته است. درست مانندانکه در یک دستگاه با حرارت ثابت جای داشته باشد .اما همینکه بدنیا امد در معرض تغییرات حرارت خارجی قرارگیرد و ناگزیر است برابر سرما و تصرف هوا تنها مبارزه کند.

نباید از خاطر برد که وی در این حال از شخص بالغ به مراتب حساس تر است ،زیراهنوز همان وسائل دفاعی اورا ندارد و نیز مساحت سطح بدنش نسبت به میزان وزنش خیلی بیشتر است .(بلغم). شخص بالغ ،بوسیله حرارتی که بنفسه تهیه و تولید کند و منبع ان در جگر(کبد)ودر عضلات اوست با سرما میجنگد . جگر بمانند ازمایشگاه شیمی است که تواند مقداری کالری(واحد حرارت)متصاعد کند . عضلات نیزدر هنگامی که منقبض شود،همچنان مقداری زیادکالری پدید اورد و مارا در مبارزه با سرما و تصرف هوا و نگاهداشت حرارت طبیعی بدن بواجبی یاری دهد. بهنگامی که ما با اب سرد و بمدتی دراز خودرا شست و شو دهیم یا به اصطلاح حمام سرد میگیریم  میلرزیم و دنادانهای ما بهم میخورد(قشعریره)و تمام عضلات ما به لرزش درمیاید و مقداری حرارت متصاعد میکند. به سبب این لرزشها است که حرارت بدن که موقتا پائین آمده است و یا میخواهید به پائین افتد در حد طبیعی بماند و یا اگر از میان رفته است از نو پدید اید . باسانی میتوان دریافت که نوزاد از این اخرین وسیله مقاومت برابر سرما ،عملا محروم است . عضلاتش هنوز توانی کم دارد بنابراین برای تولید حرارت باید تنها به جگر (کبد)او حساب کرد . نوزاد ،هرچه بروز تولدش نزدیک تر باشدباید او را از سرما بیشتر محفوظ داشت . او واکنشهای شخصی ندارد و نتواند بفهماند که سرما باو آزار دهد.

 پس دربایست است ،گاه بگاه ،اطمینان حاصل کرد که وی در معرض تصرف هوا و سرما نیست . برای پرهیز از سرما خوردن باید نوزاد را کاملا پوشاند و تنها چهره او را باز و برهنه گذاشت تا بطور طبیعی نفس بکشد .اگر با وجود داشتن جامه های گرم هم احتمال سرما خوردن میرود باید با گذاشتن ظرفهای اب گرم در گاهواره ،اورا ،بطور صناعی ،گرم نگاه داشت . البته باید مراقب بود که این ظرفهای فلزی اب داغ او را نسوزاند و از ان رو باید انها را در پارچه ای پیچید و دهانه انها را محکم بست . نیز باید مواظبت کرد تا در مواقع تعویض قنداق و پاکیزه ساختن نوزاد سرما در او تصرف نکند. 

 بنابراین باید تمام این کارها را در محیطی گرم و با شتاب و چالاکی انجام داد و دقت بعمل اورد که جامه های تعویضی از پیش اماده و مهیا باشد.

خطر سرماخوردگی انقدر خطیر است که کودکانی را که پیش از هنگام بدنیا میایند و از انان که بهنگام بدنیا امده اند کمتر توان مبارزه دارند. معمولا،در دستگاه خاص(کووز)میگذارندتا حرارت پیرامون او،در حدود حرارت شکم مادر،ثابت نگهداشته شود.

 سرماخوردگی ،کودک را برای گرفتاری به همه بیماری های کودکی مساعد میسازد ،چه ریوی مانند ذاتالقصبات (آماس نای)و ذات الریه (اماس شش)و ذاتالریه و القصبات(آماس شش و نای)چه رو ده ای (معوی)مانند اسهال یا اطلاق حاد (شکم روش تند).

 

بااین همه بچه که بزرگتر میشود باید از مواظبتهای قبلی و ابتدائی کاست و رشته مراقبت را سست کرد تا وی   بالنفسه ،خرد خرد،برابر تغییرات هوا به مقاومت و پایداری خوگیرد و عادت کند. البته اینکار ممارست تندریجی میطلبد و باید محتاط بود وزمانی را که بچه در کمترین درجه مقاومت است،مثلا بعداز بیماری ها مورد توجه قرار داد.

 

بچه پیش از زائیده شدن خوراک خویش را از راه عمل معاوضه با خون مادر بدست میاورد . همینکه بدنیا امد باید تغذیه خود را ،بطور مستقل ،تامین کند. در این میان خداوند 1 دوره برزخ پیش بینی فرموده که شیرخوردن است. خوراک طبیعی کودک شیرمادر است ،پس نباید از دادن این شیر بدو سرباز زد مگردر موارد بسیار ضروری و فوق العاده ،مثلا بهنگامی که شیرمادر کم است و یا کیفیت ان خوب نیست یا برای شیر دادن منع اکید پزشک وجودارد. برعهده پزشک ماما یا ماما است که در این باره تصمیم بگیرد . مادر نباید به بهانه اینکه شیردادن او را ناراحت میکند بچه خود را شیرندهد. شیردادن به شیرخوار یکی از وظایفی است که دنباله ابستنی بشمار اید و پایان ان را مشخص سازد.

 

مادر شیرده باید نکاتی چند را رعایت کند تا شیرش کیفیت خود را حفظ کند و از کمیت ان نکاهد . وی باید تا تواند از زندگی بسیار خسته کننده بپرهیزد و اسلوب غذائی (رژیم)عادی داشته باشد و از بکار بردن بعضی داروها دست بردارد. داروهائی که تواند از راه شیردادن به بدن نوزاد برود و بدو زیان رساند.

 دفعات شیردادن باید منظم و مرتب و در ارامش کامل باشد. مادر باید بخاطر بسپارد که شیردادن فرصتی است که هرگز برای او پیش نیاید تا دران فرصت ،بدین حد از کمال ،میان خود و فرزندش پیوندهای طبیعی و خوش ایند سخت نیرومند پدید اورد .

 

 اگر پیش از این سپردیم که مادر باید،احتراز ازایجاد عادات بد را،گاهواره بچه را همیشه بیهوده نجنباند ،اینک اکیدا سفارش میکنیم که مادر باید شیردادن را در محیطی مهر امیز و با مهربانی انجام دهد،زیرا این حال بر صفات و سجایای کودک و تعادل وی اثری شگفت برجای گذارد.

خوراک بچه باید ،در این دوران،منحصرا شیرباشد و باندازه فراوان ،نه در حد افراط و افزون از حد . شیر مادر کاملترین خوراک است که با نیازهای بچه مطابق است،اما اگر شیرمادر وجود نداشت و یا بحد کفایت نبود،شیرگاو جانشین کامل ان خواهد بود. زیرا ترکیب شیمیایی اندو اختلافی بسیار اندک دارد،بشرط انکه به شیرگاو اندکی شیرینی بیافزایید. پزشکان و ماماها برای هر کودک ،اسلوب غذائی اورا،انگونه که در خور است ،تعیین میکنند . در حال حاضرشیرهای قوام یافته و غلیظ و یا بشکل گرد خشک وجود دارد که خیلی خوب تهیه شده و حداقل همان خواص شیرتازه گاو را داراست .

 باید که دانست که شیر باسانی فاسد و تباه شود (مگر وقتی که قوام یافته یا گرد باشد). این ماده محیط کشت خوبی برای پرورش تمام انواع میکربهاست که توانند به سلامت کودک زیان رسانند . پس در تهیه شیر باید دقت و مراقبت خاص بکاربست و نباید این کار را بدست افراد غیروارد و نا ازموده سپرد.

 اساساَ،در باب همۀ وسائلی که برای تغذیه کودک بکار رود ،همین مراقبت و مواظبتها در بایست است،بویژه شیشه های شیردان و سر پستانکهای کائوچوی راباید جوشاند. 

 

یک شیرخوار تندرست و طبیعی ،خوراک خود را در ساعتهای معین و مرتب طلب کند. به هوسی که اورا باین وادارد که زودتر از هنگام شیربخواهد نباید تسلیم شد.باید باو اموخت که منتظرموعد بماند . کودکانی دیگر که اشتهائی اندک دارند خواستار شیر نمیشوند ،از انرو که گوارششان کامل نیست ویا بسیار کند است و بچه احساس میکند که یمینه اش(معده)از غذای قبلی انباشته شده است . باید مراقب بود که بچه هرگز از مقدار مایعی که بدان نیاز دارد کمتر دریافت نکند. در این باره باید بقوام براز(ادرار) و مدفوع  او توجه داشت و اینکه خود را تر میکندیا بحد کافی تر نمیکند.

 

بالاخره در نوزاد ،توجه به فشار جاندانه های استخوانهای جمجمه  و بالاخص جاندانه بزرگ در بایست است،این فضا نسبتا نرم و اندکی در جلو تارک (فرق سر)و میان استخوان پیشانی و دو استخوان گیجگاهی قرار دارد. با اندکی فشار باسانی فرو میرود و در مواقعی که بدن کودک بی اب است 1 گودی حقیقی تشکیل میدهد.

پس سودمند است که به کودک علاوه بر خوراک ،کمی اب قند یا شربت نیز خورانید . بهنگامی که بچه از پستان شیر میمکد . و یا از شیردان شیر مینوشدعموما مقداری هوا نیز فرو میبرد . این هوای بلع شده در بخش زیرین یمینه (معده)او بینبارد و همینکه این اندام در اغازگواریدن بانقباض در افتدطبیعی است که هوای او باریده با اوازی خاص به بیرون در اید و اندکی شیر را نیز با خود همراه اورد. این شیر ممکن است بحال مایع یا کمی دلمه باشد.تا اینجا عمل طبیعی است و جای نگرانی نیست و انرا نشخوار خوانند و نباید با قی حقیقی مشتبه کرد. همینکه بچه نشخوارخود را انجام دادمعمولا خواب دارد و بهترین زمان برای خواباندنش در گاهواره است . باید او را گرم نگهداشت تا شیر نوشیده را بارامی هضم کند و بگوارد .

 

بهتر انست که کودک بر پهلو خوابانده شودنه بر پشت ،تا اگر نشخواری جدید پیش امد باشیری که باز گردد خفه نشود . در این اگر بچه بر پهلو خفته باشد ،شیر از دهان نیمه باز او به بیرون روان شود و جای هیچگونه بیم باقی نماند.

 

نکته :باید مکیدن پستانکها و امثال ان بطور اکید ممنوع شود. این کار معایب فراوان دارد. : نخست انکه بلع هوا و فراخ شدن معده را سبب گردد. دودیگر دور نیست در سقف کام که دهان را از حفره بینی جدا کند تغییر شکلهایی پیش اورد که نتیجه ان دشواری روئیدن دندانها و ایجاد بیکفایتی تنفس است . بالاخره این پستانکهای پرشده از میکروبها ،منابع  عفونتهای میکروبی است که بسیاری از انها ممکن است بسیار خطرناک باشد. کودکی که بطور طبیعی و عادی تغذیه شود نیاز باین دارد که با مکیدن 1 پستانک تسلی پذیرد و ارام گیرد.

 

تجربه:

موقعیکه برای گذرانیدن تعطیلات در بالای کوهستان بودم ،روزی مرا برای معاینه شیرخواری شش ماهه که به عفونت وخیم روده دچار بود به ساختمان ییلاقی دور افتاده ای خواندند. مادر کودک همه دقتها و مراقبتهایی که برای پاکیزه بودن شیربچه بکار بسته بود باز گفت و بعلاوه شیشه های شیر و پستانکها را بمن نشان داد. از این لحاظ هیچگونه خطائی مرتکب نشده بود . اما بر خلاف ،بچه در گاهواره کوچک چوبین بود که در اطاقی بی فرش بر زمین قرار داشت . 1 سر پستانک کائوچوئی که با نخی به میخی در گاهواره بسته بود بر روی زمین کشیده میشد. زمینی که همه کس با کفشهای خشن از طویله به انجا رفت و امد داشت . بنابراین لازم نبود که علت عفونت روده ئی را در جای دور جستجو کرد.

 بهنگام تولد،معده شیرخوار از ماده برنگ موم سیاه انباشته شده است . همینکه این ماده معوی به بیرون ریخته شد،پس از بیست و چهار ساعت ،براز بچه که غذایش بشیر منحصر بوده ،برنگ زرد نارنجی در اید. مادر در ساعات عوض کردن قنداق باید همیشه به براز کودک با شتاب نظری بیافکند تا اطمینان یابد تخلیه مرتب و برازها ،از لحاط مقدار و قوام و رنگ و بو عادی و طبیعی است. اگر نبود شایسته است که غذای بچه را تغییر دهد و در مواقع ضروری نظر پزشک را بخواهد. باید از اسهال همچنان یبوست احتراز جست.

 اجابت مزاجهای بسیار کم یا خیلی زیاد 2 توجیه دارد :برازهای مزاج خشک و یابس قوامی خیلی سخت و خشن دارد و نشان میدهد که تغذیه ناکافی است و طبعا فضولات زیاد نیست .در حالیکه اگر غذا خیلی غنی و قوی باشد براز فراوان خواهد بود . کسی که تجربه و عادت دارد میتواند با چشم از منظر براز به بدی گوارش شیر پی برد. سوءهضم ها و بدی گوارش ممکن است با تخمر گازی دردناک همراه باشد. کودک مینالد و ارام نمیگیرد مگر زمانی که شکم کوچک او را به ارامی بمالند. (ماساژدرمانی)

 

کودکی که هضمش بدان گونه است که باید باشد و قنداق اورا بطور مرتب عوض کنند نباید پوستش سرخ شود .

تحریک نشیمنگاه همیشه نشان هضم ناکامل و یا بهداشت ناکافی است . نیز باید بخاطر داشت که علت نخستین بثورات جلدی . تغذیه معیوب و بالاخص فراوان است . حداقل بهنگامی که رشد و نمو بچه پیشرفت نمیکند. در بعضی از اجتماعات کم ازموده چنین انگارند که این بثورات جلدی عارضه ای عادی و معمولی باشد و این خطای محض است . چو اگر بزمانی دراز بپاید تواند عواقبی بسیار بد داشته باشد.

 اگر ترازوئی در اختیار باشد بهتر است که شیرخوار مرتب توزین شود. در پانزده روز نخستین بهر روز و ساعت معین و پیش از شیردادن و در موقع تعویض قنداق و پاکیزه کردن ان .اگر کودک با جامه توزین شود نباید فراموش کرد که.  وزن ان را بطور دقیق کم کنند. پس از 15 روز سودی ندارد که بچه را به همه روز توزین نمایند. از توزین دوبار در هفته و پس از ان یکبار در هفته و سپس1 بار بهر 15 روز،بتوان اطلاعات بسیار کافی بدست اورد . اگر بچه را فراوان توزین کنند بران شوندکه اغلب اوقات اسلوب غذائی او را تغییر دهند به بهانه اینکه روزی 50 گرام از وزنش کاسته و یا به ناگهان 100 گرام بر وزنش افزوده شده است . این افزایش ها و کاهشها به دفع کم یا بیش کامل فضولات روده و کمیز(پیشاب)بستگی دارد و به خطاهای تغذیه به هیچ وجه مربوط نیست.

 

در اینجا به نکته ای اشاره میکنیم که مادران به حد کافی به ان نمیاندیشند و حال انکه باید این احتیاط را همواره رعایت کنند:وقتی قنداق بچه را عوض میکنند نباید هرگز در دسترس او حتی در مواقعیکه خردسال است سنجاق قفلی . یا سیخک یا میخ و یا سوزن و امثال ان قرار داد. در هرسال به درمانگاههای حوادث فوری . بیمارستانها شیرخوارانی را میاورند که در معرض این بی احتیاطی قرار گرفته اند و یکی از ان اشیاءرا بلعیده و یا به دم در کشیده اند.مرگ متعاقب این واقعه فراوان دیده شده است .

بند ناف بالطبع میافتد و خشک ریشه جای ان محکم است و پوستی که ان را مسدود میسازد بواسطه فشار اندرونه یعنی اندامهائی که در شکم جای دارد به بیرون رانده نمیشود. اما اگر خشک ریشه محکم نبود . این فشار درونی جهیدن قسمتی از روده را به بیرون موجب شود و بدین طریق فتقی کوچک در ناف پدید اید.

در این صورت باید متوجه بود و با بالشکی کوچک بر ان فشار اورد که به درون ناف فرو رود و بعد بالش را بوسیله نواری با فشار مناشب ثابت کرد .

 

برای انکه کودک بطور موزون رشد کند کافی نیست که تنها از لحاظ جسمی به مراقبت و مواظبت کامل سپرده شود بلکه بجان او نیز توجه و عنایت داشت و در پیرامونش محیطی ارام و مهربان پدید اورد .

اثرات نخستینی که ک.دک از پیرامون خود دریابد در ضمیر او سخت نقش بندد. پس اگر پیرامون خویش چهره های شاد و خندان و ارام یابد اسانتر شکفته شود تا اینکه تحت تحریکات دادو فریاد و بانگ و جدال قرار گیرد و همیشه سیماهای دژم و خشم الود ببیند.

 

انچه کودک را پیرامون گیرد باید لبریز از صفا و ارامش باشد و هر چند وی را در بایست است که مدتی دراز در تنهائی و ارامی بسر برد ولی نباید از این افراط به ان سوی تفریط افتاد و اورا از وقتی که حق دارد باو اختصاصیابد . محروم و بی نصیب ساخت و این وقتی است که باید در ان نه تنها به مواظبتهای جسمی او پرداخت بلکه با او بازی کرد تا مشغول شود و پرورش یابد .

باید بخصوص از دستمالی زیاد و ترسانیدن ناگهان او به پرهیزید . بچه هر چه بیشتر شاد باشد بهتر رشد خواهد کرد.

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : شنبه ۱ تیر۱۳۹۲
دکتر مهرداد کریمی:درمانگاه هروی –( صبح ها)دانشکده طب سنتی دانشگاه تهران

شماره تماس: 22988565/1-22988550/ 22938644



دکتر مجید انوشیروانی: درمانگاه هروی – ( صبح ها)دانشکده طب سنتی دانشگاه تهران

 شماره تماس: 22988565/1-22988550/ 22938644



دکتر مژگان تن ساز:درمانگاه طب سنتی بیمارستان امام خمینی – ( صبح ها)دانشکده طب سنتی دانشگاه تهران

 شماره تماس: 61192741



دکتر غلامرضا کرد افشاری : درمانگاه بهشت - ( صبح ها)دانشکده طب سنتی دانشگاه تهران

 شماره تماس: 55639724

دکتر لیلا شیر بیگی : درمانگاه خارک
مدیریت: دانشکده طب سنتی دانشگاه تهران
شماره تماس: 5-66754151و 66754166

درمانگاه هروی
مدیریت: دانشکده طب سنتی دانشگاه تهران
شماره تماس: 22988565/22988550/ 22988551/22938644

دکتر علیرضا عباسیان:

درمانگاه بهشت

مدیریت: دانشکده طب سنتی دانشگاه تهران

شماره تماس: 55639724

آدرس:

وابستگی: دانشکده طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران


 دکتر حسین رضایی زاده:

درمانگاه بهشت

شماره تماس: 55639724

آدرس:خ وحدت اسلامی-ضلع جنوبی پارک شهر -نبش خ بهشت

وابستگی: دانشکده طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران

کلینیک ویژه بیماری ام.اس

روزهای یکشنبه  عصر درمانگاه خارک شماره تلفن درمانگاه:5-66754151و 66754166

برچسب‌ها: معرفی کتب و اطباء
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : شنبه ۱ تیر۱۳۹۲
کیست کلیه

  کیست کلیه یکی از بستگان دچار شده بوده به فکرم رسید تحقیق کنم و مطلبی قرار بدم و اما .......   کیست کلیه معمولا در اطراف هر 2 کلیه توزیع شده است .در واقع افرادی که بیش از 50 سال سن دارند احتمال ابتلا به کیستهای کلیوی هستند .کیست کلیه 1 نوع از عفونت کلیه است  و ممکنه است کیست ساده در هر کلیه و یا تعدادی کیست در هر 2 کلیه وجود داشته باشد .   کیستهای بیضی شکل و چاکتی معمولا سرطانی نیست . علائم رایج این بیماری به طور کلی عبارتنداز:فشارخون بالا.درد در پشت یا کناره ها . عفونت ادرار.و غیره ..اعتقاد بر این است که اگر کیستهای کلیوی در داخل کلیه ها  رشد کنند ممکنه بعد چند سال اختلال در عملکرد کلیه ها بوجود اید .   پس از در نظر گرفتن حساب سابقه خانوادگی بیماران پزشکی . دارو و علائم موجود پزشکان قادر خواهند بود برای تشخیص اینکه ایا کیست کلیوی وی 2 طرفه هست یانه.   همچنین معاینات پزشکی نیز منجر خواهد شد برای تعیین شدت وضعیت .به عنوان مثال کلیه چقدر اسیب دیده است . چگونه بسیاری از کیستها در کلیه تشکیل شده و چگونه بسیاری از ارگانها متاثر شده اند و همچنین چه نوع درمانی موثره و غیره   علائم کیستهای کلیوی 2 طرفه:سردرد. خستگی . تکرر ادرار . خون در ادرار. درد شکم یا پشت و غیره وو..   نمونه ازمایش خون و تست ادرار. ازمایش سونوگرافی و سی تی اسکن و تستهای دیگر برای تشخیص کیست کمک کننده میباشد..   راههای برای درمان کیست کلیه با طب عامیانه   ساده ترین وسیله برای درمان کیستهای کلیه نوشیدن چای سبز با شیروعسل است. برای این کار شیروچای به نسبت مساوی مخلوط شده و اضافه کردن 1 قاشق چایخوری عسل  و 2 بار در روز   درمان عامیانه دیگه استفاده از پوست درخت کبوده (آسپن یا صنوبر لرزان )هست. می توانید پوست آسپن رو بصورت پودر دراورده یا با چرخ گوشت چرخ کنید . باید بصورت خوراکی 3بار در روز به مقدار نیم قاشق غذاخوری قبل از غذاخوردن با اب مخلوط و بنوشید . دوره درمان بمدت 2 هفته . سپس 1 هفته استراحت و تکرار 2باره .   با این حال شما میتوانید از تنتور سنبل الطیب را به عنوان 1 درمان محبوب کیستهای کلیوی استفاده کنید . برای تهیه تنتور 50 عدد سنبل الطیب را 1 کاسه بریزید و نیم لیتر سرکه . 10 روز بمونه . پس از ان صاف کنید . صبح باید با معده خالی باشد و در شب نیم ساعت قبل از غذا به شرح زیراست:   روز اول -10قطره در سی میلی گرم اب رقیق روز بعد . برای افزایش دوز دارو 1 قطره اضافه کنید به اب که 11 قطره میشود . بنابراین 1 قطره تا 25 روز اصافه کنید . بعد  در جهت معکوس . کاهش دوز دارو توسط 1 قطره ته به همان 10 قطره قبلی برسید .   جوشانده برگ بابا آدم به عنوان اب اشامیدنی و چای استفاده کنید . در این درمان کمتر از 2ماه . بجای برگ ریشه بابا ادم نیز می تواند مورد استفاده قرارگیرد .   اب بابا ادم را 2 بار در روز بمدت 2 روز 1 قاشق چایخوری . سپس 2 بار دور رور-3بار در روز . سپس 1 قاشق غذاخوری 3 بار در روز است. دوره درمان 1 ماه .همچنین می تونید به سوپ و سالاد اضافه کنید.   و 1 درمان دیگه برای کیست کلیه در طب سنتی ریشه زنجبیل شامی . در شیشه در 3 لیتر 30 گرم ریشه زنجبیل شامی . 1 قاشق سوپ خوری مخمر ابجو و 1 قاشق  غذاخوری شکر  همه رو باهم در اب جوش میریزیم و شیشه رو در محل تاریک گرم بمدت 2 روز قرارمیدیم .3 بار در روز نصف لیئوان . سپس پس از 3 هفته استراحت تکرار دوباره . چيزايي كه براي كليه خوبه : سياه دونه + عسل آب كلم قمري آب پوست هندونه شيره كش شده تخم خربزه عرق خارخاسك + خارشتر + زنيان ... آب زرشك كوهي

نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : شنبه ۱ تیر۱۳۹۲



دانلودجزوه کامل حجامت ازمرحوم سیدعبدالله خلیلی

که پیشگام و یکی از اولین محققان و فعالان در عرصه طب سنتی-اسلامی-ایرانی بودند.مقالات مرحوم خلیلی چند سال پیش برای اولین بار از طریق طلبه ای گمنام و از دریچه این وبلاگ در محیط اینترنت منتشر شد که بعد از خیانت و حذف بلاگفا دوباره برای علاقه مندان منتشر میشود.


گفتارهائی از امام خمینى قدس سره و مقام معظم رهبری در رابطه با طب اسلامی- سنتى:
كشورى كه دانشگاهى داشته مانند جندى شاپور كه درس خواندگانش، پزشك پادشاهان بودند، كار به جابجایى رسیده كه پزشكانش یا از یهودیها شدند و یا از كسانیكه پیش خود تحفه حكیم مؤمنى را خوانده بودند...
همه مى دانیم كه در این قرن اخیر كه طب اروپایى به ایران آمد و در قسمت جراحى از آن چیزهایى دیدند و البته قدمهاى بزرگى هم در این قسمت برداشت هاند گرچه نصیب چندانى عاید ما نشده و معلوم نیست بشود لكن باز كم و بیش خدمت نهایى به توده كرده است.
امروز در تمام كشور ایران كه به قول شما دانشگاهى مانند جندى شاپور داشته یكنفر كه قانون بوعلى را بفهمد معلوم نیست باشد و این ضربتى است كه این كشور از دست اجانب به وسیله زمامداران بیخرد ما خورد.
یكى از دكترهاى امروزى م ىگفت بر ما و بر دكترهاى بزرگ این كشور ثابت شده كه كارى از طب اروپا جز جراحى برنم ىآید وداروهاى اروپایى معالج نیست، بلكه مسكنى است كه ما بكار م ىبریم و انتظار آن داریم كه مرض دوره خود را طى كند و یا به خوب و یا به هلاكت منجر شود.
گفتیم پس چرا دكترها این مطلب را به مردم نمى گویند؟ گفت كسى قدرت این گفتار را ندارد و درست گفت امروز همه چیزكشور ما با هم جور است و تا یك شجاعت ادبى در نویسندگان ما پیدا نشود اصلاح نخواهد شد. امروز اگر كسى از طب اروپایى بى انتقادى كند مورد هو و جنجال بسیار واقع خواهد شد و از نظر جوانان تحصیل كرده ما ساقط مى شود لیكن Ĥ یا زندى اروپا م با همه حال ممكن است در بین آنان كسانى به فكر بیفتند و سنجشهایى كرده راهى به خطاكاریهاى خود پیدا كنند و براى دوره هاى بعد از این زمان طرفدارانى هم براى این مسلك پیدا شود و قدمهایى براى سعادت نسل آتیه برداشته شود.
هان اى نویسندگان: بخود آیید و از بیخردان نهراسید و گفتنیها را بگویید و زندگى پرآشوب اروپا چشمتان را از حقایق نبندد.
همه شنیدند در زمان تصدى رضاخان همین شاه كنونى به تیفوئید مبتلا شد، در وقتى كه تمام دكترهاى درجه اول كشور ازدرمان آن مأیوس شدند، طبیب طالقانى با دستور طب قدیم او را معالجه كرد. خوب بود با چنین امتحانى رضاخان یا زمامداران آن روز به فكر این بیفتند كه طب كشور خود ما نیز باید دستكم در حساب بیاید لكن به قدرى اینها خود را باختند و انگاره را ازدست دادند كه حاضر نیستند براى خود جزئى فضیلتى قائل شوند و با حس و هوش خود هر طور شده است مبارزه م ىكنند كه مبادا بر خلاف اروپا سخنى بگویند.


گفتارهائی ازامام خمینى قدس سره ومقام معظم رهبری در رابطه با طب اسلامی- سنتى



مقاله حجامت از لینک زیر دانلود کنید

برچسب‌ها: معرفی کتب و اطباء
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : شنبه ۱ تیر۱۳۹۲

امام خمینی(ره):سابق اینطور بوده است که کتب طبی شرق در اروپا
 رفته است،اروپا راطبیب کرده وآن طبیب های بزرگ رادرست کرده.
کتب شرق بوده است،کتاب شیخ الرئیس بوده،کتب رازی بوده است، و اینها
کار کردند. حالا چه شده است که ما حالا بعداز اینکه تمدن از شرق طرف
غرب رفته است، شرق تمدن را صادر کرده به غرب، حالا ما به واسطه
یک کارهای ناشایسته ای باید عقب افتاده باشیم و دستمان
را طرف غرب دراز کنیم، باید شرق سرپای خودش بایستد و
 خودش رابیابد
دیدگاههای فرهنگی امام خمینی(ره) : کبری اسدی مقدم

مقدمه:

مطالعات و پژوهشهاى تاریخی بیانگر این نکته است که صدها سال قبل اطبای مسلمانی چون ابن سینا، زکریای رازی و…با الهام گرفتن ازسخنان گهربار معصومین علیهم السلام و مبنا قراردادن آنها1 و همچنین با تكیه بر تجربیات شخصی و اطبای دیگر، مکتبی را در پزشکی بارور کردند که امروزه ـ‌علیرغم تمام نامهربانیها و سنگ اندازیهای یک قرن اخیر‌ـ درعمده بیماریهای قدیم و جدیدی که پزشکی مدرن از انجام آنها عاجز است، کار‌گشا و درمانگر است. در نوشتار پیش روی سعی بر این است تا اصول کلی درمان در طب اسلامی ‌ـ ‌سنتی و برتری آن نسبت به روش های درمانی طب مدرن با بیانی ساده و خالی از اصطلاحات تخصصی پزشکی بصورت بسیار خلاصه و اجمالی، مطابق اسلوب تحلیلی طب اسلامی ‌ـ ‌سنتی در هفت بخش و یك ضمیمه ارائه گردد. خوانندگان محترم در صورت تمایل به تحقیق و بررسی بیشتر حول برخی از مباحث طبی مطروحه در این جزوه می‌توانند به کتب و مقالات منتشره در این باره به خصوص مقالات تحقیقی، عالمانه و منحصر به فرد مرحوم سید عبدالله خلیلی مراجعه فرمایند. گلچینی ازاین مقالات در دسترس علاقمندان می‌باشد. همچنین در رابطه با برخی از مباحث غیر طبی جزوه، مطالعه کتابهای «توسعه و مبانی تمدن غرب» نوشته سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی و«اسلام و تجدد» نوشته آقای مهدی نصیری پیشنهاد می‌گردد.

پیشاپیش از خواننده محترم تقاضامند است کاستیها و قصورات ناخواسته این مجموعه را به دیده اغماض نگریسته، عفو فرمایند:

دانلود :

مقاله علمی مرحوم سیدعبدالله خلیلی

برچسب‌ها: معرفی کتب و اطباء
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : شنبه ۱ تیر۱۳۹۲
"مرگ در تخت نوزاد یا عارضه ی مرگ ناگهانی نوزاد"  نامی است که برای مرگ توجیه ناپذیر و پیش بینی ناپذیر کودک در تخت خوابش در نظر گرفته شده است .از دست دادن نوزاد در خواب،یکی از نابودکننده ترین مصیبتهای قابل تصور است.هر سال 7-8هزار نوزاد چند ماهه تا 1 ساله بدون هیچ توجهی در خواب میمیرند. بالاترین میزان این نوع مرگ در میان نوزادان 2تا 6ماهه است. تشخیص ان وابسته به کنار گذاشتن علل دیگر و مبتنی بر ازمایش کالبد شکافی است.

بالا آوردن شیر و سپس خفه شدن با ان ،اغلب علت مرگ نیست:عفونتها یا سرماخوردگی باعث آن نمیشود"نتیجه بیماری واگیردار هم نیست .علت اصلی مرگ در تخت نوزاد شناخته شده نیست.

اقای باتمان قلیچ درباره رویدادهای فیزیولوژی احتمالی که ممکن است باعث مرگ نوزاد در حال خواب شود در کتاب اب درمانی نقل میکند:

احساس میکنم تنها رویداد موجهی که ممکن است از دیدگاه تغییر پارادایم علت این نوع مرگ باشد. انقباض نایژکها به علت کم ابی و برنامه های مدیریت گرمای بدن در موقعی است که چه بسا نوزاد بیش از حد پوشانده شده است و اتاق گرم تر از ان است که باید باشد. من ان را اسم نوزادی مینامم. اگر اسم کودکی میتواند سالانه جان چند هزار نفر را بگیرد ،حتی وقتی که درمان ان در دسترس است. چرا نباید اسم علت اصلی مرگ در نوزادانی تلقی شود که وقتی در خواب عمیق به سر میبرند . هیچگونه وسیله ی بیان ندارند؟

تجربه عینی:

  1 تجربه از برادر زاده ام در مورد کم ابی: برادر زاده 4 ساله ام 2 سال پیش موقع خواب ساعت 12 هر روز دچار سرفه شدید میشد و ادامه خواب رایش ممکن نبود. به  دکتر مراجعه کردند.قرص و آنتی بیوتیک افاقه ی نکرد، سپس برادرم خود فهمیدمشکل از بخاری گازسوز خانه است  که هوا را سوزانده و  خشک میکند.  راه تنفس نایژکها که احتیاج بدن به اب و رطوبت را مرتفع میکند بسته میشود.علاج:1 کتری گذاشت روی بخاری تا رطوبت هوای اتاق میزان شود.سرفه های اقازاده هم رفع شدبه همین علت در گذشته روی بخاری ها و والور ها همیشه یک کتری آب میگذاشتند.

شیرخشکی که نوزاد میخورد نیز ممکن است به مرگ ناگهانی او کمک کند . تفاوت بارزی بین شیرگاو و شیر انسان وجود دارد . شیر گاو غلیظ تر از شیر انسان است و چربی و پروتئینهای بیشتری دارد . شیر گاو برای نیازهای گوساله ی ساخته میشود که در اولین ساعت زندگی سرپا میایستد و شروع به حرکت میکند و دویدن به این طرف و ان طرف میبکند.
کودک تازه به دنیا امده در چند ماه نخست زندگی بدون حرکت است . علت تفاوت بین غلظت وطرح طبیعی شیر انسان و شیر گاو در همین است. وقتی شیر گاو به شیر خشک تبدیل میشود و به عنوان تنها منبه اب به نوزادان داده میشوداغلب به والدین گفته میشود که به نوزادان اب ندهند. گوارش شیر فشرده بار سنگینی بر دستگاه سوخت و ساز نوزاد تحمیل میکند . شیر فشرده (خشک)میتواند تاثیراتی زیان بخش داشته باشد.

تجربه مهم آقای باتمان قلیچ:

در 1 همایش پزشکی بمن گفته شد که کالبد شکافی نوزادان کشته شده در تصادف رانندگی نشان داده شده است که سرخرگهای کرونری نوزادانی که شیرخشک میخورند. بوضوح دچار انسداد نسبی بود. اما این حالت در نوزادانی که شیر مادر میخورند وجود نداشت . این کشف مهمی است که با ان بطور عمومی و علنی برخورد نشده است . من عقیده دارم که سرخرگهای کرونری نوزادانی که شیسر خشک میخورند به این علت مسدود میشود که عناصر سازنده ی شیر خشک غلیظ تر (فشرده تر) است .


روال عادی این است که شیر فشرده را به نوزاد میدهند و او را میخوابانند . در حال خواب اب زیادی در مقایسه با وزن نوزاد در مرحله ی بازدم فرایند تنفس از ریه ها از دست میرود . این از دست دادن اب از ریه ها علاوه بر این واقعیت که احتمال دارد شیسر فقط محتوی اب کافی برای گوارش شیر خود شیر باشد ،بدن نوزاد رادچار کمبود اب میکند و ان را به سمت وقایع فیزیولوژی مدیریت اب میکشاند. این وقایع شامل ترشح مقادیربیشتری هیستامین است که در نوزادان نیز هورمون رشد بشمار میرود و به وفور وجود دارد.
هیستامین منقبض کننده نایژکها هم هست. چه بسا ترکیب خاصی از دریافت شیر شرایط محیطی نامطلوب و ناتوانی در سرد شدن باشد که توازن را در جهت انقباض نایژيکها در نوزاد وارونه میکند و باعث مرگ خاموش او در خواب میشود.
انچه مرا شگفت زده میکند این است که بدن نوزاد بقدری انعطاف پذیر و سازگار است که این مشکل با فراوانی بیشتری دیده نمیشود. فقط میتوانم حدس بزنم که فریند گوارش در نوزاد بقدری فعال است که فرایند سوخت و ساز مقداری اب از تجزیه ی مواد جامد شیر تولید میکند تا به این فرایند در همان چرخه ی مصرف شیر کمک کند. اگر این طور باشد انچه توازن را به زیان نوزاد برهم میزند و باعث مرگ ناگهانی او میشود 2 عامل محیطی نامطلوب گرمای بیش از حد و پوشاندن بیش از اندازه ی بدن است .
به نظر من زمانی که میزان مرگ ناگهانی نوزاد بیش از هر زمان دیگر است باید به رسم افزودن اب به رژیم غذایی نوزاد به ویژه در ماههای دوم تا ششم بازگردیم . نوزادان نباید اب بیش از حد دریافت کنند . بلکه باید مقداری متعادل و همیشه همراه با شیر یا پس از ان به انها داده شود . این رویه میتواند میل به اب را از نوزادی در انسان افزایش دهد و احساس تشنگی قویتری را پایه گذاری کند و در مراحل بعدی زندگی از پرخوری در موقعی که شخص فقط تشنه است پیشگیری کند.
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : جمعه ۲۴ خرداد۱۳۹۲
روغن ها و تاثیرشان بر روی مو


روغن مورد
براى تهیه روغن مورد، سه قسمت مورد و یک قسمت روغن زیتون لازم است ، مورد را جوشانده آب آن را صاف کرده در روغن ها ریخته سپس ‍ بجوشانند تا آبها تبخیر شود و روغن بمالند این روغنها براى روئیدن و ریختن مو خیلى مؤثر است .

روغن آمله
براى سیاه شدن مو بکار مى رود و بیشتر مانع ریختن و کمک به روئیدن مو مى نماید. آمله ، مورد و ریشه کاج ، از هر کدام به نسبت مساوى جوشانده آب آن را در روغن کنجد ریخته دوباره بجوشانند و بمالند.

روغن نخود
100 گرم نخود را نرم کوبیده در 4 لیوان آب جوشانده تا یک لیوان شود سپس با 2 استکان روغن کنجد داخل کرده دوباره بجوشانند تا آبها تبخیر شود، روزى سه مرتبه بمالند.

براى رشد و نمو موها
شستشو با برگ بید، گل خطمى ، اسپرزه ، بومادارن ، بنفشه ، شاه تره ، اسطوخدوس ، آب سیاهدانه .

براى روئیدن موى ابرو
2 عدد گردو و 10 عدد هسته خرما را با هم سوزانده و سپس سائیده در روغن زرده تخم مرغ حل کرده بمالند یا بادام تلخ و فندق را با هم سوزانده در روغن زیتون ریخته بمالند، یا فندق تنها را سوزانده بمالند.

براى جلوگیرى از ریزش مو
آمله ، برگ شقایق ، برگ مورد، پرسیاوشان ، سعد، سنبل الطیب ، برگ سرو، پوست گردوى تر، تخم چغندر، تخم کرفس از هر کدام به نسبت مساوى و دو برابر از خاکستر ریشه کاج ، آقاقیا، مصطکى ، دانه خرماى سوخته یک قسمت همه را نرم کوبیده با روغن گل سرخ بمالند.

روغن هویج
زمانی که می‌خواهید آفتاب بگیرید و نیاز به روغن بدن دارید می‌توانید با هویج، روغن بدن تهیه کنید. برای این کار چند عدد هویج را پوست کنده و حلقه حلقه کنید. هویج‌ها را داخل یک شیشه ریخته و روی آن‌را با روغن‌های گیاهی مانند روغن زیتون پر کنید. اجازه دهید این روغن به مدت ۳ هفته زیر نور خورشید بماند و یا اینکه ظرف حاوی هویج و روغن را به مدت دو ساعت با روش غیر مستقیم روی حرارت قرار دهید. در این روش باید یک ظرف آب را بجوشانید و روی شعله ملایم قرار دهید و سپس ظرف حاوی روغن و هویج را داخل آن قرار دهید تا به صورت حرارت غیر مستقیم آماده شود. استفاده از این روغن پوست شما را برای آفتاب گرفتن آماده می‌کند.

روغن اسطوخودوس
روغن اسطوخودوس بی‌خطر‌ترین و ملایم‌ترین روغن گیاهی برای پوست و موی شماست. این روغن هیچ گونه عارضه جانبی ندارد و برای درمان مشکلات مو‌ها استفاده می‌شود. برای مثال، روغن اسطوخودوس بهترین درمان ریزش مو‌ها است. تحقیقات ثابت کرده‌اند که ماساژ دادن روغن اسطوخودوس بر روی پوست سر، به کاهش ریزش مو و همچنین رشد مو‌ها کمک می‌نماید.

روغن برگ بو
استفاده از روغن برگ بو، به منظورِ تسریع رشد مو‌ها توصیه شده است. شما می‌توانید ۶ قطره از این روغن را با ۶ قطره روغن اسطوخودوس و 113 گرم روغن زیتون، مخلوط کنید و ترکیبی بسیار مغذی را برای مو‌هایتان درست کنید؛ سپس با این مخلوط کفِ سر و مو‌هایتان را ماساژ دهید و اجازه دهید روغن‌ها به مدت نیم ساعت روی سرتان باقی بمانند؛ بعد از آن مو‌هایتان را با یک شامپوی گیاهی بشویید. برای بدست آوردن بهترین نتیجه، این درمان را دوبار در هفته تکرار کرده و به مدت ۳ ماه ادامه دهید. این روغن همچنین برای بهبود دردهای عصبی و زخم‌های پوستی مفید است.

روغن درخت چای
روغن درخت چای دارای خواص بیشماری برای پوست و مو است. این روغن برای رشد و سلامتی مو و رفع شوره سر مورد استفاده قرار می‌گیرد. این روغن همچنین ریزش مو را کاهش می‌دهد. 10 قطره از این روغن را با 56 گرم روغن زیتون مخلوط کرده و کف سرتان را با آن ماساژ دهید. برای داشتن مو‌های بلند و پر حجم و رهایی از شوره سر، این درمان را یکبار در هفته و به مدت یک ماه انجام دهید.

روغن جوجوبا
روغن جوجوبا موجب تقویت پیاز موی شما می‌شود. این روغن موجب ترمیم مو‌های کدر، خشک و آسیب دیده می‌شود. این روغن همچنین رطوبت را در مو‌هایتان حفظ کرده و موجبِ تسریع رشد مو‌هایتان می‌شود. این روغن را بر روی کف سر و موهای خود ماساژ دهید و اجازه دهید تا یک ساعت رویِ آن‌ها باقی بماند. این روغن درخشش زیبایی به مو‌های سیاه می‌دهد. پس از یک ساعت این روغن را با شامپوی همیشگی تان از روی سر خود شسته و آبکشی نمایید.

روغن رزماری
روغن رزماری موجب رشد و تقویت مو‌ها می‌شود. این روغن را با روغن جوجوبا و روغن زیتون مخلوط کرده و به ریشه موهایتان بزنید. این ترکیب ریشه مو‌ها را تغذیه کرده و موجب رشد مو‌ها می‌شود. اگر با روغن رزماری که آن را گرم کرده‌اید، کف سر و مو‌هایتان را ماساژ دهید، مو‌های براق و پر حجمی خواهید داشت.

روغن لیمو
روغن لیمو علاوه بر خواصی که برای پوست دارد، موجب تقویت مو‌ها شده و به آن‌ها ظاهری درخشان می‌بخشد. این روغن پیاز مو را تقویت کرده و ریزش مو را کنترل می‌کند. این روغن درمان مؤثری برای شوره سر است.
می‌توانید برای تقویت مو‌هایتان از روغن زیتون نیز استفاده کنید.

=====================

روغن بادام پوست سرتان را نرم و مرطوب می کند

روغن چوب سدر پوست سر را تحریک می کند و باعث رشد مو می شود

روغن بابونه به موها لطافت و درخشش اضافه می کند و پوست سر را نرم می کند

روغن مریم گلی باعث افزایش رشد موها می شود و پوست سر را تحریک می کند

روغن نارگیل موها را نرم می کند و به درخشش آنها می افزاید

روغن جوجوبا موها را مرطوب می کند، به آنها مواد معدنی اضافه می کند و پوست سر را تحریک می کند

روغن اسطوخودوس موها را از ریشه نرم می کند، آنها را براق نگاه می دارد و شوره سر را کنترل می کند

روغن رزماری ریشه های مو را تحریک و سرعت رشد مو را زیاد می کند و گردش خون در پوست سر را بهبود می بخشد

روغن چوب صندل برای بهبود بخشیدن به انتهای موها موثر است و همچنین موها را خوشبو می کند



چگونه از روغن ها استفاده کنیم؟

پس از اینکه سر و موهای خود را با ترکیبات روغنی چرب کردید، آنرا با حوله و یا کلاه حمام بپوشانید. می توانید پس از ۳۰ دقیقه سرتان را شستشو دهید و یا آنها را شب بر روی سرتان باقی بگذارید و صبح روز بعد با شامپو بشورید. دقت کنید که روغن را به صورت کامل از روی موهایتان شستشو دهید. این روغن ها نباید مدت زیادی بر روی مو و پوست سر باقی بمانند.

متخصصین پوست و مو این ترکیبات روغن ها را پیشنهاد می دهند:
- چوب سدر، مریم گلی، اسطوخودوس
- جوجوبا، مریم گلی، چوب سدر
برچسب‌ها: روغن ها
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : جمعه ۲۴ خرداد۱۳۹۲
چرا هندی‌ها موهای پرپشتی دارند؟
هندی‌ها به شانه‌ کردن موها اهمیت زیادی می‌دهند، سرخط همه توصیه‌های آنها سفارش به شانه کردن موهاست، آنها می‌گویند وقتی موها به طور مرتب شانه شوند، احتمال شکننده شدن آنها کاهش می‌یابد. اما شانه کردن هم از نظر آنها اصول خاص خود را دارد؛ اول از همه می‌گویند که موهای خیس را نباید شانه کرد، زیرا وقتی مو خیس است بیش از هر زمانی ضعیف و شکننده می‌شود و به همین دلیل نباید به هیچ‌وجه موهای خیس را شانه کرد. البته حواستان باشد بهتر است موها به‌طورطبیعی خشک شوند تا آسیب کمتری ببینند. از سشوار و خشک‌کننده‌ها تنها زمانی استفاده کنید که مجبورید در زمانی کوتاه موها را خشک کنید یا بخواهید آنها را برای مراسمی خاص حالت دهید. البته باید گفت بهتر است موها را قبل از شستن، شانه کرده و گره‌های آن را باز کنید.

قدیمی‌ترین روغن‌های هندی‌ها
طب سنتی هندی اعتقاد فراوانی به قدرت روغن نارگیل در احیای مو دارد و در واقع این روغن، یکی از رایج‌ترین مواد طب آیورودا یا همان طب هندی است و چون مغذی است و خاصیت مرطوب‌کنندگی فراوان دارد، از آن اغلب به عنوان یک درمان برای کمک به رشد مو استفاده می‌کنند. برای مصرف روغن نارگیل باید آن را با روغن کرچک و عطر مخلوط کرده و به طور مرتب در ماساژ پوست سر به کار برد. قابل ذکر است که ماساژ دادن موها توسط روغن نارگیل می‌تواند شما را از شر شوره سر، موخوره و ریزش مو نیز نجات دهد. بیشتر محصولات تجاری مخصوص رشد موی آیورودا حاوی روغن نارگیل هستند. علاوه بر این هندی‌ها چند قرن است که از روغن نارگیل به عنوان ماده‌ای برای جلوگیری از پیری و رهایی از استرس استفاده می‌کنند. همچنین عطر نارگیل حس تازه‌ای را در شما متولد می‌کند.

اهمیتی که هندی‌ها به روغن می‌دهند
یکی از تکنیک‌هایی که هند‌ی‌ها به آن اهمیت زیادی می‌دهند، روغن زدن به موهاست، آنها می‌گویند باید حداقل هفته‌ای 2بار موها را روغن زد، البته بهترین حالت این است که قبل از شست‌وشو این کار را انجام دهیم. روغن به راستی می‌تواند روی موهای شما معجزه کند زیرا همچون لایه‌ای روی هر کدام از تارهای مو می‌نشیند و درخشندگی خاصی به موها می‌دهد. ماساژ با روغن نیز می‌تواند جریان خون پوست سر را تسهیل کند و در نتیجه رشد موها را افزایش دهد. البته در کنار استفاده از روغن حواستان باشد که نباید از کاندیشنر‌های آسیب‌زننده و شامپوهای قوی استفاده کنید چون آنها به موها آسیب می‌رسانند و آنها را خشک می‌کنند. البته اگر موها شوره داشته ‌باشند باید با یک شامپوی ضدشوره خوب آنها را از بین برد. در کل باید سعی کنید موها را همیشه تمیز نگه دارید و آنها را در معرض بادهای خیلی قوی، گرد و خاک و آلودگی‌های دیگر قرار ندهید.

هندی‌ها موها را روغن داغ می‌کنند
ماساژ با روغن داغ می‌تواند تا حد زیادی رطوبت موها و پوست سر را تامین کند. برای این کار از روغن‌های باکیفیت استفاده کنید، روغن‌هایی مانند روغن نارگیل، بادام یا زیتون می‌تواند بسیار مناسب باشد. اما تکنیک روغن داغ چگونه است؟ شما باید مقداری روغن را در یک ظرف ایمن در ماکروویو گرم کنید، گرمای آن نباید در حدی باشد که دستتان را بسوزاند. بعد این روغن گرم را روی پوست کف سر ماساژ دهید تا رطوبت لازم به این قسمت برسد.

شیرین‌بیانی که رشد موها را تسهیل می‌کند
به گفته دکتر ورت، یکی از متخصصان طب سنتی هند، شیرین بیان از گیاهان دارویی است که در طب آیورودا استفاده می‌شود و برای درمان ریزش مو اثر فوق‌العاده‌ای دارد. دکتر ورت می‌گویند: ریشه شیرین‌بیان برای تحریک رشد مو مناسب است، هرچند تا به حال شواهد علمی زیادی برای تایید این ادعا وجود ندارد. هندی‌ها ریشه شیرین‌بیان را با روغن کرچک مخلوط می‌کنند و به عنوان یک دارو برای رشد مو و درمان ریزش مو روی پوست سر ماساژ می‌دهند. روش دیگر این است که می‌توانید شیرین‌بیان را با شیر مخلوط کنید و پوست سر را به همان شیوه‌ قبلی ماساژ دهید. اگر هم استفاده طبیعی از آن برایتان سخت است، می‌توانید از محصولات مراقبتی مو که حاوی ریشه شیرین بیان هستند، استفاده کنید.

از نظر هندی‌ها چرا موها می‌ریزد
متخصصان طب سنتی هندی می‌گویند میزان ریزش موها با مزاج بدن و از طرف دیگر با ساختار ذهنی بسیار مرتبط است و با توجه به این موارد می‌توان ریزش موها را کنترل کرد. از جهت دیگر در طب هندی (آیوردیک) موها را به عنوان محصول جانبی شکل گرفتن استخوان‌ها به حساب می‌آورند، یعنی می‌گویند همان بافت‌هایی که استخوان‌ها را شکل می‌دهند، مسئول رشد موها نیز هستند. اما روش آنها برای درمان ریزش موها ترکیبی از گیاهان دارویی، رژیم غذایی خاص، تکنیک‌های مدیتیشن، یوگا، عطردرمانی، ماساژ با روغن و... است. آنها می‌گویند برای درمان ریزش موها باید روزانه یک‌سوم فنجان آب آلوورا بنوشید یا اینکه یک قاشق غذاخوری ژل آلوورا به همراه کمی زیره 2 تا 3 ماه هر روز بخورید.

هندی‌ها چه می‌خورند که موهایشان نمی‌ریزد؟
هر صبح یک مشت کنجد سفید بخورید چون این دانه‌ حاوی مقدار کافی منیزیم و کلسیم برای رشد مناسب موهاست. حتما هر روز ماست مصرف کنند. تا جایی که می‌توانید در رژیم غذایی خود سبزیجات با برگ سبز، سالاد، شیر، انواع غلات، میوه‌ها وجوانه‌ها را بگنجانید به طور کلی مصرف پروتئین کافی، مخمر، جوانه گندم، دوغ، غلات سبوس‌دار، آجیل، لوبیا، سویا و... نیز می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. مطمئن شوید که بدنتان به طور متوسط ویتامین دریافت می‌کند. مصرف غذاهای حاوی گوگرد، روی، ویتامین ب کمپلکس، ویتامین C و اسیدهای چرب ضروری را فراموش نکنید.

گیاهانی که مانع ریزش موها می‌شوند
در مکتب هند اعتقاد دارند که برخی از گیاهان به بهبود گردش خون کمک کرده، پوست سر را ضدعفونی و فرایند رشد موها را تسهیل می‌کنند، برخی از این گیاهان و طریقه مصرف آنها عبارت است از: می‌توانید موهایتان را با سرکه سیب و چای مریم‌گلی بشویید، زیرا این مواد رشد مو را تحریک می‌کنند. عصاره شیرین‌بیان نیز در جلوگیری از ریزش مو کمک‌کننده است. گیاه دم‌اسب بهترین منبع سیلیس است و به همین دلیل کمک می‌کند تا هم موها تقویت شوند و هم درخشندگی خاصی پیدا کنند. اگر می‌توانید پوست سر را با اسانس گزنه، رزماری و گیاه دم‌اسب به‌طور منظم ماساژ دهید، چنین ماساژ منظمی می‌تواند باعث تحریک رشد موها شود.

ماساژ کف سر با روغن‌های حاوی ویتامین E
با ماساژ پوست سر می‌توانید جریان گردش خون را بهبود دهید و در نتیجه سلامت موها و پوست سر را تامین کنید. روزانه 5 تا 10 دقیقه خیلی ملایم پوست سر را ماساژ دهید، این کار برای درمان ریزش موها خیلی مفید است، البته توصیه می‌کنیم برای این ماساژ از روغن نارگیل یا بادام استفاده کنید چون این روغن‌ها حاوی ویتامین E هستند و این ویتامین می‌تواند از ریزش موها جلوگیری کند. از طرف دیگر روغن ویتامین E (روغن درون کپسول‌های ویتامین E) نیز می‌تواند به موهای ضعیف قدرت خاصی ببخشد و علاوه بر اینها مانع خشکی یا پوسته پوسته شدن پوست سر شود.

به نقل از مجله سیب سبز
http://fa.parsiteb.com/news.php?nid=14873

برچسب‌ها: ریزش مو
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : جمعه ۲۴ خرداد۱۳۹۲
زنان در خانه، پوسته سخت بلوطها را با چاقویی که به آن “رُنجُک” می گویند، شکافته و میوه آن را با پوستی قهوه ای در آفتاب خشک می کنند. 
بعد از یک هفته پوسته قهوه ای رنگ نازک، از بلوط جدا می شود که به آن”جَفت” گفته می شود. 
“جفت” در طب سنتی کاربردهای فراوانی دارد. برای جلوگیری از ریزش مو، آب “جَفت” را با حنا ترکیب می کنند و مانند رنگ مو بر سر می گذارند. 




*جفت روزنه مو رو تنگ میکنه و باعث میشه مو رشدش کم باشه ولی ریزش رو قطع میکنه و ریشه رو قوی میکنه.ولی کاری هم به رویش مجدد نداره یعنی مانعی نداره
برچسب‌ها: ریزش مو
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : چهارشنبه ۲۲ خرداد۱۳۹۲
خانم‌هایی که با سفیدی و ریزش تارهای مو در دوران میانسالی و کهنسالی مواجهه هستند می‌توانند در مدت زمان  از مخلوط گیاه دارویی ریواس و بابونه برای تقویت و تغییر رنگ موهایشان استفاده کنند. استفاده از این ترکیب به صورت موضعی یا حمام کردن در آبی که عصاره یا جوشانده بابونه و ریواس در آن قرار دارد موجب تقویت بدن و افزایش توان و سیستم ایمنی بدن می‌شود.

نسخه1: اگر موهای خود را بلوند کرده‌اید، برای افزایش درخشندگی و شفافیت آن هر هفته آنها را با جوشانده گیاه بابونه بشویید. این جوشانده علاوه بر درخشندگی موها، مقاومت تارهای مو را در برابر مواد شیمیایی افزایش می‌دهد.

نسخه2: برای تهیه مخلوط بابونه و ریواس باید به میزان مساوی گل بابونه و گل ریواس را درون 3 لیوان آب بریزید و این مخلوط را روی حرارت ملایم قرار دهید تا آماده شود. بعد از گذشت 20دقیقه که گل بابونه در آب جوشید این محلول آماده است. آن را صاف کرده و پس از خنک شدن روی موهای خود ماساژ دهید. این کار را تکرار کنید تا رنگ طلایی مورد علاقه‌تان روی موها ظاهر شود.

نسخه 3: ماساژ مخلوط جوشانده گل بابونه با روغن بادام روی پوست سر یکی از بهترین روش‌ها برای درمان خارش و از بین رفتن قرمزی و التهاب پوست سر است.
برچسب‌ها: ریزش مو
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : چهارشنبه ۲۲ خرداد۱۳۹۲

 هر کدوم از اعضای بدن یه طبعی داره و کل بدنم یه طبع.


شناسایی مزاج معتدل و نا معتدل:
1/اگر گوشت بدن و اندام ها سخت و سفت باشد مزاج خشک و اگر معتدل باشد مزاج تر است.

2/ اگر دست روی اندام بزاریم سرد باشه مزاج سرد و اگر بدون علت گرم باشد مزاج گرم و اگر معتدل باشد مزاج معتدل
3/ از روی بسیاری و ضخیم بودن مو / رنگ مو/ جعدی یا راستی مو می شه طبعو شناخت : اگر مو : پر و کثیف (ضخیم) مزاج گرم. اندک و باریک مزاج سرد. اگر جعد و بر هم شکسته مزاج خشک. اگر راست یا صاف باشد تر است. اگر سیاه گرم. سرخ یا اشقر معتدل. اگر سرخی میل به سفیدی و زردی مزاج سرد.
4/ اگر رنگ پوست
سرخ: گرم
سپید: سرد
تیره و گرفته: سردی نیک غالب است
سیاه: گرم و خشک
5/اگر گوشت و چربی بدن برابر باشه:سردتر است.
اگر چربی بیشتر باشه:سردی بر تری غلبه دارد.
اگر عضله بیشتره: تری بر سردی غلبه داره.
گوشت زیاد بدن : نشانه تری مزاجه
چربی اندک بدن: گرمی مزاج
گوشت و چربی اندک:گرمی و خشکی مزاجه


بچه ها عمر انسان هم دارای مزاجه:
از 0- 15 (مزاج عموما گرمه)
15تا حدود 35 الی 40 (تری کم تر و گرمی بر حال خود باقی) . در روزگار جوانی مزاج گرم و خشکه
40تا 60 (در میانسالی گرمی و تری کم می شود)
60 به بعد روز به روز از گرمی و تری کاسته می شه.

نکته: هر کسی که دارای مزاج خاص خود هست در رسیدن به هریک از این دوران عمر بدنش یه عکس العمل نشون می ده. مثلا اونی که طبعش سرده تو اون قسمت از دوران عمرش که مزاجش حالش بد می شه یا به عکس در دوران جوانی که دوران گرمی است مزاجش رو به اعتدال می ره و حالش خوب می شه


 اگر مزاج سال های عم و اعضای بدن و فصلارو بدونین می دونین تو هر فصل و یا دوره از سن چه چیزی استفاده کنین که بدنتون همیشه رو به اعتدال باشه. مثلا اگر مزاجتون گرم و تو ایام جوانی هستیتن از سردی استفاده کنین یا برعکسو و همچنین فصلا مثلا مزاج انواع فصلا:

بهار: مزاجش معتدله
تابستان: گرم و خشکه
پاییز:از لحاظ سردی و گرمی معتدل . بنابراین سرد و خشکه.زمستان: سرد.
زمستان: سرد و تر



اینم مزاج اندام ها:

اندام با مزاج گرم:
روح و قلب
خون
کبد
گوشت
ماهیچه
طحال
کلیه
رگ ها
ورید

اندام مزاج سرد به ترتیب اولویت

بلغم
پیه
چربی
مو (توجه)
استخوان
غضروف
رباط
وتر
غشاء(شامه)
عصب
نخاع
مغز
پوست
اندام مزاج مرطوب به ترتیب اولویت:
بلغم
خون
چربی
پیه
مغز
نخاع
گوشت پستان و بیضه ها
طحال
کلیه ها
ماهیچه ها
پوست
نکته: برای پیشگیری از بیماری های اندام سرد و تر از غداهای سرد و تر کتر استفاده باید کرد.

اندام با مزاج خشک:
مو
استخوان
غضروف
زرد پی
وتر
غشا
شریان
وریدها
عصب حرکتی
قلب
پوست


پس مو مزاجش سرد و خشک شد. پس هم سردی براش بده هم خشکی زیاد.
برچسب‌ها: ریزش مو
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : چهارشنبه ۲۲ خرداد۱۳۹۲
6دلیل عمده ریزش مو در خانمها + روشهای درمانی

وقتی ریزش مو به یک مشکل تبدیل می‌شود

ریزش موی زیاد و بی‌دلیل می‌تواند واقعاً ترسناک و نگران ‌کننده باشد. اما خوشبختانه معمولاً راهی برای برطرف کردن آن وجود دارد.

همه دچار ریزش مو می‌شوند. این اتفاق معمولاً موقع دوش گرفتن، سشوار کشیدن موها یا شانه کردن آنها رخ می‌دهد و کاملاً طبیعی است. دکتر فراچسکا فاسکوف متخصص پوست و مو می‌گوید، “ریختن پنجاه تا صد تار مو در روز طبیعی است. دلیل آن این است که مو وارد چرخه‌ خود می‌شود و موی جدید جای آن را می‌گیرد.” اما ریزش مو می‌تواند نشانه یک مشکل جسمانی جدی‌تری باشد که نیاز به معاینه متخصص و احتمالاً درمان دارد. در این مقاله به ۶ دلیل عمده ریزش مو و راه‌ های کنار آمدن با آن می‌پردازیم.

۱٫ تلوژن افلوویوم (Telogen Effluvium
)

تلوژن افلوویوم پدیده‌ای است که پس از بارداری، جراحی‌های مهم، کاهش وزن شدید و استرس زیاد اتفاق می‌افتد طوریکه در روز تعداد زیادی از موهایتان معمولاً موقع شامپو کردن موها، درست کردن یا شانه کردن آنها می‌ریزند. ریزش مو می‌تواند یکی از عوارض جانبی مصرف برخی داروها مثل داروهای ضدافسردگی، بتابلاکرها و داروهای ضدالتهابی غیراستیروئیدی باشد. طی تلوژن افلوویوم، موها قبل از اینکه سریع وارد فاز تلوژن شوند، بسیار سریعتر از حد نرمال از فاز رشد وارد فاز استراحت می‌شوند.

علائم: زنان مبتلا به تلوژن افلوویوم،۶ هفته تا ۳ ماه پس از یک اتفاق استرس ‌زا دچار ریزش مو می‌شوند. در این زمان، ممکن است موها دسته‌ دسته بریزند.

آزمایشات: هیچ آزمایش خاصی برای تلوژن افلوویم وجود ندارد اما پزشک می‌تواند با پرسیدن سوالاتی درمورد اتفاقات استرس ‌زای اخیر و معاینه ریشه موها آن را تشخیص دهد.

چه باید کرد: در برخی موارد، مثل بارداری یا جراحی‌های مهم، باید تا کندتر شدن روند ریزش مو تحمل داشته باشید. اگر علت اصلی مصرف یک داروی خاص باشد، درمورد پایین آوردن دوز مصرفیتان یا تغییر دارو با پزشکتان صحبت کنید. اگر دلیل ریزش مویتان استرس است، نهایت تلاشتان را برای پایین آوردن میزان اضطراب و استرستان انجام دهید.

۲٫ کم‌ کاری تیروئید

میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، که اکثر آن را زنان تشکیل می‌دهند، از بیماری تیروئید رنج می‌برند. وقتی بدنتان مقدار کمی هورمون تیروئید تولید کند، هورمونی که مسئول متابولیسم بدن، ضربان ‌قلب و روحیه است، یعنی به کم‌کاری تیروئید دچار هستید. اگر بدنتان مقدار زیادی از هورمون تیروئید تولید کند پرکاری تیروئید دارید. هورمون تیروئید مسئولیت زیادی در بدن دارد، از سرعت سوخت ‌و ‌ساز پایه—سرعتی که بدنتان برای فعالیت اکسیژن و انرژی مصرف می‌کند—گرفته تا رشد موها، پوست و ناخن‌هایتان. اما وقتی مقدار کافی و مناسب از این هورمون در بدن وجود نداشته باشد، برخی از عملکردهای بدنتان دچار تغییر می‌شود.

علائم: کم‌کاری تیروئید علائم بسیار زیادی در بدن ایجاد می‌کند که از آن قبیل می‌توان به افزایش وزن بی‌دلیل، خستگی، یبوست، افسردگی و مشکل در مرکز کردن اشاره کرد. مو، ناخن و پوست شکننده ‌تر شده و بسیار راحت‌تر می‌شکند. این مشکل در زنان، مخصوصاً زنان بالای ۵۰ سال، بسیار متداول‌تر است.

پرکاری تیروئید نیز می‌تواند موجب کاهش وزن بی‌دلیل، تپش قلب، اضطراب، آسیب‌پذیری، اسهال، رطوبت پوست، شعف عضلانی و بهت‌زده شدن چشم‌ها شود. با بالا رفتن متابولیسم نیز ممکن است ریزش مو اتفاق بیفتد. پرکاری تیروئید تداول کمتری نسبت به کم‌کاری آن دارد.

آزمایشات: آزمایش خون می‌تواند هورمون محرک تیروئید را که برای تحریک تیروئید برای تولید هورمون تیروئید توسط غده هیپوفیز تولید می‌شود، اندازه‌گیری کند. زیادتر از نرمال بودن هورمون محرک تیروئید معمولاً نشانه کم‌کاری تیروئید است درحالیکه پایین بودن مقدار آن نشانه پرکاری تیروئید.

چه باید کرد: برای برگرداندن هورمون تیروئید در بدنتان به حالت نرمال، پزشکتان داروی هورمون تیروئید برایتان تجویز خواهد کرد. برای اطمینان از مناسب بودن دوز مصرفی، نیاز به آزمایشات منظم تیروئید است.

۳٫ لوپوس

لوپوس یک بیماری خودایمن مزمن است که در آن سیستم ایمنی خود بدن به بافت‌های سالم آسیب می‌رساند. این مشکل ۵/۱ میلیون فرد را در سراسر جهان درگیر کرده است و در سال‌های باروری زنان بیشتر اتفاق می‌افتد.

علائم: لوپوس معمولاً موجب خستگی شدید، سردرد، زخم‌های دهانی و متورم شدن و دردناک شدن مفاصل می‌شود. افراد زیادی دچار یک زخم پروانه‌ای شکل در پل بینی می‌شوند و حساسیت زیادی به خورشید پیدا می‌کنند. علائم دیگر آن شامل تب، تورم پاها و دست‌ها و اطراف چشم، درد سینه و کم‌خونی می‌باشد. افراد زیادی همچنین دچار ریزش مو می‌شوند که ممکن است خفیف باشد و فقط موقع شامپو کردن موها یا شانه کردن آن اتفاق می‌افتد. این ریزش مو می‌تواند شدید هم باشد و موها دسته‌ دسته بریزد و روی پوست سر هم زخم‌هایی ایجاد شود. ازآنجاکه این علائم در مشکلات دیگر هم ممکن است اتفاق بیفتد، معمولاً بیماری لوپوس مقلد بزرگ هم نامیده می‌شود.

آزمایشات: روماتولوژیست مفاصل و سایر بافت‌های بدن را برای مشاهده علائم اتهاب مثل گرما، درد، تورم و قرمز شدن معاینه می‌کند. برای سنجش سطح پادتن‌های ضدهسته‌ای (ANA) آزمایش خون انجام می‌گیرد. روماتولوژیست معمولاً تعیین می‌کند که بیمار معیارهای تشخیصی تعیین شده توسط دانشگاه روماتولوژی امریکا را داراست یا خیر و از این طریق می‌تواند لوپوس را تشخیص دهد.

چه باید کرد: اگر ریزش موی شما با درد مفاصل، خستگی و سایر علائم گفته شده برای لوپوس همراه است، به روماتولوژیست مراجعه کنید. متخصص مشکل شما را با تجویز داروهای خوراکی مثل پردنیزون (prednisone) درمان می‌کند. اگر روی پوست سرتان زخم ایجاد شده است باید به پزشک متخصص پوست و مو مراجعه کنید که برایتان کرم موضعی تجویز کند.

۴٫ سندرم تخمدان پلی‌کیستیک

زنان زیادی در سراسر جهان از سندرم تخمدان پلی‌کیستیک رنج می‌برند. این مشکل که می‌تواند از یازده‌ سالگی شروع شود، به‌دلیل عدم توازن هورمونی ایجاد می‌شود که در آن تخمدان‌ها هورمون مردانه زیادی تولید می‌کنند. این مشکل معمولاً موجب ناباروری می‌شود.

علائم: سندرم تخمدان پلی‌کیستیک موجب رشد مو روی صورت، عادت ‌ماهیانه نامنظم، آکنه و جوش و کیست تخمدان می‌شود. بااینکه روی قسمت‌های دیگر بدن شاهد رشد بیشتر موها می‌شود، موهای سر شروع به ریزش شدید می‌کند.

آزمایشات: پزشکتان برای مشاهده بالا رفتن سطح تستوسترون و DHEAS که یک محصول فرعی تستوسترون است برایتان آزمایش خون انجام خواهد داد.

چه باید کرد: اکثر موارد سندرم تخمدان پلی‌کیستیک با داروهای ضدبارداری مثل Yasmin که حاوی یک آنتی ‌آندروژن قوی است که جلوی تستوسترون را می‌گیرد. کاهش وزن هم می‌تواند با کاهش تاثیر هورمون‌های مردانه برای این منظور مفید باشد.

۵٫ مشکلات پوست سر

ناسالم بودن پوست سر می‌تواند موجب اتهاباتی شود که رشد مو را دشوار می‌کند. مشکلات پوستی که موجب ریزش مو می‌شود شامل شوره‌ سر، پسوریازیس و عفونت‌های قارچی مثل کچلی است.

علائم: شوره سر باعث می‌شود پوست کف سر بریزد به همین دلیل پوسته‌های زردرنگ چرب در موهایتان می بینید یا روی لباستان می‌ریزد. این مشکل درنتیجه مخمری به نام مالاسزیا، تغییرات هورمونی یا چربی اضافی پوست ایجاد می‌شود. پسوریازیس که مشکلی خودایمن است که موجب تغییروتبدیل بیش از حد سلول‌های پوستی می‌شود و پوسته‌ای ضخیم و سفیدرنگ روی پوست ایجاد می‌کند که اگر کنده شود خونریزی می‌کند. کچلی هم با قارچی که با لمس کردن فرد یا حیوان مبتلا به آن دچار می‌شوید، لکه‌هایی قرمزرنگ روی پوسته سرتان ایجاد می‌شود که منتشر می‌شود.

آزمایشات: معاینه جسمی پوسته سر به تعیین مشکل شما کمک می‌کند. کشت قارچ و احتمالاً بیوپسی پوسته سر نیز برای تشخیص کچلی لازم است.

چه باید کرد: هر مشکل نیاز به نسخه خاص خود دارد: برای شوره سر یک شامپو درمانی، برای پسوریازیس دارو یا نوردرمانی و برای کچلی ضدقارچ‌های خوراکی تجویز می‌شود.

۶٫ درست کردن بیش از حد موها

شامپو زدن بیش از حد، رنگ کردن بیش از حد و استفاده زیاد از مواد آرایش مو می‌تواند به موهایتان آسیب برساند و موجب شکسته شدن و ریزش آنها شود. برای این منظور معمولاً از ترکیبی از کارهای مختلف—مثل استفاده از کراتین، رنگ مو و سشوار کشیدن موها—است که موجب این آسیب می‌شود.

علائم: اگر ریزش مو بخاطر آرایش بیش از حد موها باشد، موها شکننده می‌شود و پیاز مو در انتهای آن دیده نمی‌شود.

آزمایشات: پزشکان برای این منظور یک دسته از موها را گرفته، به آرامی می‌شکند تا ببینند موهایی که از آن دسته جدا می‌شوند در انتهای آن پیاز وجود دارد یا خیر.

چه باید کرد: از وسایلی که موهایتان را بیش از اندازه داغ می‌کند استفاده نکنید. سشوارتان رادر حالت خنک استفاده کنید و از اتوی مو تا حد امکان کمتر استفاده کنید. هیچوقت موها را یک تا دو درجه روش‌تر یا تیره‌تر از رنگ موی اصلیتان نکنید. تغییر رنگ مو هر چه شدیدتر باشد، نیاز به موادشیمیایی بیشتر است که موجب شکسته شدن موها می‌شود. اگر از ژل یا اسپری مو استفاده می‌کنید، قبل از اینکه خشک شود موها را شانه کنید چون موها سخت‌تر شده و شکسته شدن آن بیشتر می‌شود.

وضعیت موها شما نه تنها بر ظاهرتان تاثیر می‌گذارد، بلکه نشانه مهمی از وضعیت سلامتی بدنتان است. اگر دچار ریزش موی شدید شده‌اید حتماً به متخصص پوست و مو مراجعه کنید.

منبع : مردمان
برچسب‌ها: ریزش مو
نویسنده : دختر ایرانی
تاریخ : چهارشنبه ۲۲ خرداد۱۳۹۲
کمبود مواد غذایی غالبا باعث تأثیر بر ساقه مو شده و شکنندگی، ضعف و رشد آهسته آنها را موجب می گردد. مشکلات مو که ناشی از کمبود مواد مغذی باشند، با تغذیه صحیح قابل درمان هستند. مواد غذایی اصلی برای رشد مو عبارتند از ویتامین a، ویتامینهای گروه b، بیوتین، ویتامین c، مس، آهن، روی و آب.
به گزارش سلامت نیوز آنتی اکسیدانها عناصری هستند که بدن را در مقابل بیماریها و پیری زودرس محافظت می کنند. این ترکیبات بدن را علیه بیماریهای مزمن از جمله بیماریهای قلبی، آرتریت، سرطان و بیماریهای ناشی از تولید رادیکالهای آزاد حفظ می کنند.
سیستم پیچیده دفاعی در بدن وجود دارد که ویتامین ها، مواد معدنی، اسیدهای آمینه و آنزیمها نقش اساسی را در آن بازی می کنند، این سیستم پیچیده آنتی اکسیدان نام دارد.
آنتی اکسیدانهای شناخته شده عبارتند از:
1- ویتامین a: نوعی ویتامین محلول در چربی است که در سلامت پوست، مو و غشاء و مخاطی دارای اهمیت است. بعلاوه ویتامین a در دید شب به ما کمک می کند ویک عنصر ضروری برای رشد استخوان، دندان و ایجاد باروری است. این عنصر نوعی آنتی اکسیدان است که در رشد و سلامت سلول و بافت بدن از جمله مو و پوست سر نقش اساسی دارد. کمبود این ویتامین با تخریب سلولها منجر به ریزش مو و شوره سر می شود. میزان نیاز روزانه این ویتامین برای بالغین، 5000 واحد است و بدن نیاز به این ویتامین را از 2 طریق فراهم می کند:
* منابع گیاهی: به شکل کاروتنوئیدها مثل بتاکاروتن هستند که در بدن تبدیل به ویتامین a می شود. این منابع شامل میوه های زرد و نارنجی و سبزیجات سبز تیره هستند.
* منابع حیوانی: در فرم رتینول که شامل جگر، روغن ماهی، تخم مرغ و شیر هستند.
2- ویتامین b: انواع ویتامین b دارای خاصیت آنتی اکسیدان بوده و فعالیت سیستم ایمنی را تحریک می کند.
ویتامین b12,b6 و فولیک اسید که مواد حیاتی در تولید هموگلوبین می باشند. نقش هموگلوبین حمل اکسیژن از ریه ها به بافتهای بدن از جمله مو است. موهای قوی و سالم وابسته به خونرسانی خوب و اکسیژن کافی است. کمبود ویتامین b باعث کاهش خونرسانی و اکسیژن رسانی به مو شده و ساقه مو آسیب دیده و رشد آن کند می شود.
میزان نیاز روزانه ویتامین b6 2 میلی گرم برای افراد بالغ است. بهترین منابع ویتامین b6 غذاهای حاوی پروتئین از جمله مرغ، ماهی، جگر و سویا و دانه های گیاهی هستند. میزان نیاز روزانه ویتامین b12 بطور متوسط 6 میکروگرم برای افراد سالم است که غالبا در مواد غذایی حیوانی از جمله گوشت، ماهی، مرغ، تخم مرغ و شیر و سایر فرآورده های لبنی هستند.
3- ویتامین c: نوعی آنتی اکسیدان مهم است که بدن را در مقابل رادیکالهای آزاد محافظت می کند و بنابراین در محافظت بدن از انواع سرطانها، بیماریهای قلبی و استرس نقش دارد. بعلاوه ویتامین c در بخشی از سلول که مسئول تولید انرژی است نقش دارد و برای تولید اسپرم و باروری، تولید غضروف، مفاصل، پوست و عروق خونی نقش اساسی بازی می کند.
کمبود این ویتامین باعث استعداد مو به ریشه ریشه شدن و شکنندگی می شود. ویتامین c در تولید کلاژن که یک بافت همبند برای نگهداری بافت در کنار هم از جمله بافت مو است، قش دارد.
میزان نیازروزانه ویتامین c، 60 میلی گرم است. افراد سیگاری به میزان دو برابر افراد غیر سیگاری به این ویتامین نیاز دارند، ویتامین c در مرکبات، توت، خربزه، فلفل، سبزیجات با برگ تیره، سیب زمینی و گوجه فرنگی یافت می شود.
4- ویتامین e: فرم فعال ویتامین e، آلفاتوکوفرول است که نوعی آنتی اکسیدان قوی است. این ویتامین سلولها را از اثرات رادیکالهای آزاد که ناشی از متابولیسم سلولی است و باعث آسیب سلولها می شود، محافظت می کند.
5- سلنیوم: یک ماده ضروری است که در طب پیشگیری ارزش ویژه ای دارد. کمبود آن باعث ریزش مو، سفید شدن و شکنندگی موها می شود. منابع سلنیوم عبارتند از غلات، جگر، نان کامل، تن ماهی، پیاز، گوجه فرنگی و کلم بروکلی میزان نیاز روزانه آن 66 میکروگرم است.
6- روی: روی ماده اساسی در فعالیت 200 نوع آنزیم مختلف است. در تشکیل استخوان، ترمیم زخم، تولید پروتئین و تولید انسولین که ماده ضروری در متابولیسم کربوهیدراتها است، نقش اساسی دارد.
کمبود روی غالبا با شوره سر و ریزش مو همراه است. روی یک ماده ضروری در فعالیت سلولها و رشد بافت ترمیم آن است. روی همچنین در نگهداری غدد مترشحه چربی که در کنار فولیکولهای مو هستند، نقش دارد. منابع خوب روی شامل: منابع حیوانی از جمله غذاهای دریایی است. تخم مرغ و شیر به میزان کمتری دارای روی هستند. حبوبات و غلات نیز دارای روی هستند.
سایر آنتی اکسیدانها عبارتند از carotenoid, carnosine, bilberries، کوآنزیم، q10 و چای سبز که غالبا سلولها را از تأثیر مخرب رادیکالهای آزاد محافظت می کنند.

اگر ریزش مو به دلیل کم کاری تیروئید است، منابع غذایی حاوی ویتامین A و ید را به مقدار بیشتری مصرف کنید که شامل هویج، اسفناج، روغن دانه ها مثل روغن تخم کتان، گردو و تخمه کدو و نمک یددار است. اگر دچار کمبود ید هستید، شلغم ، کلم ، خردل، سویا، بادام زمینی و ارزن را مصرف نکنید. 

منبع:سلامت نیوز

بقیه در ادامه مطلب

برچسب‌ها: ریزش مو
 
 
يا ايها الرسل كلوا من الطيبات و اعملوا صالحا اني بما تعملون عليم:مومنون 51

يا ايها الذين امنوا كلوا من طيبات ما رزقناكم واشكروالله ان كنتم اياه تعبدون:بقره 172

و كلوا مما رزقكم الله حلالا طيبا و اتقوا الله الذي انتم به مومنون :مائده 88

يا ايها الناس كلوا مما في الارض حلالا طيبا و لا تتبعوا خطوات الشيطان انه لكم عدو مبين:بقره 168

به علت ثبت این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ،هرگونه کپی برداری بی اجازه،پیگرد قضایی خواهد داشت!!!
tebbehirani@gmail.com
www.tebbeirani.com